کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 8 - 8D

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8D در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "شروع کردن"، "متوقف کردن"، "غیرقانونی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
to commence [فعل]
اجرا کردن

شروع شدن

Ex: As soon as everyone is seated , the play will commence .

به محض اینکه همه نشستند، نمایش آغاز خواهد شد.

to inflict [فعل]
اجرا کردن

مبتلا کردن

Ex: The disease inflicted a great deal of suffering on the affected population .

بیماری وارد آوردن رنج زیادی بر جمعیت آسیب دیده.

to yield [فعل]
اجرا کردن

منجر شدن

Ex: The new marketing strategy yielded impressive sales figures in the first quarter .

استراتژی جدید بازاریابی در سه ماهه اول نتایج فروش چشمگیری داشت.

to seize [فعل]
اجرا کردن

به زور گرفتن

Ex: The eagle swooped down to seize a fish from the water with its talons .

عقاب برای گرفتن یک ماهی از آب با چنگال‌هایش به پایین شیرجه زد.

to desist [فعل]
اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: The police ordered the protesters to desist from blocking the road .

پلیس به معترضان دستور داد که از مسدود کردن جاده دست بردارند.

to fasten [فعل]
اجرا کردن

بستن (دکمه و غیره)

Ex: Please make sure to fasten your seatbelt before the flight takes off .

لطفاً مطمئن شوید که قبل از پرواز هواپیما کمربند ایمنی خود را بسته‌اید.

to assert [فعل]
اجرا کردن

به قطع اظهار کردن

Ex: During the debate , the politician asserted their stance on the controversial issue .

در طول مناظره، سیاستمدار موضع خود را در مورد موضوع بحث‌برانگیز تأکید کرد.

principle [اسم]
اجرا کردن

اصل

Ex: He questioned whether the principle still applied .

او در مورد اینکه آیا اصل هنوز اعمال می‌شود یا خیر، تردید کرد.

principal [اسم]
اجرا کردن

مدیر مدرسه

Ex: The principal greeted students at the front entrance of the school every morning.

مدیر هر صبح دانش آموزان را در ورودی اصلی مدرسه سلام می‌کرد.

antisocial [صفت]
اجرا کردن

ضد اجتماعی

Ex: His antisocial habits made group work difficult , since he preferred to complete tasks alone .

عادت‌های ضداجتماعی او کار گروهی را دشوار می‌کرد، زیرا ترجیح می‌داد وظایف را به تنهایی انجام دهد.

unsociable [صفت]
اجرا کردن

ضداجتماعی

Ex: She was criticized for being unsociable at the office party .

او به دلیل اجتماعی نبودن در مهمانی دفتر مورد انتقاد قرار گرفت.

migrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: She shared her story as a migrant fleeing war to build a safer life abroad .

او داستان خود را به عنوان یک مهاجر که از جنگ فرار کرده بود برای ساختن یک زندگی امن‌تر در خارج از کشور به اشتراک گذاشت.

immigrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: The city 's diverse population includes many immigrants from various parts of the world .

جمعیت متنوع شهر شامل بسیاری از مهاجران از نقاط مختلف جهان است.

emigrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: Emigrants often face challenges in adapting to a new culture and environment .

مهاجران اغلب با چالش‌هایی در تطبیق با یک فرهنگ و محیط جدید روبرو می‌شوند.

illicit [صفت]
اجرا کردن

نامشروع

Ex: The novel explores the consequences of illicit love affairs .

رمان به بررسی عواقب روابط عاشقانه غیرقانونی می‌پردازد.

to elicit [فعل]
اجرا کردن

برانگیختن (احساسات)

Ex: The journalist 's probing interview questions were designed to elicit candid responses from the interviewee .

سوالات مصاحبه عمیق روزنامه نگار برای برانگیختن پاسخ‌های صادقانه از مصاحبه شونده طراحی شده بود.

human [اسم]
اجرا کردن

انسان

Ex:

پزشک در درمان بیماری‌هایی که انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند تخصص داشت.

humane [صفت]
اجرا کردن

باانسانیت

Ex: The doctor 's humane bedside manner brought comfort to patients facing difficult diagnoses .

رفتار انسانی دکتر در کنار تخت، آرامش را برای بیمارانی که با تشخیص‌های دشوار روبرو بودند به ارمغان آورد.

to endeavor [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: In the face of adversity , communities may endeavor to rebuild and recover .

در مواجهه با سختی‌ها، جوامع ممکن است تلاش کنند تا بازسازی و بهبود یابند.