خون جلوی چشم کسی را گرفتن
در اینجا کلمات از واحد 1 - واژگان در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "قرمز دیدن"، "سرانجام"، "سرزنش کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خون جلوی چشم کسی را گرفتن
بهبود یافتن
بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.
جروبحث
بحثهای مداوم آنها باعث ایجاد مشکلات در رابطه میشود.
کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
لقب
موهای فر او منجر به لقب محبتآمیز "فرها" شد.
کفاش
کفاش روستا کفش های چرمی سفارشی می ساخت.
وحشی
سافاری به ما اجازه داد تا فیلهای وحشی، گورخرها و زرافهها را در زیستگاه طبیعیشان ببینیم.
ورزشی
دپارتمان ورزشی یک دو خیریه برای جمعآوری کمکهای مالی برای برنامههای ورزشی جوانان محلی سازماندهی کرد.
کفش میخی
میخهای ورزشکار به زمین فرو رفتند در حالی که او فشار میآورد.
ورزشکار
انعطافپذیری و پشتکار ورزشکار بسیاری از علاقهمندان جوان به ورزش را الهام بخشید.
در نهایت
او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.
قبلاً
او قبلاً چمدانهایش را برای سفر بسته است.
برای (زمان و مسافت)
این پروژه به مدت شش ماه در حال توسعه بوده و بالاخره در آستانه تکمیل است.
از آن زمان
او از زمانی که تمرین را شروع کرد، خیلی پیشرفت کرده است.
هنوز
تیم روی پروژه کار کرده است، اما آنها آن را هنوز تکمیل نکردهاند.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
بزرگ کردن (بچه)
عمه بعد از فوت والدینش به پرورش برادرزادهاش کمک کرد.
کسی را مورد شماتت قرار دادن
قصد نداشتم او را سرزنش کنم، اما واقعاً ناامید شده بودم.
به کسی رفتن
اعضای خانواده در لبخندهای متمایزشان به هم شباهت دارند.
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
ادامه دادن
گروه تصمیم گرفت با وجود مشکلات فنی ادامه دهد به کارگاه.