رفتار و رویکرد - Tact
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به تدبیر مسلط شوید، مانند "سگ خوابیده را بیدار نکن" و "از کانالهای رسمی عبور کن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
آزمون
to ignore a situation, topic, issue, etc. so as not to cause troubles or difficulties

قضیه را کش ندادن, گذشته را نبش قبر نکردن
گاهی عاقلانهتر است قضیه را کش ندهی تا اینکه دنبال توضیح باشی.
to simultaneously support two opposing parties, particularly to increase one's gain

شریک دزد و رفیق قافله بودن, وسطباز بودن
با فروختن اطلاعات به هر دو شرکت، برای سود خودش شریک دزد و رفیق قافله شده بود.
to take action in order to prevent a probable failure or defeat

به داد (کسی یا چیزی) رسیدن
used when there is good reasoning behind one's seemingly strange or crazy behavior

بیحساب و کتاب نیست, بیدلیل نیست
روش او اولش پرریسک به نظر میرسید، اما پشتِ کارش دلیلی داشت.
to be specially careful, gentle, or considerate when dealing with someone or something

با ملاحظه رفتار کردن, دستبهعصا برخورد کردن
با کارآموز جدید زیادی دستبهعصا برخورد نکن؛ بازخورد صادقانه به او بده.
to make good use of the things that are at one's disposal so as to succeed or gain something

هوشمندانه عمل کردن, زرنگی کردن
to be wise enough to avoid certain behaviors or thoughts

عقل کسی رسیدن, عاقلتر از این حرفها بودن
بعد از اشتباه پارسال، عقلمان میرسد بدون برنامه جایگزین شروع نکنیم.
to try to achieve the best outcome possible when dealing with a difficult or bad situation

از دلِ بدی خوبی درآوردن, از شرایط بد بهترینش را درآوردن
نقشی را که میخواست نگرفت، اما از دلِ بدی خوبی درآورد و از نقش کوچکتر یاد گرفت.
to choose a cautious course of action in a situation where there is uncertainty or potential risk

جانبِ احتیاط را گرفتن, برای اطمینان احتیاط کردن
وقتی به بچهها دارو میدهی، بهتر است جانبِ احتیاط را بگیری و به پزشک زنگ بزنی.
used to tell someone to avoid trouble as much as possible

بیخودی دنبال دردسر نرفتن, تا مجبور نشدهای سراغ دردسر نرفتن
سؤالها را بعداً هم میتوانیم بپرسیم؛ فعلاً بیخودی دنبال دردسر نرو.
to follow the accepted or correct path toward reaching one's goal or desired outcome

از مسیر رسمی اقدام کردن, روال درست را طی کردن
خواست روند را دور بزند، اما منابع انسانی به او گفت روال درست را طی کند.