کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.

domestic [صفت]
اجرا کردن

خانگی

Ex: Her artwork reflects quiet scenes of domestic life .

اثر هنری او صحنه‌های آرام زندگی خانوادگی را منعکس می‌کند.

flat [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: After moving into her new flat , she spent the weekend unpacking and decorating her space .

بعد از نقل مکان به آپارتمان جدیدش، او آخر هفته را به باز کردن وسایل و تزئین فضای خود گذراند.

package [اسم]
اجرا کردن

پکیج

Ex: The company introduced a package of security tools for businesses .

شرکت یک پکیج از ابزارهای امنیتی برای کسب‌وکارها معرفی کرد.

thorough [صفت]
اجرا کردن

جامع

Ex: The thorough review of the manuscript by the editor ensured that it met all quality standards before publication .

بررسی کامل دستنوشته توسط ویراستار اطمینان حاصل کرد که قبل از انتشار تمام استانداردهای کیفیت را برآورده می‌کند.

to polish [فعل]
اجرا کردن

واکس زدن

Ex: The car enthusiast spent hours polishing the vehicle to a glossy finish .

علاقه‌مند به ماشین ساعت‌ها صرف جلا دادن خودرو کرد تا به درخششی براق برسد.

hardly ever [قید]
اجرا کردن

به‌ندرت

Ex: They hardly ever travel during the winter .

آنها به ندرت در زمستان سفر می‌کنند.

to iron [فعل]
اجرا کردن

اتو کشیدن

Ex: After washing , she irons the tablecloth for a special dinner party .

بعد از شستن، او رومیزی را برای یک مهمانی شام ویژه اتو می‌کند.

to wipe out [فعل]
اجرا کردن

پاک کردن

Ex: The campaign against drug abuse hopes to wipe out addiction from our society .

کمپین علیه سوء مصرف مواد مخدر امیدوار است اعتیاد را از جامعه ما ریشه‌کن کند.

اجرا کردن

شویندهٔ پرفشار

Ex: The workers used a pressure washer to remove years of grime from the building ’s walls .

کارگران از یک ماشین فشارشوی برای پاک کردن سال‌ها کثیفی از دیوارهای ساختمان استفاده کردند.

maintenance [اسم]
اجرا کردن

نگهداری

Ex: High maintenance costs affected the project 's budget .

هزینه‌های بالای نگهداری بر بودجه پروژه تأثیر گذاشت.

plumber [اسم]
اجرا کردن

لوله‌کش

Ex: She scheduled an appointment with the plumber to check the water heater for any issues .

او یک قرار ملاقات با لوله‌کش تنظیم کرد تا بخاری آب را برای هرگونه مشکل بررسی کند.

in a hurry [قید]
اجرا کردن

با عجله

Ex: He ate his breakfast in a hurry this morning .

او صبحانه اش را با عجله خورد این صبح.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

اجرا کردن

بلافاصله

Ex: I will start the project straight away .

من پروژه را فوراً شروع خواهم کرد.

electrician [اسم]
اجرا کردن

برق‌کار

Ex: He hired an electrician to upgrade the circuit breaker to handle more appliances .

او یک برقکار استخدام کرد تا قطع کننده مدار را برای مدیریت دستگاه‌های بیشتر ارتقا دهد.

contact [اسم]
اجرا کردن

تماس

Ex: As a journalist , she relied on her contacts within government agencies for insider information .

به عنوان یک روزنامه‌نگار، او به ارتباطات خود درون سازمان‌های دولتی برای اطلاعات داخلی تکیه می‌کرد.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

to undergo [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Individuals often undergo emotional changes during significant life events .

افراد اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی تغییرات عاطفی را تجربه می‌کنند.

اجرا کردن

بازرسی امنیتی

Ex: The line for the security check moved faster than expected .

صف برای بررسی امنیتی سریعتر از انتظار حرکت کرد.

criminal [صفت]
اجرا کردن

مجرمانه

Ex: The judge handed down a harsh sentence due to the criminal nature of the defendant 's actions .
background [اسم]
اجرا کردن

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره)

Ex: People from all backgrounds are welcome in our community center .
reference [اسم]
اجرا کردن

معرفی‌نامه

Ex: Her glowing reference helped her secure the position she had applied for .

توصیه‌نامه درخشان او به او کمک کرد تا موقعیتی را که برای آن درخواست داده بود، تضمین کند.

suitable [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The climate in that region is not suitable for growing citrus fruits .
to monitor [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The teacher was actively monitoring student progress during the semester .

معلم به طور فعال پیشرفت دانش‌آموزان را در طول ترم نظارت می‌کرد.

client [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The consultant provided valuable insights that helped improve the client 's business operations .

مشاور بینش‌های ارزشمندی ارائه داد که به بهبود عملیات تجاری مشتری کمک کرد.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: It took me a moment to pick up the sarcasm in his voice .

یک لحظه طول کشید تا متوجه طعنه در صدایش شوم.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3