کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 8 - 8A

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8A در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "دام"، "شلوغ"، "رسیدگی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
stand-alone [صفت]
اجرا کردن

مستقل

Ex: The company launched a stand-alone application for mobile users .

شرکت یک برنامه مستقل برای کاربران موبایل راه‌اندازی کرد.

اجرا کردن

محوطه ساخت‌وساز

Ex: The manager gave us a tour of the building site to show the progress .

مدیر به ما یک تور از سایت ساختمانی داد تا پیشرفت را نشان دهد.

slum [اسم]
اجرا کردن

محله فقیرنشین

Ex: Slums often lack access to clean water and sanitation facilities .

حاشیه‌نشینی‌ها اغلب به آب تمیز و امکانات بهداشتی دسترسی ندارند.

tenement [اسم]
اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: Poor sanitation was a common problem in old tenements .
congested [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The congested parking lot made it challenging to find a space for her car .

پارکینگ شلوغ پیدا کردن جای پارک برای ماشینش را چالش‌برانگیز کرد.

اجرا کردن

گذرگاه

Ex: The new road will become a major thoroughfare for people traveling to the airport .

جاده جدید به یک مسیر اصلی برای افرادی که به فرودگاه سفر می‌کنند تبدیل خواهد شد.

urban [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Researchers studied urban migration patterns over the last decade .

محققان الگوهای مهاجرت شهری را در دهه گذشته مطالعه کردند.

اجرا کردن

زیرساخت

Ex: Natural disasters often expose weaknesses in critical infrastructure .

بلایای طبیعی اغلب ضعف‌های زیرساخت حیاتی را آشکار می‌کنند.

اجرا کردن

سیستم فاضلاب

Ex: The old sewage system was prone to blockages and needed frequent repairs .

سیستم فاضلاب قدیمی مستعد انسداد بود و نیاز به تعمیرات مکرر داشت.

dweller [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: Apartment dwellers may experience more noise compared to those in houses .

ساکنان آپارتمان ممکن است در مقایسه با کسانی که در خانه‌ها زندگی می‌کنند، سر و صدای بیشتری را تجربه کنند.

crisis [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: Communities come together to support each other during times of crisis , offering assistance , resources , and emotional support to those affected .

جوامع در زمان بحران برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند، به افراد آسیب‌دیده کمک، منابع و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند.

pitfall [اسم]
اجرا کردن

خطر غیرمنتظره

Ex: Her experience helped her recognize the pitfalls in the plan .

تجربه او به او کمک کرد تا دام‌ها را در برنامه تشخیص دهد.

remedy [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل

Ex: Laughter is often said to be a great remedy for stress and anxiety .

اغلب گفته می‌شود که خنده یک درمان عالی برای استرس و اضطراب است.

quick fix [اسم]
اجرا کردن

راه حل موقتی

Ex: Companies often use marketing campaigns as a quick fix to boost sales , but a strong product and customer service are equally important .

شرکت‌ها اغلب از کمپین‌های بازاریابی به عنوان راه‌حل سریع برای افزایش فروش استفاده می‌کنند، اما یک محصول قوی و خدمات مشتری نیز به همان اندازه مهم هستند.

panacea [اسم]
اجرا کردن

علاج قطعی

Ex: People often look for a panacea instead of addressing root causes .

مردم اغلب به دنبال panacea هستند به جای پرداختن به علل ریشه‌ای.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

اجرا کردن

تسکین دادن (درد)

Ex: Applying a cold compress can help alleviate swelling and discomfort from an injury .

استفاده از کمپرس سرد می‌تواند به کاهش تورم و ناراحتی ناشی از آسیب کمک کند.

to resolve [فعل]
اجرا کردن

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن

Ex: Employees and managers have resolved various issues through constructive dialogue .

کارمندان و مدیران از طریق گفتگوی سازنده مسائل مختلفی را حل کرده‌اند.