رفتار و رویکرد - کمبود مراقبت یا ملاحظه
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به کمبود مراقبت یا ملاحظه با مثالهایی مانند "با سر شیرجه زدن" و "گاری را قبل از اسب گذاشتن".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to only rely on one thing or person for achieving success without any alternatives in case it fails

همه امید را به یک گزینه بستن, همه چیز را به یک گزینه وابسته کردن
سرمایهگذاری همهٔ پساندازت در یک شرکت یعنی همه چیز را به یک گزینه وابسته کردهای.
to not do things in order

کارها را از آخر شروع کردن, کارها را برعکس انجام دادن
اول تحقیق را تمام کنیم؛ وگرنه داریم کارها را از آخر شروع میکنیم.
to make an attempt to do something difficult without having the requirements or means to do so

بیمقدمه سراغ کار سخت رفتن, لقمه بزرگتر از دهان برداشتن
میخواست کل پروژه را مدیریت کند، اما داشت بیمقدمه سراغ کار سخت میرفت.
to lose the good alongside the bad in an attempt to dispose of the bad

تر و خشک را با هم سوزاندن, خوب را هم با بد دور ریختن
این سیاست ایرادهایی دارد، اما حذف کاملش یعنی تر و خشک را با هم سوزاندن.
used to say that a person is not interested or concerned about someone or something at all

اصلاً برای کسی مهم نبودن, کک کسی هم نگزیدن
اگر جلسه بدون او شروع شود، اصلاً برایش مهم نیست.
used when a person is not concerned about something or someone

به من چه, فرقی ندارد
میخواهد برود آن سر دنیا زندگی کند، به من چه.
to care or consider something important

اهمیت دادن, برای آدم مهم بودن
حداقل برایش مهم است کار را درست انجام بدهد.
to express a lack of concern or interest in someone or something

ذرهای اهمیت ندادن, اصلاً مهم نبودن
قانون لباس پوشیدن اصلاً برایش مهم نبود.
used to say that something has no negative impact or consequence on someone

ضرری به کسی نزدن, چیزی از کسی کم نشدن
بگذار یکی دیگر را استخدام کنند؛ چیزی از ما کم نمیشود.
to not consider a thing or person while planning and fail to prepare a way to deal with them as a result

حساب چیزی یا کسی را نکردن, چیزی را از قلم انداختن
شهردار وقتی طرح را به زور پیش برد، خشم رأیدهندگان را حساب نکرده بود.
to decide to do something without considering its consequences

بیگدار به آب زدن, نسنجیده وارد کاری شدن
بیگدار به آب نزن؛ اول هزینهها را بررسی کن.
to allow a situation or issue to continue without intervention, hoping it become better or resolved in the future

فعلاً به حال خودش گذاشتن, فعلاً دست نزدن به ماجرا
میدانم حرفش ناراحتت کرد، ولی فعلاً بیخیالش شو.
