کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 6 - 6E

در اینجا واژگان واحد 6 - 6E در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دور از ذهن"، "قریب الوقوع"، "چشم های خسته" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
broad-based [صفت]
اجرا کردن

همه‌جانبه

Ex: The new policy received broad-based support across political parties .

سیاست جدید از حمایت وسیع‌الاساس در میان احزاب سیاسی برخوردار شد.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The speaker delivered a thought-provoking presentation that challenged conventional wisdom and encouraged critical thinking .

سخنران یک ارائه اندیشه‌برانگیز انجام داد که خرد متعارف را به چالش کشید و تفکر انتقادی را تشویق کرد.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

respected [صفت]
اجرا کردن

مورد احترام

Ex: The respected artist 's work was celebrated for its innovation and beauty .

کار هنرمند محترم به دلیل نوآوری و زیبایی آن جشن گرفته شد.

far-fetched [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The detective found the suspect ’s far-fetched alibi hard to take seriously .

کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: He cited a well-known quote during his speech .

او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.

اجرا کردن

رکورد‌شکن

Ex: The team celebrated their record-breaking win at the championship .

تیم پیروزی رکوردشکنانه خود را در مسابقات جشن گرفت.

bleary-eyed [صفت]
اجرا کردن

با چشمانی پف‌کرده و تار (به دلیل کم‌خوابی)

Ex: He looked bleary-eyed from working late into the night .

او به خاطر کار کردن تا دیروقت چشم‌های خسته داشت.

اجرا کردن

هوش‌ازسربرنده

Ex: She had a mind-blowing idea that could revolutionize the tech industry .

او یک ایده حیرت‌انگیز داشت که می‌توانست صنعت فناوری را متحول کند.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

imminent [صفت]
اجرا کردن

قریب‌الوقوع

Ex: Despite efforts to contain the virus , health officials warned of the imminent spread of the disease .

علیرغم تلاش‌ها برای مهار ویروس، مقامات بهداشتی از گسترش قریب‌الوقوع بیماری هشدار دادند.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

energetic [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: Jack 's energetic personality made him the life of the party , always ready to engage in lively conversation and activities .

شخصیت پر انرژی جک او را به روح مهمانی تبدیل کرده بود، همیشه آماده شرکت در گفتگوها و فعالیت‌های پر جنب و جوش.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: The doctor said the injury was serious and needed immediate surgery .

پزشک گفت که آسیب جدی بود و نیاز به عمل جراحی فوری داشت.

densely [قید]
اجرا کردن

به‌طور متراکم

Ex: The fog densely covered the landscape , reducing visibility .

مه به طور متراکم چشم‌انداز را پوشاند و دید را کاهش داد.

populated [صفت]
اجرا کردن

پر‌جمعیت

Ex: Many populated cities face challenges related to traffic and pollution .

بسیاری از شهرهای پرجمعیت با چالش‌های مربوط به ترافیک و آلودگی مواجه هستند.

اجرا کردن

انگلیسی‌زبان

Ex:

در ماه‌های تابستان گردشگران انگلیسی‌زبان زیادی در شهر هستند.

اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: Despite the challenges , they approached the project with a light-hearted attitude , making the work enjoyable .

علیرغم چالش‌ها، آنها با نگرشی بی‌خیال به پروژه نزدیک شدند، که کار را لذت‌بخش کرد.

much-needed [صفت]
اجرا کردن

بسیار ضروری

Ex: They enjoyed a much-needed rest after the exhausting hike .

آن‌ها از استراحت بسیار مورد نیاز پس از پیاده‌روی خسته‌کننده لذت بردند.

اجرا کردن

قدیمی

Ex: His old-fashioned approach to teaching still resonates with some students .

رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانش‌آموزان طنین‌انداز می‌شود.

اجرا کردن

محترم

Ex: He has become a well-respected leader in the community .

او به یک رهبر بسیار محترم در جامعه تبدیل شده است.

اجرا کردن

حواس‌پرت

Ex: Despite being absent-minded , he always managed to remember important deadlines at the last minute .

علیرغم حواس‌پرتی، او همیشه توانست مهلت‌های مهم را در دقیقه آخر به یاد بیاورد.

اجرا کردن

با قلم خوب

Ex: The article was well-written , providing both detailed information and engaging storytelling .

مقاله خوب نوشته شده بود، هم اطلاعات دقیق و هم داستان‌سرایی جذاب ارائه می‌کرد.

time-saving [صفت]
اجرا کردن

صرفه جویی در زمان

Ex: To make the process smoother , they introduced time-saving shortcuts in the workflow .

برای روان‌تر کردن فرآیند، آنها میانبرهای صرفه‌جویی در زمان را در گردش کار معرفی کردند.

اجرا کردن

اشتها‌آور

Ex:

منوی رستوران شامل انواع غذاهای اشتهابرانگیز، از غذاهای دریایی تا استیک بود.

اجرا کردن

فراگیر

Ex: The far-reaching benefits of education extend beyond individual success to societal progress .

مزایای دوربرد آموزش فراتر از موفقیت فردی به پیشرفت اجتماعی می‌رسد.

halfhearted [صفت]
اجرا کردن

بی‌شوروشوق

Ex: I could tell from his halfhearted apology that he was n't truly sorry .

من می‌توانستم از عذرخواهی نیمه‌hearted او بگویم که او واقعاً متأسف نبود.