واژگان ضروری برای GRE - زود خوب شو!
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد بیماری، مانند "بیوپسی"، "بانداژ"، "پماد" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make a person or animal calm or unconscious using drugs, like sedatives

تسکین دادن, آرام کردن (بهویژه با دارو)، بیهوش کردن
دکتر تصمیم گرفت بیمار مضطرب را آرام کند تا شب آرامی را تضمین کند.
the condition of losing one's sensation or awareness during surgery and other procedures, particularly by use of special drugs

بیهوشی, بیحسی
بیهوشی از طریق ورید به بیمار داده شد تا برای عمل آماده شود.
the process of removing and analyzing tissue from the body of a sick person to learn more about their condition

بافتبرداری, بیوپسی
در طول فرآیند بیوپسی، یک نمونه کوچک از بافت برای بررسی زیر میکروسکوپ برداشته میشود.
a flexible tube inserted into one's bladder, to drain and collect urine

کاتتر
یک کاتتر ادراری اغلب در بیماران بستری که قادر به ادرار کردن طبیعی نیستند استفاده میشود.
someone who treats diseases or physical problems by pressing or manipulating joints in the body

متخصص کایروپراکتیک
پس از تجربه کمردرد به مدت هفتهها، سارا تصمیم گرفت به یک کایروپراکتیک برای تنظیم ستون فقرات و تمرینات درمانی مراجعه کند.
the identification of the nature and cause of an illness or other problem

تشخیص پزشکی
تشخیص زودهنگام بیماری برای درمان مؤثر حیاتی است.
to allow a patient to leave the hospital because they have recovered and no longer need to receive inpatient care

مرخص کردن (بیمار), ترخیص کردن
تیم پزشکی تصمیم گرفت بیمار مسن را ترخیص دهد تا تخت برای موارد بحرانیتر آزاد شود.
to clean the wound properly and apply bandages in order to promote healing and to protect it from further harm

پانسمان کردن
پس از حادثه، تکنسین فوراً زخمهای دوچرخهسوار را پانسمان کرد تا از عفونت جلوگیری کند و خطر زخمبندی را کاهش دهد.
pertaining to the medical care or study of the elderly

پیرپزشکی, مربوط به سالمندان
او یک دوره سالمندی را در طول دوره رزیدنتی خود تکمیل کرد تا تجربهای با بیماران سالمند کسب کند.
to protect an animal or a person from a disease by vaccination

مصون ساختن (از طریق واکسن)
اغلب به مسافران توصیه میشود برای واکسینه شدن در برابر بیماریهای خاص شایع در مقصد خود به کلینیک مراجعه کنند.
administered into or taking place in a vein

وریدی, تورگی
پزشک دارو را از طریق یک قطره داخل وریدی تجویز کرد.
a substance, usually smooth and oily, rubbed on the skin for medical purposes

پماد, مرهم
داروساز یک پماد تسکیندهنده برای پوست خشک و تحریکشده بیمار توصیه کرد.
a patient who receives treatment in a hospital but does not remain there afterward

بیمار سرپایی, بیمار غیربستری
بیماران سرپایی اغلب راحتی دریافت مراقبتهای پزشکی بدون ماندن شبانه در بیمارستان را قدردانی میکنند.
(of drugs and medicines) available for purchase without a physician's prescription

بدوننسخه, پشت پیشخوان
شما میتوانید مسکنهای بدون نسخه را از هر داروخانهای خریداری کنید.
related to the production, use, or sale of medicines

دارویی, داروسازی
بسیاری از کشورها مقرراتی برای تضمین کیفیت و ایمنی محصولات دارویی دارند.
able to promote or restore one's health or strength

التیامبخش, بهبودبخش
دارو اثرات کاملاً تجدیدکننده داشت در کمک به بهبودی او از بیماری با کاهش علائم و بازیابی قدرت از دست رفته.
the gradual recovery through rest after sickness or injury

بهبودی, نقاهت
پزشک استراحت کامل و رژیم غذایی مقوی را برای کمک به بهبودی او از یک دوره شدید ذاتالریه توصیه کرد.
an establishment or facility that treats people who have a chronic illness

بیمارستان (بیماریهای مزمن)
آسایشگاه مراقبت های تخصصی برای بیماران مبتلا به بیماری های طولانی مدت ارائه می داد.
to join the edges of a wound together by a thread and needle

بخیه زدن
پس از عمل جراحی، جراح برش را دوخت تا بهبودی تسریع شود.
to clean, apply medication to, or remove liquid from a wound using a swab

تمیز کردن زخم (با گوشپاککن)
او از پرستار خواست که قبل از باند پیچی، ناحیه آسیب دیده را پنبه بکشد.
a device, such as a bandage, piece of fabric, etc. that arrests bleeding by applying pressure to the wound

شریانبند, رگبند
در شرایط اضطراری، یک تورنیکه میتواند در صورت استفاده صحیح، نجاتبخش باشد.
a piston syringe with a long thin needle for injecting substances under the skin

سوزن مخصوص تزریق زیرپوستی
او هنگام ورود سرنگ زیرپوستی به بازویش کمی سوزش احساس کرد.
a severe mental condition in which the patient loses contact with external reality

روانپریشی, جنون
افرادی که روانپریشی را تجربه میکنند ممکن است صداهایی بشنوند یا چیزهایی ببینند که وجود ندارند، که تشخیص واقعیت از غیرواقعیت را دشوار میکند.
(of a mental condition) affecting brain processes so severely that makes one unable to tell the difference between reality and fantasy

روانی, روانپریش
در طول دوره روانپریشی خود، او صداهایی را شنید که وجود نداشتند.
a mental condition that is not caused by organic disease in which one is constantly anxious, worried, and stressed

رواننژندی, اختلال روانی
افراد مبتلا به نوروز ممکن است نگرانی و استرس بیش از حد در مورد مسائل جزئی را تجربه کنند، که بر کیفیت کلی زندگی آنها تأثیر میگذارد.
an alternative therapy in which pressure is put on specific parts of the body with hands and fingers

طبفشاری
درمانگر از فشاردرمانی برای کاهش تنش عضلانی مراجعهکننده استفاده کرد.
a method of treatment in which thin needles are inserted in specific spots on the body, originated in China

طب سوزنی
طب سوزنی در چین هزاران سال است که انجام میشود.
to surgically remove a body part, such as a limb or organ, often due to injury, disease, or medical necessity

قطع عضو کردن
در موارد شدید سرمازدگی، پزشکان ممکن است نیاز به قطع انگشتان دست یا پای آسیب دیده داشته باشند.
emotionally unstable and unable to cope with the requirements of a healthy social life

ناسازگار, ناآرام
افراد ناسازگار اغلب در سازگاری با موقعیتهای اجتماعی جدید مشکل دارند.
a mental state achieved by maintaining a moment-by-moment awareness of one's thoughts, feelings, etc., used as a therapeutic technique

ذهنآگاهی
کارگاه ذهنآگاهی به شرکتکنندگان آموخت که چگونه در لحظه حال باقی بمانند.
a substance that counteracts or controls the effects of a poison

پادزهر
در مسمومیت تصادفی، دانستن پادزهر مناسب برای تجویز به فرد مبتلا مهم است.
the branch of medicine that is concerned with diseases that are specific to women, especially those that affect their reproductive organs

پزشکی زنان, حیطهی پزشکی زنان و زایمان
دانشجوی پزشکی تصمیم گرفت تا در زنان و زایمان شغلی را دنبال کند تا بر سلامت زنان تمرکز کند و به پیشرفتهای این حوزه کمک نماید.
the process of helping someone who has a problem with drugs or alcohol to lead a normal life again

بازپروری
پس از تصادف، او به توانبخشی رفت تا از وابستگی به الکل بهبود یابد.
to slowly administer a drug or other substance through a needle or catheter into the bloodstream

تزریق کردن
مهم است که داروی درد با سرعت کنترل شده تزریق شود تا عوارض جانبی به حداقل برسد و راحتی بیمار تضمین شود.
the branch of medicine that is concerned with children and their conditions

پزشکی کودکان, طب اطفال
وقتی کودکشان در تعطیلات بیمار شد، از یافتن یک کلینیک تخصصی پزشکی کودکان در نزدیکی احساس آرامش کردند.
to isolate a person or animal for a specific period due to illness, suspicion of illness, or to prevent the potential spread of a disease

قرنطینه شدن
کلینیک دامپزشکی دارای امکانات جداگانه ای برای قرنطینه حیوانات بیمار و جلوگیری از شیوع عفونت ها است.
to make a person become conscious again

احیا کردن
پزشک از دفیبریلاتور برای احیای بیمار در هنگام ایست قلبی استفاده کرد.
to reduce the severity of a pain

آرام کردن, تسکین دادن
مادر به آرامی نوزاد گریان را تکان داد تا آرامش دهد و بخواباند.
a prescribed amount of medicine that is taken regularly

دوز (دارو), مقدار مصرف
همیشه دوز تجویز شده را رعایت کنید تا اثر بخشی دارو تضمین شود.
a method of therapy used for mental conditions which consists of the patient opening up about their past and feelings in order to find the reason for their illness

روانکاوی, روانتحلیلگری
درمانگر روانکاوی را برای کمک به درک رویاهای تکراری او توصیه کرد.
