کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 8 - 8D
در اینجا واژگان از واحد 8 - 8D در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "شروع کردن"، "متوقف کردن"، "غیرقانونی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to start happening or being

شروع شدن
کار ساخت و ساز صبح زود آغاز شد.
to cause or impose something unpleasant, harmful, or unwelcome upon someone or something

مبتلا کردن, دچار کردن
قلدر میخواست با تمسخر و توهین، درد عاطفی را به همکلاسیهایش تحمیل کند.
to give or provide a result, often as a reaction to something that happened

منجر شدن
مطالعه نتایج قابل توجهی به دست آورد که میتواند تحقیقات پزشکی را پیش ببرد.
to suddenly and forcibly take hold of something

به زور گرفتن
برای محافظت از کودک، والد مجبور شد بازویش را بگیرد و او را از خطر دور کند.
to stop doing something, particularly in response to a request, command, or understanding that it should be discontinued

اجتناب کردن, خودداری کردن
اگر از ایجاد آن سر و صدا دست نکشید، مجبور خواهم شد از شما بخواهم که محل را ترک کنید.
to bring two parts of something together

بستن (دکمه و غیره)
گردنبند یک بست ظریف دارد که میتوان از آن برای محکم کردن آن به دور گردن استفاده کرد.
to clearly and confidently say that something is the case

به قطع اظهار کردن, ادعا کردن
در مقاله تحقیقاتی پیشگامانه خود، دانشمند اهمیت یافتههای خود را در پیشرفت دانش پزشکی تأکید کرده بود.
a fundamental rule that is considered to be true and can serve as a basis for further reasoning or behavior

اصل, مبنا
ما در طول پروژه اصل را اعمال کردهایم.
the person in charge of running a school

مدیر مدرسه
مدیر یک برنامه جدید برای حمایت از معلمان در کلاس معرفی کرد.
not wanting the company of others

ضد اجتماعی, جامعهستیز
پس از نقل مکان، او برای چند ماه ضداجتماعی شد در حالی که به شهر جدید عادت میکرد.
not wanting to be around or interact with other people, often preferring to be alone

منزوی, اجتماعگریز، ضد اجتماعی
not enjoying or seeking the company of others, preferring to be alone instead

ضداجتماعی, اجتماعگریز، منزوی
طبیعت غیراجتماعی او دوست یابی را برایش دشوار کرده بود.
a person who moves from one place to another, often across borders or regions, to live or work temporarily or permanently

مهاجر, پناهنده
بسیاری از مهاجران برای حمایت از خانوادههایشان پول به خانه میفرستند.
someone who comes to live in a foreign country

مهاجر, کوچنشین
مهاجر تطبیق با تفاوتهای فرهنگی در خانه جدیدش را چالشبرانگیز یافت.
someone who moves from one country to another with the intention of settling there permanently

مهاجر
تاریخ استرالیا توسط محکومان بریتانیایی و بعداً مهاجران آزادی که به عنوان مهاجر آمدند شکل گرفت.
not morally or socially acceptable

نامشروع
در برخی فرهنگها، نمایش دادن قسمتهای خاصی از بدن غیرقانونی و تحریکآمیز تلقی میشود.
to make someone react in a certain way or reveal information

برانگیختن (احساسات), بیرون کشیدن (اطلاعات)
داستان صمیمی او با هدف برانگیختن همدردی و درک از مخاطبان بود.
a person

انسان
او همدلی و مهربانی نشان داد، که بهترین ویژگیهای یک انسان را نمایش میدهد.
showing compassion, kindness, and consideration towards others

باانسانیت, انسانی
علیرغم شرایط، او همیشه در تربیت فرزندانش رویکردی انسانی نشان داد.
to make an effort to achieve a goal or complete a task

تلاش کردن, همت کردن
تیم تحقیقاتی تلاش میکند تا راهحلهای نوآورانه برای مشکلات پیچیده علمی پیدا کند.
