کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته - درس 7ب

در اینجا واژگان درس 7B از کتاب درسی English File Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "بنای یادبود"، "نصب"، "فیگوراتیو" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته
sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: The public art installation featured a series of abstract sculptures that sparked conversation and contemplation among passersby .

نصب هنری عمومی شامل مجموعه‌ای از مجسمه‌های انتزاعی بود که گفتگو و تأمل را در میان رهگذران برانگیخت.

اجرا کردن

نصب

Ex: Proper installation of the equipment is crucial to ensure it operates safely and effectively .

نصب صحیح تجهیزات برای اطمینان از عملکرد ایمن و مؤثر آن حیاتی است.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

monument [اسم]
اجرا کردن

مکان تاریخی

Ex: Visiting the Colosseum in Rome allows you to see a monument that has stood for nearly two thousand years .

بازدید از کولوسئوم در رم به شما امکان می‌دهد یک بنای یادبود را ببینید که نزدیک به دو هزار سال است که پابرجا مانده است.

abstract [صفت]
اجرا کردن

انتزاعی

Ex: The idea of freedom is abstract , difficult to define universally .

ایده آزادی انتزاعی است، تعریف جهانی آن دشوار است.

figurative [صفت]
اجرا کردن

استعاری

Ex:

زبان مجازی در متن آهنگ، لایه‌هایی از عمق و احساس به موسیقی اضافه کرد.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
still life [اسم]
اجرا کردن

نقاشی طبیعت بی‌جان

Ex: He practiced sketching still life compositions to improve his understanding of form , proportion , and perspective .

او طراحی ترکیب‌بندی‌های طبیعت بی‌جان را تمرین کرد تا درک خود از فرم، تناسب و پرسپکتیو را بهبود بخشد.

portrait [اسم]
اجرا کردن

تک‌چهره

Ex: She decided to commission a portrait of her parents for their anniversary .

او تصمیم گرفت که یک پرتره از والدینش برای سالگردشان سفارش دهد.

اجرا کردن

خودنگاره

Ex: He hung his self-portrait in the hallway , where it drew compliments from visitors .

او پرتره خود را در راهرو آویزان کرد، جایی که مورد تحسین بازدیدکنندگان قرار گرفت.

drawing [اسم]
اجرا کردن

نقاشی

Ex: The art class learned various techniques for shading and blending in their charcoal drawings .

کلاس هنر تکنیک‌های مختلف سایه‌زنی و ترکیب را در نقاشی‌های زغالی خود آموخت.

اجرا کردن

تصویر

Ex: The manual included an illustration to show how the parts fit together .

دفترچه راهنما شامل یک تصویر بود تا نشان دهد چگونه قطعات به هم متصل می‌شوند.

poster [اسم]
اجرا کردن

پوستر

Ex: At the art fair , the local artist showcased a series of posters that combined photography and digital art , drawing in crowds eager to appreciate his unique style .

در نمایشگاه هنری، هنرمند محلی مجموعه‌ای از پوسترها را به نمایش گذاشت که عکاسی و هنر دیجیتال را ترکیب می‌کرد و جمعیت مشتاق برای قدردانی از سبک منحصر به فرد او را جذب می‌کرد.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (تصویر)

Ex: The painting of the countryside evokes feelings of serenity and peace

نقاشی از روستا احساس آرامش و صلح را برمی‌انگیزد.

canvas [اسم]
اجرا کردن

بوم نقاشی

Ex: The gallery featured an exhibition of abstract art , showcasing several large canvases that challenged viewers to interpret their bold shapes and colors .

گالری یک نمایشگاه از هنر انتزاعی را به نمایش گذاشت که شامل چندین بوم بزرگ بود که بینندگان را به تفسیر اشکال و رنگ‌های جسورانه‌شان دعوت می‌کرد.

frame [اسم]
اجرا کردن

قاب

Ex: They hung the family portrait in a silver frame above the fireplace .

آنها پرتره خانواده را در یک قاب نقره‌ای بالای شومینه آویزان کردند.

out of the blue [عبارت]
اجرا کردن

ناگهانی

Ex: She received a phone call out of the blue from a childhood friend she had n't spoken to in years .
اجرا کردن

بازار سیاه

Ex: The documentary explored the impact of the black market on local economies , highlighting how it undermines legitimate businesses and fuels crime .

مستند تأثیر بازار سیاه بر اقتصادهای محلی را بررسی کرد، و نشان داد که چگونه این بازار کسب‌وکارهای قانونی را تضعیف و جرم و جنایت را تشدید می‌کند.

red tape [اسم]
اجرا کردن

کاغذ بازی اداری

Ex: The new regulations added even more red tape to an already complex system .

مقررات جدید حتی کاغذبازی بیشتری به یک سیستم از قبل پیچیده اضافه کرد.

white lie [اسم]
اجرا کردن

دروغ مصلحتی

Ex: The child told a white lie to avoid trouble , claiming that the broken vase was an accident .

کودک یک دروغ مصلحتی گفت تا از دردسر جلوگیری کند، ادعا کرد که گلدان شکسته یک تصادف بوده است.

اجرا کردن

پرهزینه و بی‌فایده

Ex: His sprawling mansion became a white elephant after retirement .

عمارت گسترده او پس از بازنشستگی به یک فیل سفید تبدیل شد.

gray area [اسم]
اجرا کردن

مسئله نامشخص

Ex: In artistic interpretation , there 's a creative gray area that allows for diverse perspectives and meanings .

در تفسیر هنری، یک منطقه خاکستری خلاقانه وجود دارد که امکان دیدگاه‌ها و معانی متنوع را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

سیاه‌سفید (فارسی)

Ex: The designer chose a black-and-white color scheme for the logo to ensure versatility and timelessness .

طراح یک طرح رنگی سیاه و سفید برای لوگو انتخاب کرد تا همه‌کاره بودن و بی‌زمانی را تضمین کند.

red herring [اسم]
اجرا کردن

نکته انحرافی

Ex: The debate over a minor procedural detail was a red herring to delay the decision on the budget .

بحث بر سر یک جزئیات جزئی رویه‌ای، یک حواس‌پرتی برای به تأخیر انداختن تصمیم درباره بودجه بود.