واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - آمادهسازی غذا
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به آمادهسازی غذا را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to grill or barbecue food over direct high heat

کباب کردن
عطر دندههای کباب شده روی ذغال هوا را پر کرد در حالی که مسابقه باربیکیو داغ میشد.
to heat or cook food rapidly using a microwave oven

در ماکروویو گرم کردن یا پختن
بوریتوی صبحانه قابل گرم کردن برای کسانی طراحی شده است که ترجیح میدهند وعدههای صبحگاهی خود را در مایکروویو گرم کنند.
to cook food in hot oil or fat until it bursts open or becomes crispy, such as popcorn

(ذرت) بو دادن
فروشنده خیابانی خمیر را در روغن داغ انداخت و آن را سرخ کرد تا به بینیهای خوشمزه و طلایی-قهوهای تبدیل شد.
to split and flatten a poultry or game bird for cooking

جدا کردن استخوانهای ستون فقرات پرنده و باز کردن گوشت آن بهطور کامل
او ترجیح میدهد قبل از کباب کردن بلدرچینش به صورت عالی، آن را صاف کند.
to heat or cook food quickly using a microwave oven

در ماکروویو گرم کردن یا پختن
هر زمان که به یک نوشیدنی گرم نیاز دارم، میتوانم به سادگی قهوهام را در مایکروویو گرم کنم.
to pour fat, juices, or other liquid over the surface of food, such as meat or vegetables, while it is cooking

روغن و آب گوشت ریختن (روی گوشت در حال پخت)
دستور غذا خواستار آبپاشی ژامبون با لعاب شکر قهوهای هر 15 دقیقه بود.
to briefly immerse food in boiling water, often followed by rapid cooling, to preserve color, remove skin, or prepare for freezing

نیمپز کردن
کنسروساز خانگی ترجیح میداد قبل از نگهداری هلوها در شیشهها، آنها را بلانچ کند تا رنگ و طعم طبیعی آنها حفظ شود.
to heat a liquid, especially milk or water until it boils or gets close to that degree

جوشاندن
متخصص قهوه با دقت آب را تا دمای دقیق برای دم کردن فنجان کامل جوشاند.
to dissolve and loosen cooked food particles from the bottom of a pan by adding liquid, often wine, broth, or stock, during cooking

لعابزدایی کردن
آبهای بوقلمون با آب سیب شسته شدند تا یک سس تابه خوشمزه برای شام شکرگزاری ایجاد شود.
to expose something to fresh air, often to refresh, dry, or ventilate it

در معرض هوا قرار دادن
هنرمند قبل از نقاشی برای حذف گرد و غبار، بوم را تهویه کرد.
to coat or cover food, typically with flour or breadcrumbs, before cooking

پوشاندن (قبل از پخت)
در آشپزی به سبک جنوبی، آنها اغلب بامیه را قبل از سرخ کردن به کمال، در آرد ذرت میپوشانند.
to form and press dough or wet clay with the hands

ورز دادن
مجسمهساز از حرکات مختلف دست برای ورز دادن و شکل دادن به خاک رس به یک مجسمهی دقیق استفاده کرد.
to cook food, especially meat or fish, at a very high temperature

کباب کردن
عطر برگرهای کبابی در هوا پیچید و مشتریان را به رستوران باربیکیوی فضای باز جذب کرد.
to partly boil food, especially vegetables

تا نیمه جوشاندن
او تصمیم گرفت برنج را قبل از سرخ کردن با سبزیجات و ادویهها برای یک وعده غذایی سریع و خوشمزه نیمپز کند.
to quickly fry food in a small amount of hot oil

تفت دادن
او از تفت دادن سینه مرغ با گیاهان و ادویهها برای یک شام سریع و خوشمزه لذت میبرد.
to cook food, especially meat or fish, under or over direct heat

کباب کردن, بریان کردن
او ترجیح میدهد برای طعم دودی خوشمزه، کتلت گوسفندی را روی گریل کباب کند.
to make something melt or soften

آب کردن, ذوب کردن
گرمای خورشید در حال ذوب کردن لکههای یخی روی جاده است.
to pour fat, juices, or other liquid over the surface of food, such as meat or vegetables, while it is cooking

روغن و آب گوشت ریختن (روی گوشت در حال پخت)
دستور غذا خواستار آبپاشی ژامبون با لعاب شکر قهوهای هر 15 دقیقه بود.
to cook food at a low temperature with a small amount of liquid in a closed container

پختن
او از خورشتی کردن سبزیجات با شراب سفید و سیر برای یک غذای جانبی خوشمزه لذت میبرد.
to prepare or cut a piece of meat or fish into boneless, flat pieces, typically removing bones in the process

گوشت را از استخوان جدا کردن
برای آماده کردن ضیافت غذاهای دریایی، آشپز ماهیهای مختلف را فیله میکرد، تا انتخابی متنوع برای مهمانان فراهم کند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) | |||
|---|---|---|---|
| خوردن و نوشیدن | آمادهسازی غذا | تغییر و شکلدهی | Science |
| Education | Astronomy | Physics | Biology |
| Chemistry | Geology | Philosophy | Psychology |
| ریاضیات و نمودارها | Geometry | Environment | انرژی و قدرت |
| چشمانداز و جغرافیا | Engineering | Technology | Internet |
