واژگان ضروری برای GRE - قطعیت & احتمال

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شک و اطمینان، مانند "مردد"، "آسان"، "قوی"، و غیره را که برای آزمون GRE لازم است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
certitude [اسم]
اجرا کردن

یقین

Ex: The historian ’s certitude in the dates of historical events was backed by thorough evidence .

اطمینان مورخ در مورد تاریخ رویدادهای تاریخی با شواهد دقیق پشتیبانی می‌شد.

conviction [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد راسخ

Ex: Her deep religious convictions guided her moral decisions and actions throughout her life .

اعتقادات عمیق مذهبی او تصمیمات و اقدامات اخلاقی او را در طول زندگی اش هدایت کرد.

robust [صفت]
اجرا کردن

قاطع

Ex: The athlete 's robust training regimen and unwavering determination led him to win the gold medal .

برنامه تمرینی مستحکم ورزشکار و عزم راسخ او باعث شد که مدال طلا را به دست آورد.

tentative [صفت]
اجرا کردن

موقت و نامشخص

Ex: The report offered a tentative conclusion , with more research needed to solidify the findings .

گزارش یک نتیجه‌گیری موقت ارائه داد، با تحقیقات بیشتر برای تثبیت یافته‌ها مورد نیاز است.

decidedly [قید]
اجرا کردن

به طور قطعی

Ex: The new policy is decidedly more efficient than the old one .

سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.

supposedly [قید]
اجرا کردن

فرضاً

Ex: The treasure map supposedly leads to a hidden island with untold riches .

نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروت‌های بی‌شمار منتهی می‌شود.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: The medical tests were inconclusive , so further examination is needed to determine the cause of the symptoms .

آزمایش‌های پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.

notional [صفت]
اجرا کردن

ذهنی

Ex: The committee reviewed the notional concepts before deciding on practical solutions .

کمیته مفاهیم نظری را قبل از تصمیم‌گیری درباره راه‌حل‌های عملی بررسی کرد.

surmise [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: Their surmise that the company was in trouble spread quickly .

حدس آنها که شرکت در مشکل بود به سرعت پخش شد.

اجرا کردن

حدس قریب‌به‌یقین

Ex: The detective made an educated guess about the suspect 's motive .

کارآگاه یک حدس آگاهانه در مورد انگیزه مظنون زد.

conjecture [اسم]
اجرا کردن

حدس

Ex: The historian 's conjecture about the lost civilization sparked much debate .

حدس مورخ درباره تمدن گمشده بحث‌های زیادی را برانگیخت.

اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: You guesstimated the cost of the materials quite accurately .

شما هزینه مواد را به طور نسبتاً دقیقی حدس زدید.

اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: She spent hours checking over the accounts for any discrepancies .

او ساعت‌ها صرف بررسی حساب‌ها برای یافتن هرگونه اختلاف کرد.

to swear by [فعل]
اجرا کردن

(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن

Ex: My grandmother swears by the traditional remedy of honey and lemon for a sore throat .

مادربزرگ من سوگند یاد می‌کند به درمان سنتی عسل و لیمو برای گلو درد.

speculative [صفت]
اجرا کردن

نظری

Ex: The novel presented a speculative scenario of what life might be like on Mars .

رمان یک سناریوی حدسی از اینکه زندگی در مریخ چگونه ممکن است باشد ارائه داد.

اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex:

او سعی کرد واکنش او را پیش‌بینی کند قبل از اینکه موضوع را مطرح کند.

reputedly [قید]
اجرا کردن

گفته می‌شود که

Ex: The manuscript is reputedly worth a small fortune .

دستنویس به گفته‌ها ارزش یک ثروت کوچک را دارد.

halting [صفت]
اجرا کردن

مردد

Ex: She answered the questions with a halting voice , struggling to find the right words .

او با صدایی لرزان به سوالات پاسخ داد، در تلاش برای یافتن کلمات درست.

اجرا کردن

احتمالاتی

Ex: The weather forecast is a probabilistic model that predicts the chance of rain .

پیش‌بینی آب و هوا یک مدل احتمالی است که احتمال بارش را پیش‌بینی می‌کند.

concrete [صفت]
اجرا کردن

حقیقی

Ex: Historians rely on concrete historical records and artifacts to reconstruct events from the past .

تاریخ‌دانان برای بازسازی رویدادهای گذشته به اسناد و آثار تاریخی ملموس تکیه می‌کنند.

the dust [settle] [عبارت]
اجرا کردن

مدتی صبر کردن

Ex: By this time next year , they will still be letting the dust settle and analyzing the long-term impacts .
paradoxical [صفت]
اجرا کردن

متناقض

Ex: The paradoxical idea of " less is more " suggests that simplicity can often be more impactful than complexity .

ایده پارادوکسیکال "کمتر بیشتر است" نشان می‌دهد که سادگی اغلب می‌تواند تأثیرگذارتر از پیچیدگی باشد.

اجرا کردن

نتیجه مسلم

Ex: The way the voting trends were going , it was a foregone conclusion that the incumbent mayor would be reelected .

با توجه به روند رای‌دهی، این یک نتیجه قطعی بود که شهردار فعلی دوباره انتخاب شود.

اجرا کردن

دوباره چک کردن

Ex:

برای جلوگیری از خطاها، آنها هر ورودی در پایگاه داده را بررسی متقابل می‌کنند.

categorical [صفت]
اجرا کردن

قاطع

Ex: The judge made a categorical decision , firmly closing the case .

قاضی تصمیمی قطعی گرفت و پرونده را محکم بست.

cinch [اسم]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Given his track record , securing the promotion was a cinch .

با توجه به سابقه او، گرفتن ترفیع کار راحتی بود.

beyond doubt [عبارت]
اجرا کردن

مطمئناً

Ex: The evidence presented in court was beyond doubt , leading to a unanimous verdict .
if in doubt [عبارت]
اجرا کردن

اگر شک داری

Ex: If in doubt , do n't hesitate to ask for help to ensure you ’re on the right track .
long shot [اسم]
اجرا کردن

تیری در تاریکی

Ex: He attempted the challenging stunt , but the experts warned him that it was a long shot without the proper training .

او سعی کرد حرکت خطرناک را انجام دهد، اما متخصصان به او هشدار دادند که بدون آموزش مناسب این یک شوت بلند است.