کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 8 - 8A

در اینجا واژگان واحد 8 - 8A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نابرابری"، "جهانی شدن"، "درخواست"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
اجرا کردن

نابرابری جنسیتی

Ex: Gender inequality often leads to women being paid less than men for the same job .

نابرابری جنسیتی اغلب منجر به این می‌شود که زنان برای کار یکسان کمتر از مردان دستمزد دریافت کنند.

اجرا کردن

جهانی‌سازی

Ex: The rapid pace of technological globalization has transformed how we communicate and work .

سرعت سریع جهانی‌سازی تکنولوژیکی نحوه ارتباط و کار ما را متحول کرده است.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

اجرا کردن

بی‌خانمانی

Ex: Addressing homelessness requires both immediate relief and long-term solutions such as affordable housing .

رسیدگی به بی‌خانمانی هم به کمک فوری و هم به راه‌حل‌های بلندمدت مانند مسکن مقرون‌به‌صرفه نیاز دارد.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

racism [اسم]
اجرا کردن

نژادپرستی

Ex: She experienced racism at her new job .

او در شغل جدیدش نژادپرستی را تجربه کرد.

terrorism [اسم]
اجرا کردن

تروریسم

Ex: The government implemented stricter security measures to combat terrorism .

دولت اقدامات امنیتی سخت‌تری را برای مبارزه با تروریسم اجرا کرد.

اجرا کردن

بیکاری

Ex: Despite his qualifications , he struggled with unemployment for over six months .
campaign [اسم]
اجرا کردن

کمپین

Ex: The fundraising campaign exceeded its goal , thanks to generous donations from the community .

کمپین جمع‌آوری کمک‌های مالی به لطف کمک‌های سخاوتمندانه جامعه از هدف خود فراتر رفت.

sign [اسم]
اجرا کردن

علامت

Ex: Musical notation uses signs such as sharps ( ) and flats ( ) to indicate alterations in pitch .

نت‌نویسی موسیقی از علامت‌هایی مانند دیز (♯) و بمل (♭) برای نشان دادن تغییرات در زیر و بمی استفاده می‌کند.

to stand [فعل]
اجرا کردن

موضع داشتن

Ex: She firmly stood against any form of discrimination .

او محکم ایستاد در برابر هر نوع تبعیض.

to support [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: Friends and colleagues organized a fundraiser to support him in paying for his medical bills .

دوستان و همکاران یک جمع‌آوری کمک‌های مالی ترتیب دادند تا در پرداخت صورتحساب‌های پزشکی او را حمایت کنند.

to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex:

در حال حاضر، رأی‌دهندگان واجد شرایط در حال رأی دادن در مراکز رأی‌گیری هستند.

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

اجرا کردن

کنسرت یا مراسمی جهت کمک به خیریه

Ex: The benefit concert brought together artists from different genres to support the cause .

کنسرت خیریه هنرمندان از ژانرهای مختلف را برای حمایت از این هدف گرد هم آورد.

اجرا کردن

روز انتخابات

Ex: On election day , citizens are encouraged to vote , regardless of party affiliation .

در روز انتخابات، از شهروندان خواسته می‌شود تا بدون توجه به وابستگی حزبی خود رأی دهند.

interview [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه

Ex: The interview with the musician revealed insights into her creative process .
political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

debate [اسم]
اجرا کردن

مناظره

Ex: Students were encouraged to engage in a debate on whether school uniforms should be mandatory .

از دانش‌آموزان تشویق شدند که در یک مناظره درباره اینکه آیا باید لباس فرم مدرسه اجباری باشد شرکت کنند.

parliament [اسم]
اجرا کردن

مجلس

Ex:

پارلمان پس از چند هفته بحث و بررسی، قانون جدید را تصویب کرد.

candidate [اسم]
اجرا کردن

کاندیدا (در انتخابات)

Ex: After a rigorous interview process , she was selected as the top candidate for the job .

پس از یک فرآیند مصاحبه سختگیرانه، او به عنوان کاندیدای برتر برای این شغل انتخاب شد.

coalition [اسم]
اجرا کردن

ائتلاف (سیاست)

Ex: The coalition of environmental organizations successfully lobbied for stricter regulations on industrial emissions .

اتحادیه سازمان‌های محیط‌زیستی با موفقیت برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر در مورد انتشارات صنعتی لابی کرد.

اجرا کردن

رأی‌دهندگان

Ex: He campaigned extensively throughout his constituency to win votes .

او به طور گسترده در سراسر حوزه انتخابیه خود برای کسب آرا مبارزه کرد.

اجرا کردن

انتخابات سراسری

Ex: Political parties are holding rallies and debates in the lead-up to the general election .

احزاب سیاسی در آستانه انتخابات عمومی به برگزاری تجمعات و مناظره‌ها می‌پردازند.

protest [اسم]
اجرا کردن

اعتراض

Ex: The students ' protest was a response to the proposed tuition increase .

اعتراض دانشجویان پاسخی به افزایش پیشنهادی شهریه بود.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The experiment demonstrated the effectiveness of the new medication in reducing symptoms .

آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.

to go on [فعل]
اجرا کردن

به کار افتادن

Ex: When you press the start button , the engine should go on without any issues .

وقتی دکمه شروع را فشار می‌دهید، موتور باید بدون هیچ مشکلی روشن شود.

اجرا کردن

تظاهرات

Ex: The community organized a demonstration to raise awareness about homelessness in the city .

جامعه یک تظاهرات برای افزایش آگاهی درباره بی‌خانمانی در شهر سازماندهی کرد.

march [اسم]
اجرا کردن

رژه

Ex: Police monitored the march to ensure safety .
to hold [فعل]
اجرا کردن

برگزار کردن

Ex: She holds a weekly meeting with her team .

او هر هفته جلسه‌ای با تیمش برگزار می‌کند.

rally [اسم]
اجرا کردن

گردهمایی بزرگ

Ex: The political rally attracted supporters from across the country , eager to hear the candidate ’s vision for the future .

تجمع سیاسی حامیانی از سراسر کشور را جذب کرد، مشتاق شنیدن دیدگاه نامزد برای آینده.

to hold up [فعل]
اجرا کردن

(بالا) نگه داشتن

Ex: The strong branches of the tree held up the tire swing .

شاخه‌های محکم درخت تاب لاستیکی را نگه می‌داشتند.

placard [اسم]
اجرا کردن

پارچه‌نوشته

Ex: The police asked the protestors to take down the placard that was blocking traffic .

پلیس از تظاهرکنندگان خواست که پلاکارد مسدود کننده ترافیک را پایین بیاورند.

to listen [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن

Ex: Listen closely , and you can hear the birds singing in the trees .

با دقت گوش دهید، و می‌توانید آواز پرندگان را روی درختان بشنوید.

speech [اسم]
اجرا کردن

سخنرانی

Ex: The CEO 's annual speech outlined the company 's achievements and future goals .

سخنرانی سالانه مدیرعامل دستاوردهای شرکت و اهداف آینده آن را ترسیم کرد.

to shout [فعل]
اجرا کردن

داد زدن

Ex: The coach had to shout over the roaring crowd during the intense soccer match .

مربی مجبور شد در طول مسابقه فوتبال شدید، بر سر جمعیت پر سر و صدا فریاد بزند.

slogan [اسم]
اجرا کردن

شعار

Ex: Every time the commercial aired , the catchy slogan stuck in viewers ' minds , prompting them to visit the website .

هر بار که آگهی پخش می‌شد، شعار جذاب در ذهن بینندگان می‌ماند و آن‌ها را به بازدید از وب‌سایت ترغیب می‌کرد.

to sign [فعل]
اجرا کردن

امضا کردن

Ex: The author excitedly signed copies of the newly published book at the book signing event .

نویسنده با اشتیاق در مراسم امضای کتاب، نسخه‌های کتاب تازه منتشر شده را امضا کرد.

petition [اسم]
اجرا کردن

دادخواست

Ex: She submitted the petition to the city council , hoping they would listen to the community 's concerns .

او درخواست را به شورای شهر ارائه کرد، به امید اینکه آنها به نگرانی‌های جامعه گوش دهند.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

issue [اسم]
اجرا کردن

معضل

Ex: The software update aimed to fix the issue of frequent system crashes .
censorship [اسم]
اجرا کردن

سانسور اطلاعات

Ex: The military practiced censorship by blocking any sensitive information about troop movements from being published .

ارتش با مسدود کردن هرگونه اطلاعات حساس درباره حرکت نیروها از انتشار، سانسور را تمرین کرد.

corruption [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: Transparency organizations are working to reduce corruption in developing countries .

سازمان‌های شفافیت در حال کار برای کاهش فساد در کشورهای در حال توسعه هستند.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

پارلمان معلق

Ex: The country was left in a state of uncertainty after the hung parliament following the recent general election .

کشور پس از پارلمان معلق پس از انتخابات اخیر در حالت عدم قطعیت باقی ماند.

majority [اسم]
اجرا کردن

رأی اکثریت

Ex: Despite a close race , the incumbent managed to secure a majority on election night .
member [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Members of the committee will vote on the proposal next week .

اعضای کمیته هفته آینده در مورد پیشنهاد رأی خواهند داد.

vote [اسم]
اجرا کردن

رأی

Ex: The union members held a secret ballot vote to elect their new president .

اعضای اتحادیه رأی مخفی گرفتند تا رئیس جدید خود را انتخاب کنند.

اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The advertisement for the online course convinced me to enroll .

تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.

to organize [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: The secretary frequently organizes files in the office for easy retrieval .

منشی اغلب پرونده‌ها را در دفتر سازماندهی می‌کند تا بازیابی آسان باشد.

اجرا کردن

سلاح هسته‌ای

Ex: Nuclear weapons remain one of the most dangerous and controversial aspects of modern warfare .

سلاح‌های هسته‌ای همچنان یکی از خطرناک‌ترین و بحث‌برانگیزترین جنبه‌های جنگ مدرن هستند.