کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 3 - مرجع - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 3 - مرجع - قسمت 1 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اتاق زیر شیروانی"، "حومه شهر"، "پر جنب و جوش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
apartment [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: She lives in a small apartment on the third floor of the building .

او در یک آپارتمان کوچک در طبقه سوم ساختمان زندگی می‌کند.

attic [اسم]
اجرا کردن

اتاق زیرشیروانی

Ex:

فضای اتاق زیر شیروانی پتانسیل گسترش را ارائه می‌دهد، با برنامه‌هایی برای افزودن پنجره‌های شیروانی برای نور طبیعی بیشتر.

balcony [اسم]
اجرا کردن

بالکن

Ex: During the summer , the family often hosted barbecues on their balcony , enjoying the warm weather .

در طول تابستان، خانواده اغلب باربیکیوها را در بالکن خود برگزار می‌کردند و از هوای گرم لذت می‌بردند.

block [اسم]
اجرا کردن

بلوک

Ex: The fire department is just a block away from the library .

آتش‌نشانی فقط یک بلوک از کتابخانه فاصله دارد.

flat [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: After moving into her new flat , she spent the weekend unpacking and decorating her space .

بعد از نقل مکان به آپارتمان جدیدش، او آخر هفته را به باز کردن وسایل و تزئین فضای خود گذراند.

ceiling [اسم]
اجرا کردن

سقف (درون ساختمان)

Ex: He used a long brush to paint the high ceiling of the living room .

او از یک قلم موی بلند برای رنگ آمیزی سقف بلند اتاق نشیمن استفاده کرد.

cellar [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: He installed a temperature control system in the cellar to keep his wine collection at the perfect temperature .

او یک سیستم کنترل دما در انبار زیرزمینی نصب کرد تا مجموعه شراب خود را در دمای مناسب نگه دارد.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
district [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The city council divided the city into several voting districts for fair representation .

شورای شهر شهر را به چند حوزه انتخاباتی برای نمایندگی عادلانه تقسیم کرد.

cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The old cottage at the edge of the village has been restored beautifully .

کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.

اجرا کردن

خانه ویلایی بدون دیوار مشترک

Ex: A detached house offers more privacy than a semi-detached home .

یک خانه مجزا حریم خصوصی بیشتری نسبت به یک خانه نیمه مجزا ارائه می‌دهد.

fireplace [اسم]
اجرا کردن

شومینه

Ex: The rustic cabin had a wood-burning fireplace , where residents could cozy up on chilly evenings .

کلبه روستایی یک شومینه چوب‌سوز داشت، جایی که ساکنان می‌توانستند در عصرهای سرد خود را گرم کنند.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه

Ex: There 's a small gate at the back of the house .

یک دروازه کوچک در پشت خانه وجود دارد.

lift [اسم]
اجرا کردن

آسانسور

Ex: He held the lift door open for her as she rushed in .

او در آسانسور را برایش باز نگه داشت در حالی که او عجله داشت داخل شود.

اجرا کردن

محله

Ex: Despite the job opportunity elsewhere , she was reluctant to move from the neighborhood of her family .

علیرغم فرصت شغلی در جای دیگر، او تمایلی به ترک محله خانواده‌اش نداشت.

outskirts [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The outskirts of the town are known for their beautiful landscapes , with rolling hills and open fields that attract nature lovers and outdoor enthusiasts .

حومه شهر به دلیل مناظر زیبای خود شناخته شده است، با تپه‌های موجدار و مزارع باز که عاشقان طبیعت و علاقه‌مندان به فضای باز را جذب می‌کند.

اجرا کردن

منطقه مسکونی

Ex: Many of the houses in the residential area have private gardens .

بسیاری از خانه‌ها در منطقه مسکونی باغ‌های خصوصی دارند.

playground [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی

Ex: The playground includes swings , slides , and a sandbox .

زمین بازی شامل تاب‌ها، سرسره و یک جعبه شن می‌شود.

stair [اسم]
اجرا کردن

پلکان

Ex: The old house has a wooden stair that creaks .

خانه قدیمی یک پلکان چوبی دارد که جیرجیر می‌کند.

suburb [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The new shopping mall on the outskirts of the suburb has become a central hub for residents , offering a variety of dining and entertainment options .

مرکز خرید جدید در حومه حومه شهر به یک مرکز اصلی برای ساکنان تبدیل شده است که گزینه‌های متنوعی برای غذا خوردن و سرگرمی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

خانه‌های مشابه به‌هم‌چسبیده

Ex: Living in a terraced house provides a sense of community but offers limited privacy .

زندگی در یک خانه ردیفی حس جامعه را فراهم می‌کند اما حریم خصوصی محدودی ارائه می‌دهد.

view [اسم]
اجرا کردن

منظره

Ex: The view of the forest from the treehouse was magical .

منظره جنگل از خانه درختی جادویی بود.

bustling [صفت]
اجرا کردن

پرجنب‌وجوش

Ex: During the festival , the small town transformed into a bustling hub of music , dance , and celebration .

در طول جشنواره، شهر کوچک به مرکزی پر جنب و جوش از موسیقی، رقص و جشن تبدیل شد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

clean [صفت]
اجرا کردن

بی‌ضرر

Ex: A clean explosion minimizes radioactive fallout .
polluted [صفت]
اجرا کردن

آلوده

Ex: The polluted soil in the industrial area was contaminated with heavy metals and toxins , rendering it unfit for farming .

خاک آلوده در منطقه صنعتی با فلزات سنگین و سموم آلوده شده بود، که آن را برای کشاورزی نامناسب می‌کرد.

dull [صفت]
اجرا کردن

کسل‌کننده

Ex: The dull response from the audience indicated that they were not interested in the topic .

پاسخ کسل‌کننده از سوی مخاطبان نشان می‌داد که آنها به موضوع علاقه‌ای نداشتند.

lively [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز (مکان)

Ex: The beach was lively during the summer , with families and tourists everywhere .

ساحل در تابستان پر جنب و جوش بود، با خانواده‌ها و گردشگران در همه جا.