کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 8 - 8A
در اینجا واژگان از واحد 8 - 8A در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "دام"، "شلوغ"، "رسیدگی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
capable of operating independently or functioning without the need for additional support or connection

مستقل
او یک کولر مستقل برای آپارتمانش خرید.
an area where construction activities take place, involving the creation or renovation of structures

محوطه ساختوساز
ماشینآلات سنگین در محل ساختوساز تمام روز در حال کار بودند.
(often plural) a very poor and overpopulated area of a city or town in which the houses are not in good condition

محله فقیرنشین
او در یک حاشیهنشین بزرگ شد و با چالشهای زیادی روبرو شد.
a house or building divided into separate residences, often large and associated with urban, lower-income housing

مجتمع مسکونی, ساختمان بزرگ
بسیاری از مهاجران در قرن نوزدهم در آپارتمانهای شلوغ زندگی میکردند.
(of a place) filled with many people, vehicles, or objects, leading to difficulties in movement

شلوغ, پرازدحام
ترمینال فرودگاه شلوغ پر از مسافرانی بود که سعی داشتند پروازهای خود را بگیرند.
a road, street, or passage that provides a direct route or passage for vehicles, pedestrians, or both

گذرگاه, راه عبور
بازار شهر در امتداد یک مسیر اصلی شلوغ واقع شده است که بازدیدکنندگان زیادی را جذب میکند.
addressing the structures, functions, or issues of cities and their populations

شهری
دولت یک پروژه توسعه شهری را برای رسیدگی به مسائل زیرساختی آغاز کرد.
the physical and organizational assets, such as roads, bridges, utilities, and public services, that support economic activity and daily life

زیرساخت
زیرساخت ضعیف در مناطق روستایی دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و آموزش را محدود میکند.
a system of pipes and facilities that collect and process dirty water and waste from buildings and house

سیستم فاضلاب
یک سیستم فاضلاب به خوبی نگهداری شده برای بهداشت عمومی و بهداشت محیط بسیار مهم است.
a person or animal that resides in a particular place or habitat

ساکن, مقیم
ساکنان شهری اغلب از راحتیهای زندگی شهری لذت میبرند.
a period of serious difficulty or danger that requires immediate action

بحران, شرایط بحرانی
خدمات سلامت روان نقش حیاتی در ارائه حمایت به افرادی که بحران را تجربه میکنند ایفا میکنند، و در صورت نیاز مشاوره، درمان و مداخله ارائه میدهند.
an unexpected or hidden difficulty or danger

خطر غیرمنتظره, دشواری غیرمنتظره
کتاب راهنماییهایی درباره چگونگی اجتناب از دامها در روابط ارائه میدهد.
a means of correcting or eliminating a problem, harm, or undesirable situation

راهحل, چاره
سیاست جدید به عنوان یک درمان برای بی ثباتی مالی که شرکت با آن مواجه بود معرفی شد.
an immediate solution that offers temporary relief or improvement to a problem without addressing the root cause

راهحل موقت, وصلهپینه فوری
آن پچ یک راهحل موقت به کاربران داد، اما باگ یک هفته بعد برگشت.
something imagined to solve all problems

علاج قطعی
او آموزش را به عنوان یک پاناسه برای نابرابری در نظر گرفت.
to try to deal with a difficult problem or situation in a determined manner

تلاش به مقابله با چیزی کردن
در مواجهه با چالشهای محیط زیستی، دولت اقداماتی را برای مقابله با آلودگی و ترویج پایداری انجام داد.
to help ease mental or physical pain

تسکین دادن (درد)
حمام گرم گرفتن میتواند به کاهش تنش عضلانی پس از یک روز طولانی کمک کند.
to find a way to solve a disagreement or issue

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن, برطرف کردن، رفع کردن
کمیته برای حل مسائل مطرح شده توسط کارکنان تشکیل جلسه داد.
