کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 5 - 5F

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5F در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تایید"، "فرزند"، "ملک"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
to release [فعل]
اجرا کردن

آزاد کردن

Ex: After completing her sentence , the prisoner was released from jail .

پس از اتمام حکمش، زندانی از زندان آزاد شد.

to mate [فعل]
اجرا کردن

جفت‌گیری کردن

Ex: Penguins mate on land , forming monogamous pairs during the breeding season .

پنگوئن‌ها در خشکی جفتگیری می‌کنند و در فصل تولیدمثل جفت‌های تک‌همسری تشکیل می‌دهند.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

depth [اسم]
اجرا کردن

عمق

Ex: The bookshelf 's depth was insufficient to hold the larger books , so they had to be stored horizontally .

عمق قفسه کتاب برای نگهداری کتاب‌های بزرگتر کافی نبود، بنابراین مجبور شدند آنها را به صورت افقی ذخیره کنند.

proof [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The historical documents served as proof of the ancient civilization 's advanced engineering skills .

اسناد تاریخی به عنوان اثبات مهارت‌های پیشرفته مهندسی تمدن باستانی عمل کردند.

confirmed [صفت]
اجرا کردن

تاییدشده

Ex: The confirmed arrival time of the package is tomorrow afternoon .

زمان رسیدن تأیید شده بسته فردا بعد از ظهر است.

guinea pig [اسم]
اجرا کردن

موش آزمایشگاهی (اصطلاحی)

Ex: They turned their backyard into a guinea pig sanctuary , adopting animals that had been used in laboratory experiments .

آنها حیاط خلوت خود را به یک پناهگاه برای خوکچه هندی تبدیل کردند، حیواناتی را که در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده شده بودند به سرپرستی گرفتند.

organ [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Doctors were concerned about the damage to his lungs , an essential organ for breathing .

پزشکان نگران آسیب به ریه‌های او، یک اندام حیاتی برای تنفس بودند.

offspring [اسم]
اجرا کردن

فرزند

Ex: The lioness proudly watched over her offspring as they played in the sun .

شیر ماده با غرور به فرزندانش نگاه می‌کرد که در آفتاب بازی می‌کردند.

اجرا کردن

سیستم ایمنی بدن

Ex: Proper nutrition and regular exercise are essential for maintaining a strong and healthy immune system , bolstering the body 's ability to fight off infections and diseases .
gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

background [اسم]
اجرا کردن

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره)

Ex: People from all backgrounds are welcome in our community center .
finding [اسم]
اجرا کردن

یافته (علمی)

Ex:

یافته‌های اخیر او می‌تواند نحوه درک ما از تغییرات آب و هوایی را تغییر دهد.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

family [اسم]
اجرا کردن

خانواده

Ex: My sister is my best friend and we do everything together as a family .

خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام می‌دهیم.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

look [اسم]
اجرا کردن

ظاهر

Ex: He maintained a youthful look despite his advancing age , thanks to his active lifestyle .

او با وجود سن بالا، به لطف سبک زندگی فعالش، ظاهر جوانی را حفظ کرد.

money [اسم]
اجرا کردن

پول

Ex: She donated money to a charity to help those in need .

او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

property [اسم]
اجرا کردن

خاصیت

Ex:

خاصیت شیمیایی اشتعال‌پذیری تعیین می‌کند که یک ماده چقدر به راحتی می‌تواند آتش بگیرد.

to smell [فعل]
اجرا کردن

بوییدن

Ex: Why are you always smelling the air after it rains ?

چرا همیشه بعد از باران هوا را می‌بویی؟

to smile [فعل]
اجرا کردن

لبخند زدن

Ex: The teacher 's encouraging words made the student smile with relief .

کلمات تشویق‌آمیز معلم باعث شد دانش‌آموز با آرامش لبخند بزند.

اجرا کردن

طبقه اجتماعی

Ex: He felt that social class affected people 's access to education .

او احساس کرد که طبقه اجتماعی بر دسترسی مردم به آموزش تأثیر می‌گذارد.