پول درآوردن
او با تدریس در آخر هفتهها درآمد اضافی به دست میآورد.
در اینجا واژگان از واحد 4 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "به ارث بردن"، "ترک کردن"، "عاقلانه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پول درآوردن
او با تدریس در آخر هفتهها درآمد اضافی به دست میآورد.
ارزش
سهام شرکت سقوط کرد و باعث نگرانی سهامداران از ارزش سرمایهگذاریهایشان شد.
با صرفهجویی مصرف کردن
با استفاده از یک ماشین مشترک، آنها توانستند امور مالی خود را برای نیازهای مهم دیگر ذخیره کنند.
به ارث بردن
او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.
سرمایهگذاری کردن
شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کرد.
ارزش
آنها ارزش یک روز آب را در پیادهروی حمل کردند.
قرض دادن
میتونی دوچرخهات رو برای یه سواری سریع تا مغازه بهم قرض بدی؟
دزدیدن
دیشب، کسی دوچرخهام را از حیاط جلو دزدید.
عاقلانه
او عاقلانه صبر کرد تا لحظه مناسب برای صحبت کردن.
هدر دادن
متأسفانه برخی از افراد با روشن گذاشتن چراغها در زمانی که نیازی نیست، برق را هدر میدهند.
بهم زدن (رابطه عاشقانه)
آنها پس از دو سال رابطه تصمیم به جدایی گرفتند.
رسیدن
ماشین شتاب گرفت، سعی در رسیدن به موتورسیکلتی که با سرعت میرفت داشت.
ترک تحصیل کردن
محدودیتهای مالی او را مجبور کرد که دانشگاه را ترک کند و به دنبال کار بگردد.
کار به جایی رسیدن
گاهی زندگی چرخشهای غیرمنتظرهای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
از خود درآوردن
کلاهبردار یک هویت جعلی ساخت تا مردم را فریب دهد.
فراگرفتن (با تمرین)
بدون اینکه هرگز در یک کلاس رسمی شرکت کند، با تمرین با دوستانش گیتار زدن را یاد گرفت.
ورزش کردن
من سعی میکنم حداقل سه بار در هفته ورزش کنم برای سلامت بهتر قلب و عروق.
جاهطلب
سیاستمدار جاهطلب برنامههای جسورانهای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.
جذاب
لبخند دلنشین پیشخدمت و رفتار دوستانهاش، غذا خوردن در رستوران را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرد.
بااعتمادبهنفس
خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.
قوی و مصمم
علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.
خودبزرگبین
تصمیم به نظر خودخواهانه میرسید، که سود شخصی را بر موفقیت تیم ترجیح میداد.
اغراقآمیز
پیشنهاد پرزرق و برق برای یک پروژه شهری جدید به دلیل غیرواقعی و بیش از حد بلندپروازانه بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
منعطف
او در طول مذاکرات انعطافپذیر باقی ماند، به دنبال راهحلی بود که به نفع همه باشد.
سخاوتمند
انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشاندهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.
گفتن
او میگوید که از خواندن کتاب در اوقات فراغتش لذت میبرد.
گفتن
چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟
سفر
سفر کردن اغلب درک فرد از فرهنگهای مختلف را گسترش میدهد.
سفر
هر سال، خانواده اسمیت یک سفر برای دیدار با اقوام در ایالت دیگر انجام میدهند.
کار
او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.
شغل
خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.
بدجنس
او از رفتار زشت خود نسبت به خواهر یا برادر کوچکترش پشیمان شد، متوجه شد که این رفتار ناعادلانه بوده است.