Solutions Upper-Intermediate "واحد 6 - 6E" واژگان

در اینجا واژگان واحد 6 - 6E در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دور از ذهن"، "قریب الوقوع"، "چشم های خسته" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
broad-based [صفت]
اجرا کردن

همه‌جانبه

Ex: The broad-based support for the new policy made it easier to pass .

حمایت وسیع‌الاساس از سیاست جدید، تصویب آن را آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The artist 's thought-provoking sculpture sparked intense discussions about societal norms and expectations .

مجسمه اندیشه‌برانگیز هنرمند بحث‌های شدیدی درباره هنجارها و انتظارات اجتماعی برانگیخت.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: Standing on the edge of the cliff , we were greeted by a breathtaking panorama of the vast ocean stretching out before us .

ایستاده بر لبه پرتگاه، با چشماندازی حیرت‌انگیز از اقیانوس وسیع که در مقابل ما گسترده شده بود، روبرو شدیم.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The film was highly praised by critics at the festival .

فیلم در جشنواره توسط منتقدان به شدت مورد تحسین قرار گرفت.

respected [صفت]
اجرا کردن

مورد احترام

Ex: The respected professor had a profound influence on generations of students .

پروفسور محترم تأثیر عمیقی بر نسل‌های دانشجویان داشت.

far-fetched [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The idea of time travel seemed far-fetched to most scientists .

ایده سفر در زمان برای بیشتر دانشمندان دور از ذهن به نظر می‌رسید.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The band became well-known after their hit single topped the charts .

گروه پس از اینکه تکآهنگ موفقشان به صدر جدولها رسید، به خوبی شناخته شد.

اجرا کردن

رکورد‌شکن

Ex: Her record-breaking performance earned her a gold medal .

عملکرد رکوردشکنانه او برایش مدال طلا به ارمغان آورد.

bleary-eyed [صفت]
اجرا کردن

با چشمانی پف‌کرده و تار (به دلیل کم‌خوابی)

Ex: After crying for hours , she had bleary-eyed and swollen eyes .

پس از گریه کردن به مدت ساعت‌ها، چشمانش تار و متورم بود.

اجرا کردن

هوش‌ازسربرنده

Ex: His mind-blowing performance left the audience in awe .

اجرای حیرت‌انگیز او تماشاگران را مبهوت کرد.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: She wears an attractive outfit that catches everyone 's attention at the party .

او یک لباس جذاب می‌پوشد که توجه همه را در مهمانی جلب می‌کند.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Understanding the concept was easy ; the teacher explained it clearly .

درک مفهوم آسان بود؛ معلم آن را به وضوح توضیح داد.

imminent [صفت]
اجرا کردن

قریب‌الوقوع

Ex: As the volcano continued to show signs of activity , residents feared an imminent eruption .

در حالی که آتشفشان به نشانه‌های فعالیت ادامه می‌داد، ساکنان از فوران قریب‌الوقوع می‌ترسیدند.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: He remained determined to learn a new language , practicing every day .

او مصمم به یادگیری یک زبان جدید باقی ماند، هر روز تمرین می‌کرد.

energetic [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: Tim 's energetic puppy eagerly bounded around the backyard , chasing after his favorite toys .

توله سگ پرانرژی تیم با اشتیاق در حیاط خلوت می‌پرید و به دنبال اسباب‌بازی‌های مورد علاقه‌اش می‌دوید.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: The forest fire is getting more serious by the hour .

آتش‌سوزی جنگل با گذشت هر ساعت جدی‌تر می‌شود.

densely [قید]
اجرا کردن

به‌طور متراکم

Ex: The city skyline was filled with densely arranged skyscrapers .

خط افق شهر پر از آسمان‌خراش‌هایی بود که به صورت متراکم چیده شده بودند.

populated [صفت]
اجرا کردن

پر‌جمعیت

Ex: The populated areas near the coast tend to be more developed.

مناطق مسکونی نزدیک به ساحل تمایل به توسعه یافته‌تر دارند.

اجرا کردن

انگلیسی‌زبان

Ex: English-speaking countries tend to have more global business opportunities .

کشورهای انگلیسی‌زبان تمایل دارند فرصت‌های تجاری جهانی بیشتری داشته باشند.

اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: Watching a comedy show always leaves her feeling light-hearted and in good spirits .

تماشای یک نمایش کمدی همیشه او را سبکبال و با روحیه‌ای خوب ترک می‌کند.

much-needed [صفت]
اجرا کردن

بسیار ضروری

Ex: The team received a much-needed boost when the star player returned from injury .

تیم یک تقویت بسیار مورد نیاز را دریافت کرد وقتی که بازیکن ستاره از مصدومیت بازگشت.

اجرا کردن

قدیمی

Ex: His views on relationships are a bit old-fashioned for today ’s world .

نگاه او به روابط برای دنیای امروز کمی منسوخ است.

اجرا کردن

محترم

Ex: She was invited to speak at the conference as a well-respected expert in her field .

او به عنوان یک متخصص بسیار محترم در زمینه خود به کنفرانس دعوت شد تا صحبت کند.

اجرا کردن

حواس‌پرت

Ex: She seemed absent-minded during the meeting , repeatedly drifting off into her thoughts .

او در طول جلسه حواس‌پرته به نظر می‌رسید، بارها در افکار خود غرق می‌شد.

اجرا کردن

با قلم خوب

Ex: He received praise for his well-written speech that resonated with the audience .

او برای سخنرانی خوب نوشته شده‌اش که با مخاطبان طنین انداز شد، تحسین دریافت کرد.

time-saving [صفت]
اجرا کردن

صرفه جویی در زمان

Ex: After testing several options , he chose the time-saving method that worked best for him .

بعد از آزمایش چندین گزینه، او روش صرفه‌جویی در زمان را انتخاب کرد که برایش بهتر کار می‌کرد.

اجرا کردن

اشتها‌آور

Ex: She prepared a mouthwatering roast chicken, seasoned with herbs and spices.

او یک مرغ کبابی اشتها آور آماده کرد، که با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار شده بود.

اجرا کردن

فراگیر

Ex: The far-reaching impact of climate change affects ecosystems , economies , and human societies worldwide .

تأثیر گسترده تغییرات آب و هوایی بر اکوسیستم‌ها، اقتصادها و جوامع انسانی در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد.

halfhearted [صفت]
اجرا کردن

بی‌شوروشوق

Ex: She gave a halfhearted apology after forgetting my birthday .

او بعد از فراموش کردن تولد من یک عذرخواهی بی‌روح کرد.