واژگان ضروری برای GRE - همه چیز درباره ادبیات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ادبیات، مانند "داستان کوتاه"، "شعر طنز"، "به تصویر کشیدن"، و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a work of fiction with an intermediate length, which could be considered a short novel

رمان کوتاه
آخرین اثر او یک داستان کوتاه است که رمز و راز را با عشق در هم میآمیزد.
a long poem in narrative form giving an account of the extraordinary deeds and adventures of a nation's heroes or legends

شعر حماسی
حماسه نبردهای افسانهای که توسط جنگجویان باستانی انجام شده را روایت میکند.
a historical account of events presented in chronological order

سرگذشتنامه
این کتاب یک رویدادنامه از وقایعی است که به انقلاب منجر شد.
a lyric poem, written in varied or irregular metrical form, for a particular object, person, or concept

قصیده غنایی
او یک قصیده به افتخار مربی محبوبش سرود.
a piece of writing, music, etc. that imitates the style of someone else in a humorous way

نقیضه, پارودی
این کتاب یک پارودی خندهدار از رمانهای کارآگاهی کلاسیک است، با شخصیتهای اغراقشده و پیچوخمهای داستانی پوچ.
a short story on morality with animal characters

حکایت, داستان
a short, simple story that teaches a moral lesson

مَثَل (ادبیات), حکایت
پیام تمثیل روشن بود: شفقت بر قضاوت برتری دارد.
a Japanese poem with three unrhymed lines that have five, seven and five syllables each

هایکو
هایکوی او جوهر یک صبح زمستانی آرام را به تصویر کشید.
a short poem or phrase that expresses a single thought satirically, often ending in a clever or humorous way

هجویه (نوعی شعر), اپیگرام
او سخنرانی خود را با یک اپیگرام بامزه به پایان رساند که باعث خنده حضار شد.
a long story of heroic actions and bravery in old Norse or Icelandic in the Middle Ages, or a modern narrative resembling such a narrative

سرگذشتنامه
ساگا وایکینگ ماجراهای مکتشفان را در دریاها به تفصیل شرح داد.
a quotation or phrase placed at the beginning of a book, chapter, or other written work, often to suggest a theme or context

تقریظ
او یک نقل قول معروف را به عنوان اپیگراف برای مقاله خود گنجاند.
a humorous poem of five anapestic lines with a rhyme scheme of AABBA

شعر پنجسطری فکاهی
او با یک لیمریک بامزه مهمانان را در مهمانی سرگرم کرد.
the creative and imaginative expression of powerful feelings in art, poetry, music, etc.

غنا
موسیقی او به خاطر شعرگونگی غنی و ملودیهای پراحساسش شناخته شده است.
spoken or written language in its usual form, in contrast to poetry

نثر, نوشتار
در دنیای ادبیات، نثر شامل رمانها، داستانهای کوتاه، مقالهها و نمایشنامهها میشود، در میان دیگر اشکال بیان نوشتاری.
the collection of artistic or literary works produced by a particular painter, author, etc.

مجموعه آثار
آثار او شامل طیف گستردهای از رمانها، مقالهها و داستانهای کوتاه است که هر کدام منعکسکننده صدای منحصر به فرد و دیدگاه او هستند.
a subject, idea, or phrase that is repeatedly used in a literary work

بنمایه, درونمایه، موتیف
موتیف تکرارشونده تاریکی و نور در رمان، تضاد بین خوبی و بدی و همچنین کشمکشهای درونی شخصیت اصلی را برجسته میکند.
the way in which characters in a movie, book, etc. are created and represented by a writer

شخصیتپردازی
villainous character who strongly opposes another person or thing

ضدقهرمان, هماورد، شخصیت مقابل قهرمان
در فیلم، نقشههای شوم آنتاگونیست تهدیدی جدی برای قهرمان ایجاد کرد، که باعث تشدید درگیری و پیشبرد داستان شد.
the main character in a movie, novel, TV show, etc.

قهرمان داستان, قهرمان اصلی
در فیلم، عزم راسخ و شجاعت شخصیت اصلی الهامبخش اطرافیانش برای ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
to make a book, play, etc. short by omitting the details and including the main parts

خلاصه کردن, کوتاه کردن
اقتباس سینمایی رمان را خلاصه کرد و برخی از زیرداستانها را حذف نمود.
to describe a specific subject, scene, person, etc.

شرح دادن
رمان به طور زنده به تصویر میکشد مبارزات یک خانواده جوان مهاجر را.
a section of additional material that is usually added at the end of a book

پیوست, ضمیمه، تکمله، مؤخره، پیافزود
یک واژهنامه دقیق به عنوان ضمیمه به کتاب درسی آکادمیک اضافه شد.
a short introductory section at the beginning of a book, usually written by someone other than the author

پيشگفتار, مقدمه، پيشدرآمد
او پیشگفتار را خواند تا مروری بر پیشینه کتاب داشته باشد.
a part at the end of a book including some final words that may not be written by the author

مؤخره, پسنگاشت، پایان سخن
در پسگفتار، یک منتقد مشهور تأملات خود را درباره رمان به اشتراک گذاشت.
a series of lines in a poem, usually with recurring rhyme scheme and meter

بند (شعر), استنزا
بند حال و هوای بقیه شعر را تعیین کرد.
a set of words that usually have a rhythmic pattern

شعر, نظم
از سونتهای شکسپیر تا شعر آزاد مدرن، دنیای شعر طیف وسیعی از قالبهای شعری را برای کاوش و قدردانی ارائه میدهد.
a verse of Italian origin that has 14 lines, usually in an iambic pentameter and a prescribed rhyme scheme

قطعه شعر 14 سطری, غزلواره
طرح قافیه و وزن سونت مهارت فنی شاعر را نشان داد.
exciting and intriguing in a way that attracts one's attention

هیجانانگیز
اجرای جذاب او در نقش اصلی تماشاگران را در اوج احساسی نمایش به گریه انداخت.
giving a lot of information briefly and clearly

مختصر, کوتاه، موجز
گزارش به دلیل ارائه مختصر و واضح آن مورد تحسین قرار گرفت.
(of an author or literary work) accepted as highly acclaimed authors or pieces of literature, which are collectively referred to as the literary canon

مربوط به آثار یا نویسندگان اصیل, مربوط به کتب اصلی
دوره استاد بر روی آثار کانونیک ادبیات غربی متمرکز بود، از جمله کلاسیکهای هومر، شکسپیر و دانته.
(of writing or speech) full of literary or complicated words and phrases

پرطمطراق, پر از صنایع ادبی
سبک نوشتاری پرطمطراق او رمان را بیش از حد تزئینی کرد.
behaving in an artificial way that is too formal, trying to impress others

ساختگی, تصنعی
حرکات تصنعی بازیگر در طول مصاحبه آزاردهنده بود.
sexually explicit or morally obscene

مبتذل, زرد
جوکهای زشت کمدین با واکنشهای مختلفی از سوی مخاطبان روبرو شد.
scholarly and highly interested in cultural or artistic matters

فرهیخته, روشنفکر
سلیقههای فکری او در ادبیات شامل رمانهای کلاسیک و متون آکادمیک میشود.
a book, movie, play, etc. that continues and extends the story of an earlier one

دنباله (فیلم، کتاب و غیره), ادامه
طرفداران با اشتیاق برای دیدن ادامه فیلم مورد علاقه خود در شب افتتاحیه صف کشیدند.
an ancient book, written by hand, especially of scriptures, classics, etc.

دستنوشته قدیمی, نسخه دستنویس کتاب قدیمی
محققان سالها صرف رمزگشایی از کدکس باستانی کردند، که حاوی بینشهای ارزشمندی دربارهٔ شیوههای مذهبی تمدنهای اولیه بود.
an author whose work is published under someone else's name

سایهنویس, نویسنده در سایه
سیاستمدار از یک نویسنده روح برای نوشتن سخنرانیها و کتابهایش استفاده کرد.
someone who is known for writing or telling humorous stories or jokes about real people and events

طنزنویس, فکاهینویس، طنزپرداز
اعتبار او به عنوان یک طنزپرداز پیشرو با هر مقاله طنزآمیزی که منتشر میکرد رشد کرد.
a playwright who writes tragedies

نویسنده تراژدی
شرکت تئاتر نمایشی از تراژدینویس معروف الیزابتی را روی صحنه برد.
a male literary author or scholar

ادیب, اندیشمند
به عنوان یک اهل قلم، روزهای خود را در کتابها و دستنوشتهها غرق میکرد.
