واژگان ضروری برای GRE - همه چیز درباره ادبیات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ادبیات، مانند "داستان کوتاه"، "شعر طنز"، "به تصویر کشیدن"، و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
novella [اسم]
اجرا کردن

رمان کوتاه

Ex: The novella ’s length made it a perfect choice for a summer read .

طول داستان کوتاه آن را به انتخابی عالی برای مطالعه تابستانی تبدیل کرد.

epic [اسم]
اجرا کردن

شعر حماسی

Ex: Beowulf is a classic epic that tells the story of its titular hero 's battles .

بیوولف یک حماسه کلاسیک است که داستان نبردهای قهرمان هم‌نام خود را روایت می‌کند.

chronicle [اسم]
اجرا کردن

سرگذشت‌نامه

Ex: The chronicle covered the major battles of the Civil War in sequence .

تاریخچه نبردهای اصلی جنگ داخلی را به ترتیب پوشش داد.

ode [اسم]
اجرا کردن

قصیده غنایی

Ex: The ancient Greeks often composed odes to their gods and heroes .

یونانیان باستان اغلب برای خدایان و قهرمانان خود قصیده می‌سرودند.

parody [اسم]
اجرا کردن

نقیضه

Ex: The artist 's latest piece is a parody of a famous painting , adding modern elements and humorous details to the original work .

آخرین اثر هنرمند یک پارودی از یک نقاشی معروف است که عناصر مدرن و جزئیات طنزآمیز به اثر اصلی اضافه می‌کند.

fable [اسم]
اجرا کردن

حکایت

Ex: Fables have been passed down through generations as a way to impart wisdom and teach moral values through storytelling .

افسانه‌ها از نسلی به نسل دیگر به عنوان راهی برای انتقال حکمت و آموزش ارزش‌های اخلاقی از طریق داستان‌گویی منتقل شده‌اند.

parable [اسم]
اجرا کردن

مَثَل (ادبیات)

Ex: The teacher used a parable to explain the importance of honesty.
haiku [اسم]
اجرا کردن

هایکو

Ex: The poetry club held a competition for the best haiku .

باشگاه شعر یک مسابقه برای بهترین هایکو برگزار کرد.

epigram [اسم]
اجرا کردن

هجویه (نوعی شعر)

Ex: Mark Twain was known for his sharp epigrams , often poking fun at human nature .

مارک توین به خاطر طنزهای تیز و کنایه‌آمیزش که اغلب به طبیعت انسان می‌خندید، معروف بود.

saga [اسم]
اجرا کردن

سرگذشت‌نامه

Ex: The film was inspired by a medieval saga of love and betrayal .

این فیلم از یک ساگا قرون وسطایی درباره عشق و خیانت الهام گرفته شده است.

epigraph [اسم]
اجرا کردن

تقریظ

Ex: Many authors use epigraphs to set the tone of their work .
limerick [اسم]
اجرا کردن

شعر پنج‌سطری فکاهی

Ex: Her limerick about a cat and a hat won first place in the competition .

لیمریک او درباره یک گربه و یک کلاه مقام اول مسابقه را کسب کرد.

lyricism [اسم]
اجرا کردن

غنا

Ex: The artist 's lyricism in painting evokes strong feelings of nostalgia .

شعرگونگی هنرمند در نقاشی، احساسات شدید نوستالژی را برمی‌انگیزد.

prose [اسم]
اجرا کردن

نثر

Ex: While poetry often relies on rhyme and meter , prose allows for more freedom in sentence structure and narrative flow .

در حالی که شعر اغلب به قافیه و وزن متکی است، نثر اجازه آزادی بیشتری در ساختار جمله و جریان روایت می‌دهد.

oeuvre [اسم]
اجرا کردن

مجموعه آثار

Ex: The composer 's oeuvre is celebrated for its innovative use of harmony and rhythm , influencing generations of musicians .

آثار آهنگساز به دلیل استفاده نوآورانه از هارمونی و ریتم مورد تحسین قرار گرفته و نسل‌های موسیقیدانان را تحت تأثیر قرار داده است.

motif [اسم]
اجرا کردن

بن‌مایه

Ex: The motif of the " quest for knowledge " drives the plot forward , as the protagonist embarks on a journey to uncover hidden truths and mysteries .

موتیف «جستجوی دانش» طرح داستان را به پیش می‌برد، در حالی که قهرمان داستان سفری را برای کشف حقایق و اسرار پنهان آغاز می‌کند.

اجرا کردن

شخصیت‌پردازی

Ex: In her latest novel , the writer employed multi-dimensional characterization , portraying complex characters with conflicting desires and beliefs .

در آخرین رمان خود، نویسنده از شخصیت‌پردازی چندبعدی استفاده کرد و شخصیت‌های پیچیده‌ای با خواسته‌ها و باورهای متضاد را به تصویر کشید.

antagonist [اسم]
اجرا کردن

ضدقهرمان

Ex: Despite being the antagonist , the character possessed redeeming qualities that added depth and complexity to their portrayal .

علیرغم اینکه آنتاگونیست بود، شخصیت دارای ویژگی‌های نجات‌بخشی بود که به تصویرش عمق و پیچیدگی می‌افزود.

protagonist [اسم]
اجرا کردن

قهرمان داستان

Ex: As the story unfolds , the protagonist undergoes a transformative journey , evolving from a reluctant hero into a symbol of hope and resilience .

همانطور که داستان پیش می‌رود، شخصیت اصلی یک سفر دگرگون‌کننده را تجربه می‌کند، از یک قهرمان بی‌میل به نمادی از امید و تاب‌آوری تبدیل می‌شود.

to abridge [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: They will abridge the report to present only the key findings .

آنها گزارش را خلاصه خواهند کرد تا فقط یافته‌های کلیدی ارائه شود.

to depict [فعل]
اجرا کردن

شرح دادن

Ex: The novel has depicted the protagonist 's journey from childhood to adulthood .

رمان سفر شخصیت اصلی را از کودکی تا بزرگسالی به تصویر کشیده است.

addendum [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The author added an addendum to address recent developments since the original publication .

نویسنده یک ضمیمه اضافه کرد تا به تحولات اخیر از زمان انتشار اصلی بپردازد.

foreword [اسم]
اجرا کردن

پيش‌‌گفتار

Ex: She skimmed the foreword before diving into the main content of the book .

او پیشگفتار را مرور کرد قبل از اینکه به محتوای اصلی کتاب بپردازد.

afterword [اسم]
اجرا کردن

مؤخره

Ex: The author did not write the afterword , which was contributed by a literary scholar .

نویسنده پس‌گفتار را ننوشت، که توسط یک محقق ادبی تهیه شده بود.

stanza [اسم]
اجرا کردن

بند (شعر)

Ex: The poet wrote a lengthy stanza to elaborate on the central idea .

شاعر برای توضیح ایده مرکزی یک بند طولانی نوشت.

verse [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: The beauty of verse lies in its ability to transcend language barriers , resonating with readers across cultures and generations .
sonnet [اسم]
اجرا کردن

قطعه شعر 14 سطری

Ex: His original sonnet explored themes of love and nature in elegant verse .

سونات اصلی او مضامین عشق و طبیعت را در اشعار زیبا کاوش کرد.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

concise [صفت]
اجرا کردن

مختصر

Ex:

یک ایمیل مختصر و مفید اغلب می‌تواند مؤثرتر از یک ایمیل طولانی باشد.

canonical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آثار یا نویسندگان اصیل

Ex: The anthology included a range of canonical texts , providing a comprehensive overview of the most influential literary works in history .

مجموعه‌ای از متون معیار در این گلچین گنجانده شده بود که مروری جامع بر تأثیرگذارترین آثار ادبی تاریخ ارائه می‌داد.

flowery [صفت]
اجرا کردن

پرطمطراق

Ex:

نامه پر از عبارات پرطمطراق بود که صادقانه به نظر نمی‌رسید.

mannered [صفت]
اجرا کردن

ساختگی

Ex: His mannered way of speaking was intended to impress , but it came across as affected .

روش تصنعی صحبت کردن او قرار بود تاثیرگذار باشد، اما ساختگی به نظر رسید.

raunchy [صفت]
اجرا کردن

مبتذل

Ex:

مجله به دلیل انتشار عکس‌های مستهجن که بسیاری آن‌ها را نامناسب می‌دانستند، با واکنش منفی مواجه شد.

highbrow [صفت]
اجرا کردن

فرهیخته

Ex:

رویکرد فکری او به موسیقی شامل قدردانی عمیق از سمفونی‌های ارکسترال است.

sequel [اسم]
اجرا کردن

دنباله (فیلم، کتاب و غیره)

Ex: After the success of the first play , the theater announced plans for a sequel to further explore the characters and their relationships .

پس از موفقیت اولین نمایش، تئاتر برنامه‌هایی را برای یک ادامه اعلام کرد تا بیشتر به کاوش در شخصیت‌ها و روابط آنها بپردازد.

codex [اسم]
اجرا کردن

دست‌نوشته قدیمی

Ex: During the excavation , archaeologists discovered a codex buried in the ruins , offering a rare glimpse into the daily life of the ancient society .

در طول حفاری، باستان‌شناسان یک کدکس دفن شده در ویرانه‌ها را کشف کردند که نگاهی نادر به زندگی روزمره جامعه باستانی ارائه می‌دهد.

ghostwriter [اسم]
اجرا کردن

سایه‌‌نویس

Ex: Many bestselling books are the work of a talented ghostwriter behind the scenes .

بسیاری از کتاب‌های پرفروش کار یک نویسنده شبح بااستعداد در پشت صحنه هستند.

humorist [اسم]
اجرا کردن

طنزنویس

Ex: She admired the humorist for his ability to find comedy in the mundane .

او به طنزپرداز به دلیل توانایی‌اش در یافتن کمدی در چیزهای پیش‌پاافتاده تحسین می‌کرد.

tragedian [اسم]
اجرا کردن

نویسنده تراژدی

Ex: Critics praised the modern tragedian for his poignant and moving plays .

منتقدان از تراژدینویس مدرن به خاطر نمایش‌نامه‌های تکان‌دهنده و متحرکش تقدیر کردند.

اجرا کردن

ادیب

Ex: The literary magazine featured an interview with a prominent man of letters .

مجله ادبی مصاحبه‌ای با یک ادیب برجسته منتشر کرد.

satirist [اسم]
اجرا کردن

طنزنویس

Ex: His role as a satirist allows him to address serious issues through humor .

نقش او به عنوان یک هجوگو به او اجازه می‌دهد تا مسائل جدی را از طریق طنز مطرح کند.