کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 4 - 4H

در اینجا واژگان واحد 4 - 4H در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حفظ کردن"، "قدردانی کردن"، "ترویج دادن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: She was happy to receive a surprise gift on her birthday .

او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The local factory produces electronic components .

کارخانه محلی قطعات الکترونیکی را تولید می‌کند.

to feel [فعل]
اجرا کردن

احساس کردن

Ex:

او قبل از ارائه بزرگش احساس عصبی بودن کرد.

strongly [قید]
اجرا کردن

قویاً

Ex: The city was strongly impacted by the hurricane .

شهر به شدت تحت تأثیر طوفان قرار گرفت.

to review [فعل]
اجرا کردن

بازبینی کردن

Ex: Before signing the contract , the lawyer will review the terms and conditions to ensure they align with the client 's interests .

قبل از امضای قرارداد، وکیل بررسی خواهد کرد که شرایط با منافع موکل همخوانی داشته باشد.

to arise [فعل]
اجرا کردن

پدید آمدن

Ex: It was only when the sun set that the need for additional lighting arose in the outdoor event .

فقط زمانی که خورشید غروب کرد، نیاز به روشنایی اضافی در رویداد فضای باز به وجود آمد.

اجرا کردن

سپاسگزار بودن

Ex: The community appreciated the efforts of volunteers who cleaned up the park .

جامعه قدردانی کرد از تلاش داوطلبانی که پارک را تمیز کردند.

اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: They communicate their plans through weekly meetings .

آنها برنامه‌های خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط می‌دهند.

to express [فعل]
اجرا کردن

ابراز کردن

Ex: The poet has expressed deep emotions in the lines of his latest poem .

شاعر در بیت‌های آخرین شعر خود احساسات عمیقی را بیان کرده است.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

to promote [فعل]
اجرا کردن

ترفیع گرفتن

Ex: They decided to promote her to team leader due to her leadership abilities .

آنها تصمیم گرفتند او را به دلیل توانایی‌های رهبری‌اش به رهبر تیم ترفیع دهند.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: She suggested a new approach to solving the problem .

او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.

to organize [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: The secretary frequently organizes files in the office for easy retrieval .

منشی اغلب پرونده‌ها را در دفتر سازماندهی می‌کند تا بازیابی آسان باشد.