کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 2 - واژگان

در اینجا کلمات از واحد 2 - واژگان در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سود"، "توسعه"، "مشکل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
discovery [اسم]
اجرا کردن

اکتشاف

Ex: The discovery of a distant exoplanet raised questions about the potential for extraterrestrial life .

کشف یک سیاره فراخورشیدی دور سوالاتی درباره امکان حیات فرازمینی مطرح کرد.

profit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: The entrepreneur reinvested a portion of the profit back into the business to fund expansion and innovation initiatives .
movement [اسم]
اجرا کردن

جنبش

Ex: Activists join a movement to combat inequality .
match [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: The local cricket club organized a friendly match to raise funds for charity .

باشگاه کریکت محلی یک مسابقه دوستانه برای جمع‌آوری کمک‌های خیریه ترتیب داد.

to commit [فعل]
اجرا کردن

(جرم یا خلاف) مرتکب شدن

Ex: He was found guilty of committing embezzlement , misusing company funds for personal gain .
crime [اسم]
اجرا کردن

جرم

Ex: He was convicted of a white-collar crime and sentenced to prison .

او به جرم یقه سفید محکوم شد و به زندان محکوم شد.

suicide [اسم]
اجرا کردن

خودکشی

Ex: After his suicide , the community rallied to raise awareness about mental health .

پس از خودکشی او، جامعه برای افزایش آگاهی درباره سلامت روان متحد شد.

to develop [فعل]
اجرا کردن

توسعه یافتن

Ex: The small startup has the potential to develop into a leading technology company .

استارتاپ کوچک این پتانسیل را دارد که به یک شرکت پیشرو در فناوری تبدیل شود.

اجرا کردن

جراحی پلاستیک

Ex: He specializes in plastic surgery for facial reconstruction .

او در جراحی پلاستیک برای بازسازی صورت تخصص دارد.

to perform [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: The orchestra will perform Beethoven 's Fifth Symphony tonight .
play [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The drama club is rehearsing a classic Shakespearean play for their spring production .
to cause [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: I hope my delay did n't cause any inconvenience .

امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.

trouble [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Financial trouble forced the family to sell their house and downsize .

مشکلات مالی خانواده را مجبور کرد خانه خود را بفروشند و کوچک شوند.

accident [اسم]
اجرا کردن

تصادف

Ex: She witnessed a car accident at the busy intersection downtown .

او شاهد یک تصادف ماشین در تقاطع شلوغ مرکز شهر بود.

price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: The price for the concert ticket seemed reasonable .

قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر می‌رسید.

record [اسم]
اجرا کردن

رکورد

Ex: Her marathon time set a new record for the fastest female runner in the race 's history .

زمان ماراتن او یک رکورد جدید برای سریع‌ترین دونده زن در تاریخ مسابقه ثبت کرد.

to break up [فعل]
اجرا کردن

بهم زدن (رابطه عاشقانه)

Ex: They decided to break up after two years of dating .

آنها پس از دو سال رابطه تصمیم به جدایی گرفتند.

section [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The museum 's art gallery is divided into sections dedicated to different art movements and periods .

گالری هنری موزه به بخش‌هایی تقسیم شده است که به جنبش‌ها و دوره‌های مختلف هنری اختصاص دارد.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

اجرا کردن

جریانات سیاسی یا اجتماعی روز

Ex: He enjoys debating current affairs with his friends over coffee .

او از بحث در مورد مسائل جاری با دوستانش در حال نوشیدن قهوه لذت می‌برد.

news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex: The newspaper 's front page featured a headline about the economic news affecting the stock market .

صفحه اول روزنامه عنوانی درباره اخبار اقتصادی تأثیرگذار بر بازار سهام داشت.

gossip [اسم]
اجرا کردن

شایعه

Ex: She did n’t want to get involved in the gossip , so she excused herself from the conversation .

او نمی‌خواست در گپ‌وگفت‌های بی‌اساس درگیر شود، بنابراین از گفتگو عذرخواهی کرد.

science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.