کلمات آکادمیک پیشرفته آیلتس برای "چشم انداز و جغرافیا"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به منظر و جغرافیا را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
strait [اسم]
اجرا کردن

تنگه

Ex: The Strait of Hormuz is a vital passage for oil tankers, connecting the Persian Gulf to the Gulf of Oman.

تنگه هرمز یک گذرگاه حیاتی برای نفتکش‌ها است که خلیج فارس را به خلیج عمان متصل می‌کند.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex: The sounds of cracking and rumbling echoed through the valley as the glacier moved and shifted.

صدای ترک خوردن و غرش در دره طنین انداز شد در حالی که یخچال حرکت می‌کرد و تغییر می‌کرد.

savannah [اسم]
اجرا کردن

گرم‌دشت

Ex: In the Brazilian Cerrado , a type of savannah , you can find unique flora and fauna adapted to the region 's climate .

در سرادوی برزیل، نوعی از ساوانا، می‌توانید گیاهان و جانوران منحصر به فردی را پیدا کنید که با آب و هوای منطقه سازگار شده‌اند.

meridian [اسم]
اجرا کردن

نصف‌النهار

Ex: Sailors relied on meridians to navigate the seas , using celestial bodies to determine their position relative to these imaginary lines .

ملوانان برای ناوبری در دریاها به نصف‌النهارها متکی بودند، با استفاده از اجرام آسمانی موقعیت خود را نسبت به این خطوط خیالی تعیین می‌کردند.

topography [اسم]
اجرا کردن

توپوگرافی

Ex: Satellite data revealed the island 's rugged topography .

داده‌های ماهواره‌ای توپوگرافی ناهموار جزیره را آشکار کردند.

cartography [اسم]
اجرا کردن

نقشه‌نگاری

Ex: He studied cartography to improve his map-making skills .

او کارتوگرافی را مطالعه کرد تا مهارت‌های نقشه‌کشی خود را بهبود بخشد.

atoll [اسم]
اجرا کردن

جزیره‌ مرجانی

Ex: The Tuamotu Archipelago in French Polynesia is renowned for its extensive atolls and vibrant marine life .

مجمع‌الجزایر تواموتو در پلی‌نزی فرانسه به خاطر آتول‌های گسترده و زندگی دریایی پرجنب‌وجوشش معروف است.

creek [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: The babbling creek provided a soothing soundtrack to the peaceful woodland setting .

جویبار زمزمه‌کننده یک موسیقی پس‌زمینه آرامش‌بخش برای محیط جنگلی آرام فراهم کرد.

tributary [اسم]
اجرا کردن

ریزابه

Ex: The Volga River , Europe 's longest river , is sustained by tributaries like the Kama and the Oka , forming an extensive network throughout Russia .

رودخانه ولگا، طولانی‌ترین رودخانه اروپا، توسط شاخه‌هایی مانند کاما و اوکا تغذیه می‌شود و شبکه‌ای گسترده در سراسر روسیه تشکیل می‌دهد.

marsh [اسم]
اجرا کردن

مرداب

Ex: During the spring , the marsh bloomed with vibrant wildflowers , creating a colorful and picturesque landscape .

در طول بهار، تالاب با گل‌های وحشی پررنگ شکوفا شد و منظره‌ای رنگارنگ و نقاشی‌گونه ایجاد کرد.

escarpment [اسم]
اجرا کردن

دیواره (زمین‌شناسی)

Ex: The Niagara Escarpment extends across North America, influencing the landscape and ecology of the region.

پرتگاه نیاگارا در سراسر آمریکای شمالی گسترده شده و بر مناظر و اکولوژی منطقه تأثیر می‌گذارد.

butte [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The Black Hills of South Dakota showcase several buttes , including Bear Butte , a site considered sacred by Native American tribes .

تپه‌های سیاه داکوتای جنوبی چندین تپه مسطح را به نمایش می‌گذارند، از جمله Bear Butte، مکانی که توسط قبایل بومی آمریکا مقدس شمرده می‌شود.

cataract [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: Tourists gathered to admire the majestic cataract plunging over the rocky cliff face .

گردشگران جمع شدند تا آبشار باشکوهی را که از صخره سنگی به پایین می‌ریزد تحسین کنند.

crater [اسم]
اجرا کردن

دهانه آتشفشان

Ex: Tourists hiked to the rim of the volcanic crater to view the lava lake below.

گردشگران به لبه دهانه آتشفشانی پیاده‌روی کردند تا دریاچه گدازه زیر آن را ببینند.

estuary [اسم]
اجرا کردن

پای‌رود

Ex: Estuaries are important ecosystems where freshwater meets saltwater .

مصب‌ها اکوسیستم‌های مهمی هستند که در آن آب شیرین با آب شور برخورد می‌کند.

fjord [اسم]
اجرا کردن

آبدره

Ex: Carved by ancient glaciers , the Norwegian fjords feature deep blue waters and towering cliffs .

حکاکی شده توسط یخچال‌های باستانی، فوردهای نروژی با آب‌های آبی عمیق و صخره‌های سر به فلک کشیده مشخص می‌شوند.

geyser [اسم]
اجرا کردن

آبفشان

Ex: The Great Geysir in Iceland is the namesake for all geysers and can shoot water up to 70 meters into the air .

گیزر بزرگ در ایسلند نام‌زاد همه آبفشان‌ها است و می‌تواند آب را تا 70 متر به هوا پرتاب کند.

isthmus [اسم]
اجرا کردن

باریکه خاکی

Ex: Ancient civilizations often settled along isthmuses for their strategic significance in trade and defense .

تمدن‌های باستانی اغلب در امتداد تنگه‌های خشکی به دلیل اهمیت استراتژیک آنها در تجارت و دفاع ساکن می‌شدند.

lagoon [اسم]
اجرا کردن

تالاب

Ex: The Great Barrier Reef in Australia includes lagoons with diverse marine life , providing a habitat for colorful coral and fish species .

صخره بزرگ مرجانی در استرالیا شامل تالاب‌هایی با زندگی دریایی متنوع است که زیستگاهی برای گونه‌های مرجان و ماهی‌های رنگارنگ فراهم می‌کند.

precipice [اسم]
اجرا کردن

پرتگاه

Ex: The hiker carefully approached the precipice to avoid falling .

کوهنورد با احتیاط به پرتگاه نزدیک شد تا از افتادن جلوگیری کند.

ravine [اسم]
اجرا کردن

دره تنگ و عمیق

Ex: During heavy rains , the ravine fills quickly with rushing water , creating a powerful stream that carves deeper into the landscape .

در طول باران‌های شدید، دره به سرعت از آب جاری پر می‌شود و جریان قدرتمندی ایجاد می‌کند که عمیق‌تر در منظر حفاری می‌کند.

altitude [اسم]
اجرا کردن

ارتفاع (جغرافیا)

Ex: The village sits at an altitude of 1,200 meters in the foothills of the mountains .

روستا در ارتفاع 1200 متری در دامنه کوه ها قرار دارد.

knoll [اسم]
اجرا کردن

تپه کوچک

Ex: Wildflowers covered the knoll , creating a colorful and vibrant display in the spring .

گل‌های وحشی تپه کوچک را پوشاندند و نمایشی رنگارنگ و پرجنب‌وجوش در بهار ایجاد کردند.

terrain [اسم]
اجرا کردن

ناهمواری

Ex: Military strategists studied the terrain meticulously to determine the best approach for advancing their troops across the battlefield .

استراتژیست‌های نظامی زمین‌شناسی را به دقت مطالعه کردند تا بهترین روش برای پیشروی نیروهای خود در میدان نبرد را تعیین کنند.

boulder [اسم]
اجرا کردن

تخته‌سنگ

Ex: The construction crew used heavy machinery to lift the boulder blocking the road , clearing the path for traffic .

تیم ساخت و ساز از ماشین‌آلات سنگین برای بلند کردن سنگ بزرگ مسدودکننده جاده استفاده کرد و راه را برای ترافیک باز کرد.

shingle [اسم]
اجرا کردن

ساحل سنگی

Ex: The rhythmic sound of waves echoed against the shingle shoreline , creating a soothing ambiance .

صدای ریتمیک امواج در برابر ساحل سنگریزهها طنین انداز شد و فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

cape [اسم]
اجرا کردن

قطعه زمین واقع در آب

Ex: The ship navigated carefully around the treacherous cape , mindful of the challenging maritime conditions .

کشتی با دقت به دور دماغه خطرناک حرکت کرد، با توجه به شرایط چالش‌برانگیز دریایی.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مساحت‌ها وزن و ثبات شکل‌ها
افزایش در مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance منحصر به فرد بودن Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
صفات انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تأیید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
جنبش‌ها زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا Science تغییر و شکل‌دهی
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشمانداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت