کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 5 - 5E

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5E در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "foremost"، "sheer"، "principal" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
chief [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: Environmental concerns are chief in the discussions , despite other economic factors .

نگرانی‌های محیط زیستی در بحث‌ها اصلی هستند، علیرغم سایر عوامل اقتصادی.

exact [صفت]
اجرا کردن

دقیق

Ex: The exact ingredients and measurements were needed to replicate the recipe .

مواد و اندازه‌گیری‌های دقیق برای تکرار دستور غذا لازم بود.

foremost [صفت]
اجرا کردن

مهمتر از همه

Ex: The safety of students is the foremost concern of the school administration .

امنیت دانش‌آموزان اولویت اصلی مدیریت مدرسه است.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

sole [صفت]
اجرا کردن

تنها

Ex: The sole purpose of the meeting was to discuss the budget .

تنها هدف جلسه بحث در مورد بودجه بود.

specific [صفت]
اجرا کردن

مختص

Ex: He has a specific preference for Italian cuisine when dining out .

او ترجیح خاصی برای آشپزی ایتالیایی وقتی بیرون غذا می‌خورد دارد.

only [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: I play with toys only at home .

من فقط در خانه با اسباب‌بازی‌ها بازی می‌کنم.

absolute [صفت]
اجرا کردن

تمام‌عیار

Ex: The lab procedures demanded absolute cleanliness to avoid contaminating the samples .

روش‌های آزمایشگاهی نیازمند پاکیزگی مطلق بودند تا از آلوده شدن نمونه‌ها جلوگیری شود.

entire [صفت]
اجرا کردن

تمام

Ex: The entire class worked together to solve the math problem , pooling their knowledge and skills .

تمام کلاس با هم کار کردند تا مسئله ریاضی را حل کنند، دانش و مهارت‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

sheer [صفت]
اجرا کردن

محض

Ex: His success was due to the sheer hard work he put into his studies .

موفقیت او به دلیل سخت‌کوشی محض بود که در تحصیلاتش به کار برد.

total [صفت]
اجرا کردن

مجموع کل

Ex: The total area of the apartment was 800 square feet , providing ample space for comfortable living .

مساحت کلی آپارتمان 800 فوت مربع بود که فضای کافی برای زندگی راحت را فراهم می‌کرد.

utter [صفت]
اجرا کردن

مطلق

Ex: The teacher expressed utter satisfaction with the students ' exemplary performance on the challenging exam .

معلم از عملکرد نمونه دانش‌آموزان در امتحان چالش‌برانگیز ابراز رضایت کامل کرد.

real [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He 's real excited about the upcoming vacation .

او واقعاً در مورد تعطیلات پیش رو هیجان زده است.

gross [صفت]
اجرا کردن

خالص

Ex: The plan turned out to be a gross failure .

طرح به یک شکست مطلق تبدیل شد.

main [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: In the debate , the main argument revolves around environmental sustainability .

در بحث، استدلال اصلی حول پایداری محیط زیست می‌چرخد.

complete [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: This book is a complete guide to gardening .

این کتاب یک راهنمای کامل برای باغبانی است.

principal [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The principal aim of the initiative is to reduce carbon emissions .

هدف اصلی این ابتکار کاهش انتشار کربن است.