رفتار و رویکرد - حسادت و رقابت
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به حسادت و رقابت شیرجه بزنید، مانند 'سبقت گرفتن' و 'جلوتر از بازی'.
مرور
فلشکارتها
آزمون
to act very fast in order to get advantage over someone

از کسی پیشی گرفتن, یک قدم جلوتر افتادن
همان شب پیشنهادش را فرستاد و از بقیه داوطلبها جلو زد.
to declare one's participation or candidacy in a competition or contest

اعلام نامزدی کردن, وارد رقابت شدن
وقتی شهرداری پروژه حملونقل را اعلام کرد، چند استارتاپ وارد رقابت شدند.
used of a person or organization that is more successful or performing much better than its rivals

از رقبا جلوتر, یک سر و گردن بالاتر
او در کلاسش از بقیه جلوتر است، مخصوصاً در ریاضی و علوم.
to constantly try to have or do things as well as others around one, often to show oneself just as successful as they are

چشموهمچشمی کردن, از روی چشموهمچشمی خرج کردن
دست از چشموهمچشمی بردار و به اندازه توانت خرج کن.
to react more quickly than someone in doing or achieving something

از کسی پیشدستی کردن, زودتر از کسی دست به کار شدن
تیم رقیب پیشدستی کرد و آن قابلیت را زودتر اعلام کرد.
in a better position compared to one's rivals or peers

یک قدم جلوتر, از بقیه جلوتر
برای اینکه یک قدم جلوتر بماند، آموزش اضافه دید.
near the point of surpassing a fellow competitor

در رقابت تنگاتنگ با کسی بودن, چیزی تا سبقت گرفتن از کسی نداشتن
بزرگترین رقیبمان در سهم بازار با ما در رقابت تنگاتنگ است.
used to refer to the energetic and thrilling nature of an activity where people compete or argue with each other, creating an exciting and lively atmosphere

کشمکش پرهیجان, بگومگوی داغ
مدیر جدید آماده کشمکش پرهیجان سیاستبازیهای شرکتی نبود.