کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان واحد 9 - 9A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "چانه زنی"، "بودجه"، "خرج کردن زیاد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
to afford [فعل]
اجرا کردن

بضاعت داشتن

Ex: The goal is to afford essential needs and still have room for savings and leisure activities .

هدف این است که توانایی پرداخت نیازهای اساسی را داشته باشیم و هنوز هم جایی برای پس‌انداز و فعالیت‌های تفریحی داشته باشیم.

budget [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The project has a strict budget for equipment .
to get into [فعل]
اجرا کردن

وارد شدن

Ex: He got into a heated argument with his co-worker during the meeting .

او در جلسه با همکارش به درگیر بحثی داغ شد.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

to haggle [فعل]
اجرا کردن

چانه زدن

Ex: Before making a purchase , it 's often a good idea to haggle a bit , as some sellers may be willing to offer discounts .

قبل از انجام خرید، اغلب ایده خوبی است که کمی چانه بزنید، زیرا برخی از فروشندگان ممکن است مایل به ارائه تخفیف باشند.

اجرا کردن

پایین آوردن

Ex: The buyers are negotiating with the seller , hoping to knock down the asking price .

خریداران در حال مذاکره با فروشنده هستند، به امید کاهش قیمت درخواستی.

اجرا کردن

گران‌فروشی کردن

Ex: The contractor overcharged for the renovation work , despite agreeing on a set price .

پیمانکار برای کارهای بازسازی بیش از حد شارژ کرد، علیرغم توافق بر روی یک قیمت ثابت.

اجرا کردن

ولخرجی کردن

Ex: The family tried not to overspend on Christmas gifts this year .

خانواده امسال سعی کرد برای هدایای کریسمس زیاد خرج نکند.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.

to rip off [فعل]
اجرا کردن

(ناگهان) کندن

Ex:

کودک به طور تصادفی صفحه را از کتاب رنگ آمیزی پاره کرد.

اجرا کردن

قیمت‌ها را مقایسه کردن

Ex: The company is constantly shopping around for innovative solutions to enhance efficiency .

شرکت به طور مداوم راه‌حل‌های نوآورانه را مقایسه می‌کند تا کارایی را افزایش دهد.

to snap up [فعل]
اجرا کردن

زودتر از دیگران چیزی را به دست آوردن

Ex: They snapped up the property as soon as it was listed .

آنها به محض فهرست شدن ملک، آن را تصاحب کردند.

اجرا کردن

بریزوبپاش کردن

Ex: The entrepreneur splashed out on a lavish office space to create a motivating work environment .

کارآفرین پول زیادی خرج کرد برای یک فضای اداری مجلل تا یک محیط کاری انگیزه‌بخش ایجاد کند.

to back up [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex:

معلم همیشه از دانش‌آموزانش در تلاش‌های خلاقانه‌شان حمایت می‌کند.

to bring up [فعل]
اجرا کردن

هویدا ساختن

Ex: The spellbook contained instructions on how to bring up a phantom of the past through magical rituals .

کتاب طلسم شامل دستورالعمل‌هایی درباره چگونگی احضار یک شبح از گذشته از طریق مراسم جادویی بود.

اجرا کردن

آرام شدن

Ex: After the accident , it took her a while to calm down .

بعد از حادثه، مدتی طول کشید تا آرام شود.

to cut down [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: I need to cut down on sugar to improve my health .

من باید برای بهبود سلامتی‌ام قند را کم کنم.

to put down [فعل]
اجرا کردن

کم ارزش کردن

Ex: The coach addressed the team , careful not to put down any player but emphasizing areas for improvement .

مربی به تیم خطاب کرد، مراقب بود که هیچ بازیکنی را تحقیر نکند اما بر زمینه‌های بهبود تأکید کرد.

اجرا کردن

به چیزی نسبت دادن

Ex: His success can be put down to years of hard work and dedication .

موفقیت او را می‌توان نتیجه سال‌ها کار سخت و فداکاری دانست.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Residents put up with the noise of city life for the conveniences it offers .

ساکنان تحمل می‌کنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتی‌هایی که ارائه می‌دهد.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

to speak up [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن

Ex: The professor encouraged students to speak up in class .

استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در کلاس آزادانه و با اعتماد به نفس صحبت کنند.

اجرا کردن

رد کردن

Ex: The landlord turned down the rent increase , mindful of tenant affordability .

صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

basket [اسم]
اجرا کردن

سبد

Ex: They placed a basket of snacks on the table for guests to enjoy during the party .

آنها یک سبد از تنقلات روی میز گذاشتند تا مهمان‌ها در طول مهمانی از آن لذت ببرند.

checkout [اسم]
اجرا کردن

پرداخت

Ex: He was happy with the fast checkout system at the new cafe .

او از سیستم سریع پرداخت در کافه جدید راضی بود.

delivery [اسم]
اجرا کردن

تحویل

Ex: The restaurant guaranteed delivery within 30 minutes .

رستوران تضمین کرد که تحویل در عرض 30 دقیقه انجام شود.

item [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: They were disappointed when the item they wanted was out of stock .

آنها ناامید شدند وقتی که آیتم مورد نظرشان موجود نبود.

اجرا کردن

اطلاعیه

Ex: You 'll get a notification when your order is shipped .
review [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: I read a glowing review of the new movie in the newspaper .

من یک نقد درخشان از فیلم جدید را در روزنامه خواندم.

to track [فعل]
اجرا کردن

ردیابی کردن

Ex: The police were able to track the suspect 's movements through surveillance footage .

پلیس توانست حرکات مظنون را از طریق فیلم‌های نظارتی ردیابی کند.

wish list [اسم]
اجرا کردن

لیست علاقه‌مندی‌ها

Ex: I ca n’t afford everything on my wish list , but I hope to buy some items soon .

من نمی‌توانم همه چیز را در لیست آرزوهایم بخرم، اما امیدوارم به زودی برخی از موارد را بخرم.