رفتار و رویکرد - واکنش بیش از حد
کاوش در اصطلاحات انگلیسی در مورد واکنش بیش از حد با مثال هایی مانند "مو را شکافتن" و "خیلی دور رفتن".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to make a situation appear much bigger or more serious than it actually is

ماجرا را زیادی بزرگ کردن, از کاه کوه ساختن
این بحث را اینقدر بزرگ نکن؛ ما فقط سر یک جزئیات اختلاف داشتیم.
to make a problem appear more serious or dangerous than it actually is

از کاه کوه ساختن, مسئله را بیخود بزرگ کردن
فقط یک جلسه را از دست داد، اما رئیسش از کاه کوه ساخت.
to react in an excessive way toward a minor thing

بیخودی شلوغش کردن, سرِ چیز کوچک قشقرق به پا کردن
سرِ پر کردن یک فرم ساده بیخودی شلوغش کرد.
to highlight insignificant details or small distinctions between two things

مته به خشخاش گذاشتن, روی جزئیات بیاهمیت گیر دادن
وکیل مدام سرِ یک کلمه در قرارداد مته به خشخاش میگذاشت.
an overly angry or worried reaction over something unimportant

هیاهو برای هیچ, قشقرق سرِ هیچ و پوچ
همه سرِ گم شدن خودکار هول کردند، اما فقط هیاهو برای هیچ بود.
to act in a way that shows or uses something more than what is enough just to avoid any possible risk or problem

جانبِ احتیاط را گرفتن, برای اطمینان بیشتر احتیاط کردن
پزشک برای اطمینان بیشتر احتیاط کرد و بیمار را شب در بیمارستان نگه داشت.
to feel annoyed, angry, or upset

بیخودی جوش آوردن, سرِ هیچوپوچ حرص خوردن
چون یکی صندلیاش را جابهجا کرده بود، بیخودی جوش آورد.
a great deal of attention that is given to matters of small importance

هیاهو برای هیچ, سروصدا برای هیچوپوچ
همه از چیدمان صندلیها شکایت کردند، اما آخرش معلوم شد سروصدا برای هیچوپوچ بوده.
to do or say more than is acceptable

از حد گذشتن, پا را از گلیم خود درازتر کردن
to make something more complicated than it needs to be

کار را بیخودی پیچیده کردن, زیادی شلوغش کردن
طراح با اضافه کردن انیمیشن به همه صفحهها زیادی شلوغش کرد.
to put more energy and force than is necessary into doing something

برای کار کوچک زیادی زور زدن, با توپ به گنجشک زدن
برای درست کردن یک غلط تایپی کل پایگاه داده را پاک کردن یعنی با توپ به گنجشک زدن.
to treat something as more important or serious than necessary
![to [make] a big deal out of {sth} to [make] a big deal out of {sth}](/assets/img/no-pic-260w.png)