کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 5 درس A
در اینجا واژگان از واحد 5 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "شگفتی"، "کانال"، "مشاهده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the planet earth, where we all live

جهان, دنیا
جهان خانهای برای طیف وسیعی از فرهنگها و زبانها است.
a person

انسان
او همدلی و مهربانی نشان داد، که بهترین ویژگیهای یک انسان را نمایش میدهد.
a feeling of admiration or surprise caused by something that is very unusual and exciting

هیبت, شگفتی
او هنگام یادگیری رازهای اقیانوس احساس شگفتی کرد.
a structure built over a river, road, etc. that enables people or vehicles to go from one side to the other

پل
پل معلق بر روی دره امتداد داشت و مناظر نفسگیری را در پایین ارائه میداد.
a type of shopping center, common in North America

مرکز خرید, پلازا
ما در پلازا نزدیک سینما ملاقات کردیم.
a long and artificial passage built and filled with water for ships to travel along or used to transfer water to other places

آبراه, کانال، آبگذر
آنها کانال را برای اتصال رودخانه به دریاچه برای حمل و نقل آسانتر ساختند.
a modern building that is very tall, often built in a city

آسمانخراش
او در یک آسمانخراش واقع در منطقه مالی کار میکند.
a very large, often roofless, structure where sports events, etc. are held for an audience

ورزشگاه, استادیوم
کنسرتها و رویدادهای ورزشی بزرگ اغلب جمعیت زیادی را به استادیوم میکشانند و جوّی پرانرژی ایجاد میکنند.
an underground network of trains and stations designed for public transportation within a city

سیستم حملونقل عمومی مترو
گردشگران سیستم مترو در توکیو را کارآمد و با وجود مانع زبانی، آسان برای پیمایش یافتند.
a tall and often narrow building that stands alone or is part of a castle, church, or other larger buildings

برج
یک برج بلند در مرکز قلعه قرون وسطایی ایستاده بود.
a passage dug through or under a mountain or a structure, typically for cars, trains, people, etc.

تونل
ما از یک تونل تاریک که در دامنه کوه حفر شده بود رانندگی کردیم.
the point or part of something that is the highest

قسمت بالایی
او به بالای نردبان رسید و با دقت تعادل خود را حفظ کرد تا چراغ را تعمیر کند.
the middle part or point of an area or object

مرکز
کیک یک مرکز پر از خامه داشت که خوشمزه بود.
(of a thing) having been used or existing for a long period of time

قدیمی, کهنه
نقاشی قدیمی یک منظره نقاشیگونه از دوران گذشته را به تصویر کشیده بود.
(of a person) having a height that is greater than what is thought to be the average height

بلند, قدبلند
با قد 1.96 متر، او بسیار بلندقد در نظر گرفته میشود.
a piece of paper or card that shows you can do or get something, like ride on a bus or attend an event

بلیت
من یک بلیت به سینما خریدم تا آخرین فیلم را تماشا کنم.
the largest and the most visited public park of New York City, located in Manhattan

پارک مرکزی نیویورک
سنترال پارک مکانی محبوب برای دویدن و دوچرخهسواری است.
the process or action of carefully watching a thing or person, often for learning something about them

مشاهده, نظارت، پایش، بررسی
مشاهده معلم از رفتار دانشآموز دقیق بود.