Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 1
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to need or demand something as necessary for a particular purpose or situation

نیاز داشتن, لازم داشتن
درخواست شغل نیازمند رزومه و نامه پوششی خواهد بود.
relating to or belonging to the home, household, or family life

خانگی
زندگی خانگی بیشتر از یک شغل پر مشغله به او میآمد.
a place with a few rooms in which people live, normally part of a building with other such places on each floor

آپارتمان
آپارتمان منظره زیبایی از پارک دارد و نور طبیعی زیادی از پنجرهها به داخل میتابد.
a set of things that are offered or sold together as one single unit

پکیج, مجموعه
شما باید رژیم غذایی و ورزش را به عنوان یک بسته در نظر بگیرید.
doing something completely and comprehensively without leaving out any important details

جامع, کامل
تمیزکاری کامل خانه شامل شستن هر سطح و جارو کردن هر اتاق میشد.
to rub the surface of something, often using a brush or a piece of cloth, to make it bright, smooth, and shiny

واکس زدن, برق انداختن، صیقل دادن
او از یک پارچه نرم برای جلا دادن مبلمان عتیقه استفاده کرد.
in a manner that almost does not occur or happen

بهندرت, تقریباً هیچوقت
ماشین قدیمی به ندرت در اولین تلاش روشن میشود.
to use a heated appliance to straighten and smooth wrinkles and creases from fabric

اتو کشیدن
خدمت لباسشویی ملحفهها را اتو میکند تا ظاهری ترد به آنها بدهد.
to entirely remove something

پاک کردن, محو کردن
برنامه آموزشی برای ریشهکن کردن بیسوادی در جوامع محروم طراحی شده است.
a machine that uses high-pressure water spray to remove dirt, grime, and other types of stubborn stains from surfaces

شویندهٔ پرفشار
شما میتوانید یک ماشین فشارشوی از فروشگاه سختافزار اجاره کنید اگر نیاز به تمیز کردن حیاط خود دارید.
the act of keeping something in good condition or proper working condition

نگهداری, رسیدگی
ساختمان به نگهداری مکرر نیاز دارد.
someone who installs and repairs pipes, toilets, etc.

لولهکش
او یک لولهکش را صدا کرد تا گرفتگی زهکشی که باعث پس زدن آب میشد را باز کند.
in a quick manner due to having little time

با عجله, سریع
من برای رسیدن به فرودگاه برای پروازم عجله داشتم.
to provide someone with the contact information of another person such as their phone number, E-mail, or address

کسی را به کسی وصل کردن, کسی را با کسی آشنا کردن
او من را با یک طراح خوب آشنا کرد.
able to be trusted to perform consistently well and meet expectations

قابل اطمینان
آنها در هر پروژهای که انجام دادهایم، به عنوان شرکای قابل اعتماد ثابت شدهاند.
without any delay

بلافاصله, فورا
او بلافاصله به من زنگ زد وقتی خبر را شنید.
someone who deals with electrical equipment, such as repairing or installing them

برقکار, تکنیسین برق
او یک برقکار را برای نصب لوسترهای جدید در آشپزخانه فراخواند.
an individual with whom one has established a professional or personal relationship, typically for the purpose of obtaining information, assistance, etc.

تماس, رابطه
عموی جان، که در یک شرکت حقوقی بزرگ کار میکند، یک ارتباط ارزشمند برای او در حرفه حقوقیاش بوده است.
to remember or consider a particular piece of information or advice

به یاد سپردن
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to experience or endure a process, change, or event

تحمل کردن
کارمندان ممکن است برای ارتقای مهارتهای حرفهای خود تحت برنامههای آموزشی قرار گیرند.
an examination of a person or thing to ensure safety and prevent harm

بازرسی امنیتی
بررسی امنیتی در کنسرت دقیق اما سریع بود.
related to or involving illegal activities

مجرمانه, جنایی
کارآگاه سالها صرف مطالعه رفتار جنایی کرد تا انگیزههای پشت جنایات مختلف را بهتر درک کند.
the details about someone's family, experience, education, etc.

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره), خانواده
پیشینه او در مهندسی به او کمک کرد تا مشکل را حل کند.
a letter written by a former employer about a former employee who has applied for a new job, giving information about them

معرفینامه
معرفی نامه او اخلاق کاری قوی و مهارتهای ارتباطی عالی او را برجسته کرد.
appropriate for a certain situation or purpose

مناسب
مدارک او او را به یک نامزد مناسب برای این سمت تبدیل کرد.
to carefully check the quality, activity, or changes of something or someone for a period of time

نظارت کردن, بررسی کردن
a person or organization that pays for the services of a company or recommendations of a professional

مشتری, موکل
مشاور مالی به طور منظم با مشتریان ملاقات میکند تا در مورد استراتژیهای سرمایهگذاری بحث کند.
to notice something, such as a sense, sign, etc.

متوجه شدن
سگ من بوی حیوان دیگری در حیاط خلوت را گرفت.
