کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته - درس 1الف

در اینجا واژگان درس 1A از کتاب درسی English File Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "مصمم"، "وجدانی"، "منبع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته
personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

اجرا کردن

مهربان

Ex: The elderly couple held hands as they walked down the street , their affectionate bond evident to all who passed by .

زوج سالخورده در حالی که در خیابان راه می‌رفتند دست یکدیگر را گرفتند، پیوند محبت‌آمیز آنها برای همه کسانی که از کنارشان گذشتند آشکار بود.

ambitious [صفت]
اجرا کردن

جاه‌طلب

Ex: The ambitious politician outlined bold plans for economic reform to drive the country 's growth and prosperity .

سیاستمدار جاه‌طلب برنامه‌های جسورانه‌ای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.

assertive [صفت]
اجرا کردن

به‌خود‌مطمئن

Ex: He admired her assertive personality , which made her stand out in a competitive environment .

او از شخصیت قاطع او تحسین می‌کرد، که باعث می‌شد در محیطی رقابتی برجسته شود.

bossy [صفت]
اجرا کردن

ارباب‌منش

Ex: The bossy sibling always tries to dictate what games they should play , leaving the others feeling excluded .

خواهر یا برادر سلطه‌جو همیشه سعی می‌کند دیکته کند که چه بازی‌هایی باید بازی کنند، و باعث می‌شود دیگران احساس طرد شدن کنند.

honest [صفت]
اجرا کردن

صادق

Ex: The honest witness testified in court , providing crucial evidence for the case .

شاهد صادق در دادگاه شهادت داد و شواهد حیاتی برای پرونده ارائه کرد.

loyal [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: The loyal fan faithfully attended every game , cheering enthusiastically for their team win or lose .

طرفدار وفادار با وفاداری در هر بازی حاضر شد و با اشتیاق از تیمش حمایت کرد، چه ببرد چه ببازد.

mature [صفت]
اجرا کردن

پخته (ذهنی)

Ex:

دانشجوی بالغ در کلاس نقش‌های رهبری را بر عهده گرفت، همسالان را راهنمایی و حمایت کرد.

moody [صفت]
اجرا کردن

دمدمی‌مزاج

Ex: His moody disposition made it difficult for others to predict how he would react in any given situation .

خلق و خوی دمدمی مزاج او پیش‌بینی واکنشش در هر موقعیت معینی را برای دیگران دشوار می‌کرد.

open-minded [صفت]
اجرا کردن

روشن‌فکر

Ex: As an open-minded traveler , he eagerly immersed himself in the local culture and customs of each destination .

به عنوان یک مسافر ذهن باز، او با اشتیاق خود را در فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر مقصد غوطه‌ور کرد.

outgoing [صفت]
اجرا کردن

برونگرا

Ex: As an outgoing salesperson , he excelled in building relationships with clients and closing deals .

به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.

patient [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex: The teacher was patient with the struggling student , providing extra help until they understood the concept .

معلم با دانش‌آموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

sensitive [صفت]
اجرا کردن

دل‌سوز

Ex: Being sensitive to cultural differences allows for better communication and mutual respect .

حساس بودن به تفاوت‌های فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم می‌کند.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: His stubborn insistence on doing things his own way often caused delays in the project .

اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه می‌شد.

bright [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The bright young intern quickly mastered the complex tasks assigned to her .

کارآموز جوان باهوش به سرعت بر وظایف پیچیده محوله تسلط یافت.

اجرا کردن

باوجدان

Ex: As a conscientious citizen , he volunteers regularly to support local charities and community initiatives .

به عنوان یک شهروند وجدانی، او به طور منظم داوطلب می‌شود تا از خیریه‌های محلی و ابتکارات جامعه حمایت کند.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

gentle [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: Even in difficult times , he maintains a gentle demeanor , offering solace to those around him .

حتی در زمان‌های سخت، او رفتار ملایمی دارد و به اطرافیانش تسلی می‌دهد.

resourceful [صفت]
اجرا کردن

مدبر

Ex: With his resourceful thinking , he devised a makeshift shelter using only materials found in the forest .

با تفکر منابع‌مند خود، او یک پناهگاه موقت را تنها با استفاده از مواد موجود در جنگل طراحی کرد.

sarcastic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: The sarcastic applause from the audience signaled their disapproval of the speaker 's remarks .

کف زدن کنایه‌آمیز حضار نشان‌دهنده عدم تأیید آنها از اظهارات سخنران بود.

اجرا کردن

خودکفا

Ex: Moving to a rural area taught her how to be self-sufficient , from growing her own vegetables to fixing minor household repairs .

انتقال به یک منطقه روستایی به او یاد داد که چگونه خودکفا باشد، از کاشت سبزیجات خود گرفته تا تعمیرات جزئی خانه.

spontaneous [صفت]
اجرا کردن

خودجوش

Ex: His spontaneous laughter filled the room , surprising everyone with its suddenness and joy .

خنده خودانگیخته او اتاق را پر کرد، همه را با ناگهانی بودن و شادی اش متعجب ساخت.

steady [صفت]
اجرا کردن

ثابت

Ex: Their friendship has remained steady despite living in different cities .

دوستی آنها پایدار باقی مانده است با وجود زندگی در شهرهای مختلف.

اجرا کردن

روراست

Ex: The manager 's straightforward decision-making style earned the respect of the entire team .

سبک تصمیم‌گیری مستقیم مدیر احترام تمام تیم را به دست آورد.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

thorough [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: The detective was known for being thorough in investigations , often uncovering clues others missed .

کارآگاه به خاطر دقیق بودن در تحقیقات معروف بود، اغلب سرنخ‌هایی را کشف می‌کرد که دیگران از دست داده بودند.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

deep down [عبارت]
اجرا کردن

در عمق وجود

Ex: He seemed confident and cheerful , but deep down , he struggled with self-doubt and insecurities .
اجرا کردن

در مجموع

Ex: On the whole , the neighborhood is a peaceful and pleasant place to live .

به طور کلی, محله مکانی آرام و دلپذیر برای زندگی است.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

idiom [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: In English , the idiom ' break the ice ' is used to describe starting a conversation in a social setting to ease tension , not actually cracking ice .

در انگلیسی، اصطلاح 'break the ice' برای توصیف شروع یک مکالمه در یک محیط اجتماعی به منظور کاهش تنش استفاده می‌شود، نه برای شکستن واقعی یخ.

cold fish [اسم]
اجرا کردن

شخص بی‌عاطفه

Ex: When he heard the sad news , he remained a cold fish , not showing any emotion or offering sympathy .

وقتی خبر غمگین را شنید، یک ماهی سرد باقی ماند، هیچ احساسی نشان نداد و همدردی نکرد.

soft touch [اسم]
اجرا کردن

فرد ساده‌لوح

Ex: With her kind personality , she sometimes ended up being a soft touch for people looking to bend the rules .

با شخصیت مهربانش، گاهی اوقات به طعمه آسانی برای افرادی تبدیل می شد که به دنبال دور زدن قوانین بودند.

اجرا کردن

اعصاب ضعیف

Ex: In high school , he had a quick temper and would often get into fights with his peers .

در دبیرستان، او زود عصبانی می‌شد و اغلب با همسالان خود درگیر می‌شد.

اجرا کردن

آزار به مورچه هم نرساندن

Ex: He may have a tough exterior , but deep down , he has a gentle heart and would n't hurt a flea .
اجرا کردن

به خود زحمت دادن (استعاری)

Ex: He never lifted a finger to get Jimmy released from prison .
heart of gold [عبارت]
اجرا کردن

خوش‌قلب

Ex: Everyone in the community knows her for her heart of gold .
اجرا کردن

مایه آزار

Ex: She 's always complaining and finding faults with everything ; she can be such a pain in the neck to be around .