رفتار و رویکرد - رفتار توهینآمیز
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به رفتار توهین آمیز، از جمله "close to the bone" و "eat dirt".
مرور
فلشکارتها
صورتها
آزمون
to receive insults or bad treatment, especially without ever complaining

تحقیر را بیصدا تحمل کردن, بدرفتاری را بیاعتراض تحمل کردن
انتظار داشتند دستیار جدید بدرفتاری را بیاعتراض تحمل کند و هیچوقت با کسی مخالفت نکند.
to consider a person or thing unimportant and undeserving of respect

با چشم تحقیر نگاه کردن, کسی یا چیزی را پست شمردن
قبلاً به حملونقل عمومی با چشم تحقیر نگاه میکرد تا وقتی ماشینش خراب شد.
(of jokes or remarks) close to the limits of what people can tolerate or find acceptable, particularly if it is offensive or sexually suggestive

لب مرز ادب بودن, نزدیک به بیادبی
حواست به آن داستان باشد؛ برای این مخاطبها لب مرز ادب است.
to speak in a manner that is rude or sexually offensive

حرفهای رکیک زدن, بددهانی کردن
فکر میکرد دارد بامزهبازی درمیآورد، اما فقط حرفهای رکیک میزد.
to talk to a person in a way that is rude and shows no respect for them

زبوندرازی کردن, با بیاحترامی جواب دادن
با مشتریها مؤدب است، اما در خانه به پدر و مادرش زبوندرازی میکند.
resonating deeply with someone's personal experiences, feelings, or beliefs

دست گذاشتن روی نقطه حساس, تأثرآور بودن
انتقادش از مدیرهای همیشه غایب، در بخش ما روی نقطه حساس دست گذاشت.
to express contempt or disrespect to a person by showing one's naked backside to them

به نشانه تحقیر باسن لخت نشان دادن, با نشان دادن باسن به کسی توهین کردن
اعتراض مسالمتآمیز بود تا وقتی چند نفر شروع کردند به نشان دادن باسن لخت به دوربینها.
to raise one's middle finger and point it toward a person to show one is angry with them, hates, or disrespects them

انگشت وسط نشان دادن, با حرکت زشت به کسی توهین کردن
عکس، گردشگری را نشان میداد که به مجسمه انگشت وسط نشان میداد.
to have an attitude that is inappropriate, rude, or too bold

خیلی پررو بودن, وقاحت به خرج دادن
خودشان هر روز زود میرفتند، بعد ما را تنبل صدا میزنند؟ خیلی پررو هستند.
to talk about someone without giving them any respect

پشت سر کسی بد گفتن, با بیاحترامی از کسی حرف زدن
آن مقاله با بیاحترامی از او حرف زد و مسخرهاش کرد، بیآنکه حتی از کارهایش چیزی بگوید.
(of a joke, story, remark, etc.) dealing with sensitive or controversial topics that can be uncomfortable or unsettling to hear

نیشدار, کنایهآمیز
سخنرانیاش درباره فساد برای مقامهای حاضر در سالن نیشدار بود.
a very private or offensive subject that should not be discussed

مبحث ممنوعه, موضوع خط قرمز
سالها کودکیاش مبحث ممنوعه بود و هر وقت کسی میپرسید، بحث را عوض میکرد.
to laugh or shout insults at someone

کسی را هو کردن, به کسی متلک انداختن
هوادارهای تیم مهمان هر بار مهاجم ما توپ را لمس میکرد هوش میکردند.