کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 4 درس C

در اینجا واژگان از واحد 4 درس C در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "fancy"، "exotic"، "roller coaster" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
to climb [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن

Ex: Despite the exhaustion , they continued to climb , determined to reach the summit .

علیرغم خستگی، آنها به صعود ادامه دادند، مصمم به رسیدن به قله.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: It 's essential to eat a balanced diet for overall health .

خوردن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی ضروری است.

fancy [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: She bought a fancy sports car with all the latest gadgets and features .

او یک ماشین اسپورت شیک با تمام آخرین گجت‌ها و ویژگی‌ها خرید.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex:

او کمپینگ در کمپ را به جای طبیعت وحشی ترجیح می‌دهد.

spa [اسم]
اجرا کردن

اِسپا

Ex: The luxury spa provides a tranquil atmosphere with soothing music and soft lighting .

اسپا لوکس با موسیقی آرام‌بخش و نورپردازی نرم، فضایی آرام فراهم می‌کند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

to ride [فعل]
اجرا کردن

راندن

Ex: On weekends , Sarah loves to ride her mountain bike through the scenic trails in the nearby forest .

در آخر هفته‌ها، سارا عاشق راندن دوچرخه کوهستانیش در مسیرهای دیدنی جنگل نزدیک است.

اجرا کردن

ترن هوایی

Ex: She conquered her fear of heights by riding a massive roller coaster .

او با سوار شدن بر یک رولر کوستر بزرگ بر ترس از ارتفاع غلبه کرد.

to try [فعل]
اجرا کردن

امتحان کردن

Ex:

او چندین لباس را امتحان کرد قبل از اینکه یکی را که دوست داشت پیدا کند.

exotic [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: She wore an exotic dress with bold , intricate patterns .

او یک لباس عجیب و غریب با طرح‌های جسورانه و پیچیده پوشید.

اجرا کردن

ورزش اکستریم

Ex: He loves the thrill of extreme sports like skydiving .

او عاشق هیجان ورزش‌های اکستریم مانند چتربازی است.

few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.