کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 5 - 5C

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "اجباری"، "تاریخی"، "متناوب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
definite [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: He had a definite opinion on the matter .

او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.

definitive [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: His research provided a definitive explanation for the phenomenon .

تحقیقات او توضیح قطعی برای پدیده ارائه داد.

compulsive [صفت]
اجرا کردن

غیرارادی

Ex: She had a compulsive habit of organizing everything in perfect order .

او عادت وسواسی داشت که همه چیز را به طور کامل مرتب کند.

compulsory [صفت]
اجرا کردن

اجباری

Ex: Taking a language course is compulsory for students in their first year of college .

شرکت در یک دوره زبان برای دانشجویان در سال اول دانشگاه اجباری است.

historic [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: The historian wrote a book about the historic voyages of explorers .

تاریخ‌دان کتابی درباره سفرهای تاریخی کاشفان نوشت.

historical [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: The historical mansion is now a museum open to the public .
notable [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The notable improvement in her grades was the result of hard work .

بهبود قابل توجه در نمره‌های او نتیجه تلاش سخت بود.

noticeable [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The book is noticeable for its insightful analysis and engaging writing style .

این کتاب به دلیل تحلیل بینظیر و سبک نوشتاری جذابش قابل توجه است.

alternate [صفت]
اجرا کردن

یکی‌درمیان

Ex:

محله ما در تابستان‌های متناوب مهمانی‌های محله‌ای برگزار می‌کند تا سنت را ویژه نگه دارد.

alternative [صفت]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: There are alternative treatments available for this condition .

برای این شرایط درمان‌های جایگزین موجود است.

technical [صفت]
اجرا کردن

فنی

Ex: Technical support staff assist customers with resolving software issues .

کارکنان پشتیبانی فنی به مشتریان در حل مشکلات نرم‌افزاری کمک می‌کنند.

اجرا کردن

فنی

Ex: The technological development of autonomous vehicles promises to revolutionize transportation .

توسعه فناورانه وسایل نقلیه خودران وعده تحولی در حمل و نقل را می‌دهد.

economic [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: Economic inequality remains a significant challenge in many countries , affecting access to opportunities and resources .

نابرابری اقتصادی همچنان به عنوان یک چالش مهم در بسیاری از کشورها باقی مانده است، که دسترسی به فرصت‌ها و منابع را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

economical [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: They chose an economical solution that reduced production costs significantly .

آنها یک راه‌حل اقتصادی را انتخاب کردند که هزینه‌های تولید را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد.