کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 9 - 9E
در اینجا واژگان واحد 9 - 9E در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "dirt cheap"، "make a fortune"، "rip-off" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to have a great deal of money

پول پارو کردن, غرق پول بودن
طوری رفتار میکنند انگار غرق پولاند، اما تا خرخره بدهکارند.
having little or no financial resources

بیپول, ورشکسته
او پس از خرید آن لپتاپ گرانقیمت بیپول است.
something that costs a lot more than its real value

کالا یا خدمات با قیمت کذایی, سرکیسه کردن، چاپیدن
متوجه شدم که کیف برند لوکس فقط یک کلاهبرداری از یک طراحی ارزانتر بود.
costing very little, often far less than expected or typical

خیلی ارزان, به قیمت ناچیز
این کت را از مغازه دستدوم خیلی ارزان خریدم.
experiencing financial difficulties, often lacking money to cover basic expenses

تنگدست, فقیر
آنها آنقدر در تنگنا بودند که مجبور شدند برای گذراندن ماه به بانکهای غذایی متکی شوند.
having enough money or resources to live without financial worry, but not necessarily very wealthy

نسبتا پولدار
a considerable and swift gain of profit, particularly one made quickly and easily

سود کلان
سرمایهگذار املاک با خرید و فروش خانهها در یک محله در حال رشد، سود کلانی به دست آورد.
to earn a large amount of money, often in a short period of time and with little effort, usually through a successful business venture, investment, etc,

سود کلان بردن, یکشبه پولدار شدن
از آن سرمایهگذاری زودهنگام سود کلانی برد.
to lessen the amount of money or resources one uses compared to before, particularly due to having less available

صرفهجویی کردن, خرج را کم کردن
با بالا رفتن قیمتها، خیلی از خانوادهها دارند صرفهجویی میکنند.
in a very comfortable condition due to an abundance of wealth

غرق در ناز و نعمت, در اوج رفاه
آن اقامتگاه به مهمانان اجازه میدهد در اوج رفاه استراحت کنند.
to make enough money to pay for one's basic needs

خرج و دخل را جور کردن, از پس مخارج برآمدن
برای جور کردن خرج و دخل، شبها کار میکند.
to pay an unreasonably high price for something

قیمت گزاف دادن, گران خریدن
گردشگرها نزدیک میدان اصلی معمولاً برای غذا قیمت گزاف میدهند.
to survive with only the bare minimum resources, often with no savings or financial security

بخور و نمیر زندگی کردن, با حداقلها سر کردن
خیلی از خانوادهها بدون هیچ پساندازی بخور و نمیر زندگی میکنند.
to accumulate a large amount of wealth or money through one's own efforts, often through business ventures or investments

ثروت جمع کردن
in debt due to spending more than one's earnings

در وضعیت کسری بودجه, زیر بار بدهی
تا هفته بعد که حقوق بگیرم، حسابم زیر بار بدهی است.
| کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| واحد 7 - 7F | واحد 8 - 8A | واحد 8 - 8C | واحد 8 - 8E |
| واحد 8 - 8F | واحد 9 - 9A | واحد 9 - 9E | واحد 9 - 9F |
| واحد 9 - 9H | فرهنگ 1 | فرهنگ 7 | |
