کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 4 - 4F

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4F در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حرکت کردن"، "درک کردن"، "گردش کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
to set off [فعل]
اجرا کردن

به کار انداختن

Ex:

کنجکاوی کودکان درباره دکمه بزرگ قرمز، هشدار را در موزه علوم فعال کرد.

to take in [فعل]
اجرا کردن

به کسی جا و مکان دادن

Ex:

هتل موافقت کرد که مسافران کوله‌پشتی را برای یک شب پناه دهد وقتی که قطارشان را از دست دادند.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

اجرا کردن

توقف کوتاه داشتن

Ex: The tour guide announced that the bus would stop over in Venice before reaching the scheduled endpoint .

راهنمای تور اعلام کرد که اتوبوس قبل از رسیدن به مقصد برنامه‌ریزی شده در ونیز توقف کوتاهی خواهد داشت.

to pull up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The coach asked the player to pull up his socks and improve his performance .

مربی از بازیکن خواست که جوراب‌هایش را بالا بکشد و عملکردش را بهبود بخشد.

to go off [فعل]
اجرا کردن

منفجر شدن

Ex: During the battle , the soldier 's rifle went off unexpectedly .

در طول نبرد، تفنگ سرباز به طور غیرمنتظره شلیک شد (go off).

اجرا کردن

راضی کردن

Ex: By being persistent and charming , he got around the committee and secured their approval .

با پشتکار و جذاب بودن، او راضی کرد کمیته را و تأیید آنها را گرفت.

to get back [فعل]
اجرا کردن

برگشتن

Ex:

او برای بازگشت به زادگاهش برای گردهمایی خانواده هیجان زده بود.