کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 10 - 10C

در اینجا واژگان واحد 10 - 10C در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "کاهش اندازه"، "بازنشستگی"، "محروم" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
hard of hearing [عبارت]
اجرا کردن

کم‌شنوا

Ex: She wears hearing aids because she is hard of hearing .
اجرا کردن

دوران بازنشستگی

Ex: Retirement homes are designed to make the golden years more comfortable .

خانه‌های بازنشستگی طراحی شده‌اند تا سال‌های طلایی را راحت‌تر کنند.

visually impaired [عبارت]
اجرا کردن

نابینا یا کم‌بینا

Ex: The visually impaired student uses a screen reader to access digital content .
اجرا کردن

مبتلا شدن

Ex: She was careful to wash her hands frequently to avoid going down with the contagious stomach bug .

او مراقب بود که دست‌هایش را مرتب بشوید تا از مبتلا شدن به ویروس معده واگیردار جلوگیری کند.

to downsize [فعل]
اجرا کردن

تعدیل نیرو کردن

Ex: The nonprofit downsized to focus on its core programs .
اجرا کردن

محروم

Ex: The organization provided scholarships to underprivileged students to help them attend college .

سازمان به دانش‌آموزان محروم بورسیه داد تا به آن‌ها کمک کند به کالج بروند.

zero hour [اسم]
اجرا کردن

زمان شروع عملیات

Ex: During the last hour , it was zero hour for the team as they executed their strategy .

در طول ساعت گذشته، ساعت صفر برای تیم بود در حالی که آنها استراتژی خود را اجرا می‌کردند.

pension [اسم]
اجرا کردن

حقوق بازنشستگی

Ex: She was concerned about the security of her pension following the company 's financial difficulties .

او نگران امنیت بازنشستگی خود پس از مشکلات مالی شرکت بود.

اجرا کردن

بخش منابع انسانی (شرکت، سازمان و غیره)

Ex: The company is expanding , so human resources is recruiting more staff .

شرکت در حال گسترش است، بنابراین منابع انسانی در حال استخدام نیروی بیشتر است.

اجرا کردن

فرم درخواست کار

Ex: The deadline for the job application is fast approaching .

مهلت درخواست شغل به سرعت در حال نزدیک شدن است.

اجرا کردن

نردبان شغلی

Ex: He focused on gaining new skills to accelerate his climb up the career ladder .
sick leave [اسم]
اجرا کردن

مرخصی استعلاجی

Ex: The company policy allows for paid sick leave for full-time employees .

سیاست شرکت اجازه مرخصی استعلاجی با حقوق را برای کارمندان تمام وقت می‌دهد.

holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

entitlement [اسم]
اجرا کردن

حق

Ex: Their entitlement to subsidies was reviewed annually to ensure compliance with the guidelines .

حق آنها به یارانه ها سالانه بررسی می شد تا از رعایت دستورالعمل ها اطمینان حاصل شود.

اجرا کردن

نداری

Ex: She claims she is a duchess living in reduced circumstances .

او ادعا می‌کند که یک دوشس است که در شرایط کاهش یافته زندگی می‌کند.

اجرا کردن

به سن خاصی نزدیک شدن

Ex: By next year , he 'll be getting on for 70 .

تا سال آینده، او نزدیک به 70 سالگی خواهد بود.

between jobs [عبارت]
اجرا کردن

در جست‌وجوی کار جدید

Ex: Being between jobs can be an opportunity to explore new career paths .