کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 1 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مسلط"، "تشویق کننده"، "خودخواه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
fluent [صفت]
اجرا کردن

روان

Ex: He is fluent in multiple languages , including Russian and French .

او در چندین زبان، از جمله روسی و فرانسوی، مسلط است.

dependable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اطمینان

Ex: The dependable car never lets its owner down , reliably getting them to their destination .

ماشین قابل اعتماد هرگز صاحب خود را ناامید نمی‌کند و با اطمینان آن‌ها را به مقصد می‌رساند.

encouraging [صفت]
اجرا کردن

دلگرم‌کننده

Ex: The volunteers created an encouraging environment for the children to learn .

داوطلبان محیطی تشویق‌کننده برای یادگیری کودکان ایجاد کردند.

generous [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند

Ex: The generous tip left by the satisfied customer reflected their appreciation for the exceptional service they received .

انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشان‌دهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.

jealous [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: She was jealous of her sister 's success .

او از موفقیت خواهرش حسادت می‌کرد.

اجرا کردن

خوش‌قلب

Ex: The kind-hearted teacher went out of her way to support struggling students .

معلم دلرحم برای حمایت از دانش‌آموزان در حال تقلا تلاش بیشتری کرد.

mean [صفت]
اجرا کردن

بدجنس

Ex: He regretted his mean behavior towards his younger sibling , realizing it was unfair .

او از رفتار زشت خود نسبت به خواهر یا برادر کوچکترش پشیمان شد، متوجه شد که این رفتار ناعادلانه بوده است.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

to worry [فعل]
اجرا کردن

نگران شدن

Ex: Try not to worry too much ; things will get better .

سعی کن زیاد نگران نباشی؛ اوضاع بهتر خواهد شد.

to spend on [فعل]
اجرا کردن

(برای چیزی) خرج کردن

Ex:

شرکت بودجه قابل توجهی را برای کمپین‌های بازاریابی و تبلیغات خرج کرد.

selfish [صفت]
اجرا کردن

خودخواه

Ex: The selfish coworker always takes credit for other people 's work .

همکار خودخواه همیشه اعتبار کار دیگران را به خود می‌گیرد.

sulky [صفت]
اجرا کردن

عبوس

Ex: His sulky attitude ruined the evening .

نگرش عبوس او شب را خراب کرد.

upbeat [صفت]
اجرا کردن

سرزنده

Ex: Despite the tough competition , the team remained upbeat about their chances of winning .

علیرغم رقابت سخت، تیم در مورد شانس خود برای برنده شدن خوشبین باقی ماند.

fearful [صفت]
اجرا کردن

ترسیده

Ex: The fearful expression on her face revealed her apprehension about the upcoming exam .

بیان ترسیده روی صورتش نگرانی او درباره امتحان آینده را آشکار کرد.