کتاب 'اینسایت' پیشرفته - بینش واژگان 10

در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 10 در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "چندزبانه"، "فرازمینی"، "تاریخی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
poly- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) چند

Ex:

کلمات چندسیلابی شامل چند سیلاب هستند.

polyclinic [اسم]
اجرا کردن

مجتمع درمانی

Ex: Polyclinics are essential for providing accessible healthcare in urban areas .

پلی‌کلینیک‌ها برای ارائه مراقبت‌های بهداشتی قابل دسترس در مناطق شهری ضروری هستند.

polygon [اسم]
اجرا کردن

چندضلعی

Ex: Architects often use polygons in their designs for aesthetic and structural purposes .

معماران اغلب از چندضلعی‌ها در طراحی‌های خود برای مقاصد زیبایی‌شناختی و ساختاری استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چندهجایی

Ex: The professor 's lecture was full of polysyllabic terminology .

سخنرانی استاد پر از اصطلاحات چند هجایی بود.

polytheism [اسم]
اجرا کردن

چندخداپرستی

Ex: Ancient civilizations such as the Greeks and Romans practiced polytheism , with each deity representing various aspects of life and nature .

تمدن‌های باستانی مانند یونانیان و رومیان چندخدایی را تمرین می‌کردند، که در آن هر خداوندگار جنبه‌های مختلف زندگی و طبیعت را نمایندگی می‌کرد.

polyglot [اسم]
اجرا کردن

مسلط به چند زبان

Ex: The polyglot translated the document into multiple languages effortlessly .

چندزبانه سند را به چندین زبان به راحتی ترجمه کرد.

extra- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) اضافه

Ex:

پرونده شامل اقدامات فوققضایی بود که توسط دادگاه تأیید نشده بود.

اجرا کردن

موجود فرازمینی

Ex: Scientists are actively searching for extraterrestrials in distant parts of the universe .

دانشمندان به طور فعال در حال جستجوی موجودات فرازمینی در نقاط دوردست جهان هستند.

inter- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) میان

Ex:

دانش‌آموزان در یک مسابقه ورزشی بین‌مدرسه‌ای شرکت کردند.

micro- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) ریز

اجرا کردن

ریزجاندار

Ex: Some micro-organisms are beneficial for human health , such as those in probiotics .

برخی از میکروارگانیسم‌ها برای سلامتی انسان مفید هستند، مانند آن‌هایی که در پروبیوتیک‌ها یافت می‌شوند.

macro- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) بزرگ

Ex:

تجزیه و تحلیل کلان‌ساختار برای درک سازمان‌دهی یا چیدمان در مقیاس بزرگ یک سیستم، مانند یک ساختمان یا یک نوشته، ضروری است.

اجرا کردن

مربوط به اقتصاد کلان

Ex: Macroeconomic analysis helps policymakers make informed decisions .

تحلیل کلان اقتصادی به سیاستگذاران کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند.

chrono- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) زمان

Ex:

ملوانان برای تعیین طول جغرافیایی خود در دریا به کرونومترهای دقیق تکیه می‌کردند.

اجرا کردن

به‌ترتیب زمان وقوع

Ex: The professor presented the material in the textbook in chronological order to help students understand the progression of events .

استاد مطالب کتاب درسی را به ترتیب تاریخی ارائه کرد تا به دانشجویان در درک پیشرفت وقایع کمک کند.

neo- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) نوین

اجرا کردن

فناوری نانو

Ex: This product was developed using cutting-edge nanotechnology .

این محصول با استفاده از نانوتکنولوژی پیشرفته توسعه یافته است.

pan- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) همه

Ex:
pandemic [اسم]
اجرا کردن

بیماری همه‌گیر

Ex: During pandemics , healthcare systems face an enormous strain from the surge in patients .

در طول همه‌گیری‌ها، سیستم‌های بهداشتی با فشار عظیمی از افزایش بیماران مواجه می‌شوند.

bi- [پیشوند]
اجرا کردن

دوگانه

bilateral [صفت]
اجرا کردن

دوجانبه

Ex: The bilateral negotiations resulted in a mutually beneficial treaty .

مذاکرات دوجانبه منجر به یک معاهده سودمند متقابل شد.

retro- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) عقب

Ex:

رترو-گیمینگ در میان کسانی که از بازی‌های ویدیویی کلاسیک کنسول‌های اولیه لذت می‌برند محبوب است.

retroactive [صفت]
اجرا کردن

عطف به ماسبق

Ex: The policy change was made retroactive to cover previous agreements .

تغییر سیاست به صورت عطف به ماسبق اعمال شد تا قراردادهای قبلی را پوشش دهد.

اجرا کردن

وابسته به روان‌شناسی زبان

Ex: Aphasia , a language disorder caused by brain injury , provides valuable insights into psycholinguistic phenomena .

آفازی، یک اختلال زبانی ناشی از آسیب مغزی، بینش‌های ارزشمندی در مورد پدیده‌های روان‌زبانی ارائه می‌دهد.

biochemical [صفت]
اجرا کردن

زیست‌شیمیایی

Ex: Biochemical pathways regulate metabolism by converting molecules into energy and building blocks for cells .

مسیرهای بیوشیمیایی با تبدیل مولکول‌ها به انرژی و بلوک‌های ساختمانی برای سلول‌ها، متابولیسم را تنظیم می‌کنند.

اجرا کردن

اجتماعی-فرهنگی

Ex: Education is deeply influenced by sociocultural attitudes and values .

آموزش به شدت تحت تأثیر نگرش‌ها و ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی قرار دارد.

اجرا کردن

مرتبط با جغرافیای سیاسی

Ex: Geopolitical considerations play a significant role in determining international alliances and diplomatic relations .

ملاحظات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در تعیین اتحادهای بین‌المللی و روابط دیپلماتیک دارند.

اجرا کردن

ریزالکترونیکی

Ex: Research in microelectronic technology has led to more efficient computer chips .

تحقیقات در فناوری میکروالکترونیک به تراشه‌های کامپیوتری کارآمدتر منجر شده است.

ray [اسم]
اجرا کردن

خط از یک‌طرف ممتد

Ex: Angles are measured using two rays that share a common vertex .
spiral [اسم]
اجرا کردن

مارپیچ

Ex: The galaxy 's arms formed a beautiful spiral , stretching out into space with mesmerizing symmetry .

بازوهای کهکشان یک مارپیچ زیبا تشکیل دادند، که با تقارنی مسحورکننده در فضا گسترده شده‌اند.

lozenge [اسم]
اجرا کردن

لوزی

Ex: In geometry class , she measured the angles of the lozenge .
cone [اسم]
اجرا کردن

مخروط

Ex: The rocket soared into the sky , leaving behind a trail of smoke that formed a cone .

موشک به آسمان پرتاب شد و دنباله‌ای از دود بر جای گذاشت که یک مخروط تشکیل می‌داد.

cube [اسم]
اجرا کردن

مکعب

Ex: The teacher used wooden cubes as math manipulatives to teach volume and geometry .
crescent [اسم]
اجرا کردن

هلال

Ex: The ancient coin featured a crescent and star , symbols of the civilization that minted it .

سکه باستانی دارای یک هلال و ستاره بود، نمادهای تمدنی که آن را ضرب کرده بود.

radius [اسم]
اجرا کردن

طول شعاع (دایره)

Ex:

در هندسه، مساحت یک دایره را می‌توان با استفاده از فرمول π × شعاع به توان دو محاسبه کرد.

arc [اسم]
اجرا کردن

قوس

Ex: The length of an arc can be calculated using the radius and the angle in degrees .

طول یک کمان را می‌توان با استفاده از شعاع و زاویه بر حسب درجه محاسبه کرد.

tangent [اسم]
اجرا کردن

تانژانت

Ex: If the tangent of an angle is 1 , it means the height and base of our triangle are the same .

اگر تانژانت یک زاویه 1 باشد، به این معنی است که ارتفاع و پایه مثلث ما یکسان هستند.

cylinder [اسم]
اجرا کردن

استوانه

Ex: In geometry class , we learned how to calculate the volume of a cylinder using its height and base area .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه حجم یک استوانه را با استفاده از ارتفاع و مساحت پایه آن محاسبه کنیم.

green light [اسم]
اجرا کردن

چراغ سبز (به نشانه‌ی تایید)

Ex: The team will eagerly await the green light to begin implementing their innovative ideas .

تیم با اشتیاق منتظر چراغ سبز خواهد بود تا ایده‌های نوآورانه خود را عملی کنند.

blue-collar [صفت]
اجرا کردن

کارگری

Ex: Many blue-collar jobs require specialized skills and training acquired through apprenticeships or vocational programs .

بسیاری از مشاغل کارگری به مهارت‌های تخصصی و آموزش‌هایی نیاز دارند که از طریق دوره‌های کارآموزی یا برنامه‌های حرفه‌ای کسب می‌شوند.

اجرا کردن

کارمندی

Ex: The white-collar workforce is known for its emphasis on professionalism , communication skills , and problem-solving abilities .

نیروی کار یقه سفید به دلیل تأکید بر حرفه‌ای‌گری، مهارت‌های ارتباطی و توانایی‌های حل مسئله شناخته شده است.

(in|into) the red [عبارت]
اجرا کردن

در شرایط کسری بودجه

Ex: The government 's budget was in the red , and they needed to implement measures to reduce the deficit .
اجرا کردن

دوران بازنشستگی

Ex: Retirement homes are designed to make the golden years more comfortable .

خانه‌های بازنشستگی طراحی شده‌اند تا سال‌های طلایی را راحت‌تر کنند.

gray area [اسم]
اجرا کردن

مسئله نامشخص

Ex: In artistic interpretation , there 's a creative gray area that allows for diverse perspectives and meanings .

در تفسیر هنری، یک منطقه خاکستری خلاقانه وجود دارد که امکان دیدگاه‌ها و معانی متنوع را فراهم می‌کند.

out of the blue [عبارت]
اجرا کردن

ناگهانی

Ex: She received a phone call out of the blue from a childhood friend she had n't spoken to in years .
red tape [اسم]
اجرا کردن

کاغذ بازی اداری

Ex: The new regulations added even more red tape to an already complex system .

مقررات جدید حتی کاغذبازی بیشتری به یک سیستم از قبل پیچیده اضافه کرد.

white flag [اسم]
اجرا کردن

پرچم سفید

Ex: He raised the white flag , admitting defeat in the debate .

او پرچم سفید را بالا برد، شکست در بحث را پذیرفت.

اجرا کردن

دوران موفقیت

Ex: During his purple patch , he produced some of his best work .

در طول دوره طلایی خود، برخی از بهترین کارهایش را تولید کرد.

اجرا کردن

با‌موفقیت چشمگیر

Ex: He defended his thesis with flying colors , receiving praise from the panel for his thorough research .