رفتار و رویکرد - پرداخت کردن یا جلب توجه
کشف اصطلاحات انگلیسی که مربوط به پرداخت یا جلب توجه با مثال هایی مانند "همه گوش باش" و "صحنه را بگیر" می شوند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
آزمون
to attract the attention of a person

توجه کسی را جلب کردن, به چشم کسی آمدن
تابلوی کوچک گوشه اتاق اول توجه هیچکس را جلب نکرد.
to be able to hear even the quietest of sounds due to the environment being extremely silent

صدای نفس کسی درنیامدن, سکوت مطلق حکمفرما بودن
یک لحظه بعد از انفجار، سکوت مطلق حکمفرما بود.
to confidently put one's best skills, abilities, or features on display in order to impress or show off

خودی نشان دادن, هنر خود را به رخ کشیدن
خجالت نکش؛ این فرصت توست که خودی نشان بدهی.
to be eager to hear what a person wants to say

سراپا گوش بودن, با اشتیاق گوش دادن
میدانم خبری داری، پس بگو؛ سراپا گوشم.
to give a thing one's full attention

چشم از چیزی برنداشتن, محو چیزی شدن
در طول دادگاه، کل کشور چشم از خبرها برنمیداشت.
the skill to notice details and make great observations

تیزبینی, دقت بالا
برای تشخیص تفاوت بین دو طرح، تیزبینی لازم است.
to be careful to notice a thing or person

چشم و گوش خود را باز نگه داشتن, حواس خود را جمع کردن
وقتی نیستی، برای بستهات چشم و گوشم را باز نگه میدارم.
to make an effort to stay well informed on the developments or changes of a situation

گوش به زنگ بودن, از اوضاع باخبر ماندن
تا وقتی قوانین در حال تغییرند، گوش به زنگ بمان.
to listen to a person or thing in an attentive or sympathetic way

گوش شنوا داشتن برای کسی, با همدلی به حرف کسی گوش دادن
او همیشه به ایدههای تازه گوش شنوا دارد، حتی وقتی پرخطر به نظر میرسند.
to hear something interesting and start to listen to it carefully

گوش تیز کردن, یکدفعه با دقت گوش دادن
وقتی معلم گفت سرنخ بعدی در اتاق پنهان شده، دانشآموزان گوش تیز کردند.
to pay attention to something that is being said

خوب گوش دادن, به حرفها دقت کردن
خوب گوش بده، وگرنه مهمترین بخش دستورالعملها را از دست میدهی.
to attract the attention of other people, often in a way that causes other people or things less noticeable

در مرکز توجه قرار گرفتن, توجهها را به خود جلب کردن
با شدت گرفتن بحران، جزئیات فنی کمرنگ شد و امنیت عمومی در مرکز توجه قرار گرفت.
to behave in a way that does not draw attention to one

حاشیهنشین ماندن, جلب توجه نکردن
او معمولاً در محل کار حاشیهنشین میماند، اما نتایج کارش کاملاً گویاست.
to begin listening eagerly and intentively

گوش تیز کردن, یکدفعه با دقت گوش دادن
سگ با شنیدن صدای زنگ در، گوش تیز کرد.