کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 9 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 3 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بودجه"، "واگذاری"، "متقاعد کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a specific amount of money set aside for a particular use

بودجه
او یک بودجه هفتگی برای خرید مواد غذایی تعیین کرد.
the act of assigning authority or tasks to subordinates to improve efficiency and decision-making

محول کردن وظایف
او در واگذاری کار به تیم خود مشکل داشت.
without any uncertainty

بیشک
به وضوح اشتباه بود که علائم هشدار را نادیده بگیریم.
a choice or judgment that is made after adequate consideration or thought

تصمیم
هیئت مدیره به یک تصمیم یکپارچه برای تصویب سیاست جدید شرکت رسید.
to make a person do something through reasoning or other methods

قانع کردن, متقاعد کردن
من نتوانستم او را متقاعد کنم که تصمیم خود را تجدید نظر کند.
to find an answer or solution to a question or problem

حل کردن
او با تقسیم کردن مشکل به قدمهای کوچکتر آن را حل کرد.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
healthy and strong, especially due to regular physical exercise or balanced diet

تندرست, خوشهیکل
او یک رژیم غذایی متعادل را دنبال میکند و پزشکش میگوید که او بسیار تناسب اندام دارد.
capable of adjusting easily to different situations, circumstances, or needs

منعطف
یک ذهنیت انعطافپذیر به مقابله با چالشهای غیرمنتظره در کار کمک میکند.
a skill or personal quality that makes someone suitable for a particular job or activity

صلاحیت
فهرست شغل نیازمند یک مدرک در مهندسی و حداقل پنج سال تجربه است.
the process or activity of exchanging information or expressing feelings, thoughts, or ideas by speaking, writing, etc.

ارتباط, معاشرت
مهارتهای عالی ارتباطی او، او را به یک رهبر تیم عالی تبدیل میکند.
done in a careful, systematic, and organized manner

روشمند, علمی
او به روال تمرین روزانه خود با ذهنی منظم نزدیک شد، بر گروههای عضلانی خاص تمرکز کرد و فرم ثابتی را حفظ کرد.
giving someone hope, confidence, or support

دلگرمکننده, نویدبخش
لبخندش در طول گفتگوی دشوار گرم و تشویقکننده بود.
the mental or physical strength that makes one continue doing something hard for a long time

استقامت, توان بدنی، بنیه
استقامت بوکسور به او اجازه داد تا در برابر حملات بیامان حریف مقاومت کند.
to give a higher level of importance or urgency to a particular task, goal, or objective compared to others

اولویتبندی کردن
تیم اولویت را به اقدامات ایمنی بالاتر از همه چیز در طول پروژه داد.
| کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 9 - درس 3 | واحد 9 - واژگان | واحد 9 - مرجع | واحد 10 - واژگان |
| واحد 10 - درس 2 | واحد 10 - مرجع | ||
