کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 3 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 3 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سوخت"، "آب و هوا"، "عایق"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
adaptable [صفت]
اجرا کردن

سازگار

Ex: The adaptable nature of the plant enables it to thrive in different environments .

طبیعت انعطاف‌پذیر گیاه به آن امکان می‌دهد در محیط‌های مختلف رشد کند.

climate [اسم]
اجرا کردن

اقلیم

Ex: The Mediterranean climate is characterized by hot summers and mild winters .

آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل مشخص می‌شود.

flooding [اسم]
اجرا کردن

آب‌گرفتگی

Ex: The town 's flood defenses were overwhelmed by the rapid onset of flooding .

دفاع‌های سیلاب شهر توسط شروع سریع سیلاب تحت الشعاع قرار گرفت.

fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: Coal has been a traditional fuel for power plants .

زغال سنگ یک سوخت سنتی برای نیروگاه‌ها بوده است.

household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

waste [اسم]
اجرا کردن

پسماند

Ex: Hazardous waste , such as chemicals and electronic waste , requires special handling and disposal methods to prevent harm to human health and the environment .
insulated [صفت]
اجرا کردن

عایق

Ex: The insulated attic space kept the interior of the house cool in the summer and warm in the winter .

فضای زیر شیروانی عایق‌بندی شده داخل خانه را در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه می‌داشت.

recycling [اسم]
اجرا کردن

بازیافت

Ex: The school organized a recycling campaign .
اجرا کردن

خودکفا

Ex: Moving to a rural area taught her how to be self-sufficient , from growing her own vegetables to fixing minor household repairs .

انتقال به یک منطقه روستایی به او یاد داد که چگونه خودکفا باشد، از کاشت سبزیجات خود گرفته تا تعمیرات جزئی خانه.

sound wave [اسم]
اجرا کردن

موج صوتی

Ex: The scientist studied how sound waves travel through different materials .

دانشمند مطالعه کرد که چگونه امواج صوتی از طریق مواد مختلف حرکت می‌کنند.

tree house [اسم]
اجرا کردن

خانه درختی

Ex: The kids had a blast decorating their tree house with fairy lights and colorful cushions .

بچه‌ها از تزئین خانه درختی خود با چراغ‌های فانوسی و بالش‌های رنگارنگ لذت بردند.

motorhome [اسم]
اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex: The motorhome had everything we needed , from a kitchen to a cozy bed .

موتورخانه همه چیزهایی را که نیاز داشتیم داشت، از یک آشپزخانه تا یک تخت راحت.

hillside [اسم]
اجرا کردن

دامنه

Ex: Wildflowers covered the entire hillside in spring .

گل‌های وحشی تمام دامنه کوه را در بهار پوشاندند.

yurt [اسم]
اجرا کردن

چادر قابل‌حمل و گرد

Ex:

اقامتگاه سازگار با محیط زیست اقامتگاه‌های یورت ارائه می‌دهد که امکانات مدرن را با جذابیت روستیکی ترکیب می‌کند.

compact [صفت]
اجرا کردن

فشرده

Ex: He packed his clothes into a compact suitcase for the weekend trip .

او لباس‌هایش را در یک چمدان فشرده برای سفر آخر هفته بسته‌بندی کرد.

bunk bed [اسم]
اجرا کردن

تخت دوطبقه

Ex: The bunk bed had a sturdy ladder for easy access to the upper bed .

تخت دو طبقه یک نردبان محکم برای دسترسی آسان به تخت بالا داشت.

sofa bed [اسم]
اجرا کردن

مبل تختخواب‌شو

Ex: We bought a new sofa bed that matches the living room decor , and it 's very comfortable to sleep on .

ما یک مبل تختخوابشو جدید خریدیم که با دکوراسیون اتاق نشیمن مطابقت دارد، و خوابیدن روی آن بسیار راحت است.

staircase [اسم]
اجرا کردن

راه‌پله

Ex: He decorated the staircase with holiday lights .

او پله‌ها را با چراغ‌های تعطیلات تزئین کرد.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

اجرا کردن

سیستم گرمایش مرکزی

Ex: She adjusted the central heating thermostat to maintain a comfortable temperature throughout the day .

او ترموستات گرمایش مرکزی را تنظیم کرد تا دمای راحتی را در طول روز حفظ کند.

اجرا کردن

صفحه نمایش کامپیوتر

Ex: The computer screen showed a warning message .

صفحه نمایش کامپیوتر یک پیام هشدار نشان داد.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He lost his mobile phone at the concert and spent hours searching for it afterward .

او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.

اجرا کردن

تهویه هوا

Ex: She enjoys the refreshing breeze provided by the air conditioning after a long day outside .

او از نسیم خنک تهویه مطبوع بعد از یک روز طولانی در بیرون لذت می‌برد.

fish tank [اسم]
اجرا کردن

تنگ ماهی

Ex: The fish tank needs a new water filter .

آکواریوم به یک فیلتر آب جدید نیاز دارد.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.