رفتار و رویکرد - رفتار خشن و سختگیرانه
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به رفتار سخت و سختگیرانه با مثالهایی مانند 'مشت آهنین' و 'چانه زنی سخت'.
مرور
فلشکارتها
آزمون
to deprive people of their most basic means of living, particularly via unfair mathods

نانبری کردن, نان کسی را آجر کردن
شرکت با ندادن پول پیمانکارها عملاً نانشان را آجر کرد.
to make a difficult or painful situation even worse for someone

نمک روی زخم پاشیدن, درد کسی را بیشتر کردن
بعد از اخراجش، شرکت با نپرداختن آخرین پاداشش نمک روی زخم پاشید.
to be tough and smart in negotiations, insisting on favorable terms to achieve a favorable outcome for oneself

سخت چانه زدن, در معامله کوتاه نیامدن
اتحادیه سخت چانه زد و اضافهکاری بهتری گرفت.
an attitude or approach that is cruel, and often unrestricted

روش سختگیرانه, رویه بیرحمانه
دولت به جای گفتوگو، با اقتدارگرایی خشن به اعتراضها پاسخ داد.
to cause a person experience great difficulty

زندگی کسی را جهنم کردن, کسی را به عذاب انداختن
تحقیقات قبل از روشن شدن حقیقت، آدمهای بیگناه را به عذاب انداخت.
to purposefully make someone suffer more than they already do

عمداً درد کسی را بیشتر کردن, زخم کسی را عمداً تازه کردن
میدانست خجالت کشیدهام، اما با تعریف دوباره ماجرا برای همه، زخمم را عمداً تازه کرد.
the use of excessive force, control, or authority in a way that can be harsh or oppressive

سختگیری افراطی, برخورد خشن و آمرانه
مدرسه با دانشآموزانی که فقط سؤال میپرسیدند برخوردی خشن و آمرانه داشت.
a person who appears gentle and kind on the outside, but they are firm, resolute, and even ruthless in their actions

آدمِ نرمظاهر و سختگیر, فردی که با پنبه سر میبرد
رئیس آرام و ملایم حرف میزد، اما همه میدانستند خوشبرخورد اما بیامان است.
to stop someone from acting freely, creatively, comfortably, or in their usual way

دستوپای کسی را بستن, آزادی عمل کسی را گرفتن
پدر و مادرم را دعوت نکن؛ در مهمانی دستوپایم را میبندند.