واژگان ضروری برای GRE - باورها و دیدگاههای جهانی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تصمیم، مانند "بحث کردن"، "مطابقت داشتن"، "ادعا"، و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a situation in which all those involved are in complete agreement on something

اتفاقنظر, یکدلی، توافق
کم پیش میآید که چنین اتفاق نظری میان گروههای متنوعی از مردم در مورد یک موضوع واحد پیدا شود.
to publicly support or recommend something

طرفداری کردن, دفاع کردن
سلبریتی از پلتفرم خود برای حمایت از مسائل عدالت اجتماعی استفاده کرد.
to prove something or someone wrong or false through evidence or argumentation

رد کردن
آنها با شواهد معتبر، نظریه توطئه را رد کردند.
to unfairly influence or manipulate something or someone in favor of one particular opinion or point of view

دستکاری کردن
مهم است که با معرفی مفاهیم از پیش تعیین شده از تعصب در آزمایش جلوگیری شود.
a noisy dispute

مجادله, مشاجره
یک درگیری داغ در جلسه سالن شهر رخ داد.
something that one perceives to be true, even though it remains to be proved, especially at the beginning of an argument

پیشفرض
استدلال او بر اساس پیشفرضی بود که همه رایدهندگان به خوبی آگاه هستند.
to agree with or correspond to something

مطابقت داشتن
اقدامات او با وعدههایش در طول کمپین همخوانی نداشت.
a subject over which people disagree

محل اختلاف, موضوع دعوا
جای پارک هنوز محل اختلاف همسایههاست.
a person that one is opposed to and fights or competes with

رقیب, مخالف، حریف
اگرچه آنها در زمین حریفان سرسختی بودند، خارج از زمین دوستان خوبی بودند.
to argue over unimportant things in an ongoing and repetitive way

بگومگو کردن سر موضوعات کماهمیت, جروبحث کردن
علیرغم دوستی قویشان، دوستان گاهی بر سر مسائل بیاهمیت، مانند انتخاب فیلم، بحث و جدل میکردند.
a set of facts or information that can be used to win an argument against someone or to criticize them

آتو, دستاویز
تحقیقات روزنامهنگار به او تسلیحات زیادی داد تا داستان رسمی را به چالش بکشد.
the state of being in agreement

هماهنگی
دانشمندان با نظریه ارائه شده توسط متخصص پیشرو در این زمینه موافقت کردند.
official approval or agreement

موافقت, تقدیر
پس از بررسی دقیق، کمیته تصویب خود را به بودجه پیشنهادی اعطا کرد، و برنامهریزی مالی صحیح و تخصیص منابع آن را به رسمیت شناخت.
to adjust oneself in order to align with new or different circumstances or expectations

همرنگ جماعت شدن, جا افتادن
برای موفقیت در برنامه، متقاضیان باید به الزامات پذیرش خاص متعهد باشند.
to agree to something, such as a suggestion, request, etc.

موافقت کردن, رضایت دادن
در یک فرآیند دموکراتیک، شهروندان رای خود را برای موافقت با یا مخالفت با قانون پیشنهادی میدهند.
a confident and forceful statement of fact or belief

ادعا
ادعای سیاستمدار درباره اقتصاد به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت.
an open declaration or affirmation of one’s opinions

اذعان, اظهار
او یک اعتراف جسورانه از تعهد خود به دلایل محیط زیستی ارائه داد.
the act of adhering to established norms, protocols, and standardized behaviors within a social system or institution

انطباق, مطابقت، تطابق
انطباق او با رویههای اداری او را به کارمندی قابل اعتماد تبدیل کرد.
a state of heated disagreement, often coming from different viewpoints or interests

نزاع, ستیزه، مجادله
اختلاف نظر آنها بر سر بودجه به چندین جلسه پرتنش منجر شد.
a situation in which the parties involved do not compromise and therefore are unable to reach an agreement

وضعیت بدون راهحل
علیرغم ساعتها بحث، کمیته در مورد تغییرات پیشنهادی سیاست به بنبست رسید.
to disagree with someone or to hold different opinions, viewpoints, or beliefs

اختلافنظر داشتن
خواهر و برادرها اغلب در مورد اینکه برای تعطیلات خانوادگی به کجا بروند، اختلاف نظر داشتند.
a difference of opinion, especially from commonly accepted beliefs

اختلافنظر
مخالفت آرام او در جریان بحث داغ نادیده گرفته شد.
someone who declares opposition to the government of one's country, knowing there is punishment for doing so

فرد مخالف
در رژیمهای اقتدارگرا، مخالفان اغلب مجبورند زیرزمینی یا در تبعید فعالیت کنند تا از دستگیری به دلیل فعالیتهای مخالفانه خود جلوگیری کنند.
(of views, opinions, etc.) to be different from each other

مغایرت داشتن, اختلاف داشتن
با گذشت زمان، مواضع احزاب سیاسی شروع به واگرایی کردند که منجر به قطبیشدن بیشتر شد.
a belief or a belief system held by an authority who proclaims it to be undeniably true and expects immediate acceptance

اصول جزمی, عقاید تعصبآمیز
او دگم سازمان را زیر سوال برد، به دنبال شواهد بود تا پذیرش کورکورانه.
a projection about future events or hypothetical situations, drawn from known data, observations, or experience

برونیابی, استنتاج
بر اساس روندهای فعلی، برونیابی به کمبود مسکن اشاره میکند.
a heated argument that lasts for a long time

خصومت, نزاع، جروبحث
کینه آنها سالها پیش بر سر یک اختلاف تجاری آغاز شد.
a division between a group of people caused by their disagreement over beliefs or views

تفرقه, اختلاف، جدایی
شکافهای تاریخی اغلب جوامع را دوباره شکل میدهند و منجر به تغییرات فرهنگی قابل توجهی میشوند.
any opinion or belief that conflicts with the official or widely accepted position

بدعت, ناهمسانی
بدعت سیاسی او بحثهای شدیدی را در بین اعضا برانگیخت.
to state something as an excuse

بهانه آوردن, (چیزی را) بهانه کردن
خواهان ادعا کرد که خوانده از انجام تعهدات قراردادی خود امتناع کرده است.
not likely to offend people or cause disagreement or tension

ملایم, خنثی
اظهارات بیضرر او در جلسه نتوانست مسائل اصلی را مورد توجه قرار دهد.
(of statements, beliefs, facts, etc.) incompatible or opposed to one another, even if not strictly illogical

متناقض, ضدونقیض
طرح اهداف متضادی داشت که هم سرعت و هم دقت را هدف قرار داده بود.
expressing one's feelings in a dramatic and forceful way

پرحرارت, پرطمطراق، غلوآمیز
در طول مناظره، مناظرهکننده از حرکات خطابی و استدلالهای قوی برای اثبات دیدگاه خود استفاده کرد.
true and therefore impossible to be denied or disagreed with

بیچونوچرا, مسلم، قطعی
استعداد او به عنوان یک پیانیست غیرقابل انکار است، زیرا او جوایز زیادی برنده شده است.
referring to the method of argumentation or discourse that involves the exchange of opposing ideas or viewpoints in order to reach a deeper understanding or resolution

جدلی, برهانی
روش دیالکتیکی هگل بیان میکند که پیشرفت از طریق برخورد و سنتز ایدههای متضاد رخ میدهد.
very eager to persuade people to accept one's views or opinions

پرشوروحرارت, پراشتیاق
اشتیاق انجیلی او به تناسب اندام او را به راه اندازی یک وبلاگ سلامتی سوق داد.
ready toward a course of action

مایل, متمایل، علاقهمند، خواهان
جیمز به نظر نمیرسید که مایل به گرفتن اشاره باشد.
involving rational arguments to support or oppose an opinion, usually the opposite of others'

مجادلهآمیز
سخنرانی جدلی او دیدگاههای رایج درباره سیاست اقتصادی را به چالش کشید.
expressing feelings or opinions, loudly and forcefully

با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن), پرسروصدا
گزارشگران تظاهرات را به عنوان نمایشهای پرسر و صدا توصیف کردند که در آن جمعیت به مدت چند ساعت با شدت شعار میدادند.
to support an opinion, argument, theory, etc. or to prove it's credibility

پشتیبانی کردن, صحت چیزی را تأیید کردن
یافتههای تحقیق تأیید میکنند که ورزش سلامت روان را بهبود میبخشد.
