Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - متن 3
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to play against someone in a game or contest

مواجه شدن, تقابل کردن، درگیر شدن
تیم کمتر مورد توجه آماده است تا در بازی نهایی با قهرمانان مدافع روبرو شود.
someone who competes against another person or group with the intention of winning, proving themselves, or achieving a specific goal

مبارزهکننده
چالشگر در مناظره استدلالهای قانعکنندهای ارائه داد.
to establish a standard or expectation that others should strive to meet or exceed

معیار خاصی تعیین کردن, توقع خاصی به وجود آوردن
to cause something or someone to be noticeably different or better than others

برجسته شدن, متمایز شدن
سرآشپز از ترکیب ویژهای از ادویهها استفاده کرد تا طعم غذا را در منوی رستوران برجسته کند.
having an elevated quality, either morally or intellectually, that is far above the ordinary

ظریف, برتر
او در حلقههای انتخابی هنر و فرهنگ حرکت میکرد.
a strong feeling of enjoyment, excitement, or thrill derived from an activity or experience

هیجان, لذت شدید
من عاشق رفتن به کنسرتها هستم—چیزی در انرژی آنجا هست که به من لذت میدهد.
the sport of parachuting from a fixed structure or cliff

پرش BASE, پرش با چتر از یک سازه ثابت
آنها تمام رویداد پرش بیس را برای یک مستند فیلمبرداری کردند.
at exactly the same time

همزمان, با هم
ارائهها به طور همزمان در دو اتاق جداگانه انجام شد.
exceptional skill, expertise, or mastery in a particular field or activity

زبردستی, مهارت، چالاکی، چستی
مهارت آشپز در هر غذایی که آماده میکرد آشکار بود و این باعث شد تا تحسین و ستایش منتقدان غذایی سراسر جهان را به دست آورد.
a group of people having a religion, ethnic, profession, or other particular characteristic in common

جامعه, جمعیت
an impressive or remarkable achievement or accomplishment, often requiring great skill or strength

شاهکار, دستاورد
possessing great skill in a certain field

ماهر, استاد
به عنوان یک نویسنده ماهر، او رمانهای پرفروش بسیاری منتشر کرده است.
a place where people do scientific experiments, manufacture drugs, etc.

آزمایشگاه
شرکتهای داروسازی از آزمایشگاهها برای توسعه و آزمایش داروهای جدید استفاده میکنند.
causing great surprise or amazement due to being impressive, unexpected, or remarkable

اعجابانگیز
شعبده باز یک حقه شگفت انگیز انجام داد که همه را مبهوت کرد.
to teach a single student or a few students, often outside a school setting

تدریس خصوصی کردن
به عنوان بخشی از برنامه مشارکت جامعه، معلمان مدرسه به طور منظم به ساکنان محلی در مهارتهای پایه کامپیوتر تدریس خصوصی میکنند.
having or showing excessive or uncontrollable worry or interest in something

شیفته, مجذوب
قمارباز وسواسی نمیتوانست از فکر کردن به برد بزرگ بعدی دست بکشد، حتی پس از اینکه همه چیز را از دست داد.
to complete or perfect something, particularly by adding an accomplishment, a success, etc.

تاج گذاری, تکمیل کردن
راهاندازی موفق پروژه ماهها برنامهریزی و آمادهسازی را تاج گذاری کرد.
the highest title a player can achieve, awarded by FIDE to players who have demonstrated exceptional skill and achievement in chess tournaments and matches

استادبزرگ شطرنج
دههها کار سخت طول کشید تا به سطح استاد بزرگ برسد، اما هرگز تسلیم نشد.
a competition in which the best player or team is chosen

مسابقه قهرمانی
دور نهایی مسابقات قهرمانی گلف روز یکشنبه برگزار میشود.
to secure a position in a ranking based on measured success or accomplishment

رتبه بندی کردن, طبقه بندی کردن
او در ماراتن رتبه پنجم را به دست آورد و یک رکورد شخصی ثبت کرد.
to make something required, necessary, or appropriate

به چیزی نیاز مبرم داشتن
این شغل نیازمند سطح بالایی از خلاقیت است.
to think about a concept or situation in detail

مرور کردن, با جزئیات فکر کردن
او پیشنهاد کرد که ارائه را مرور کنیم تا مناطق بالقوه برای بهبود را شناسایی کنیم.
to unfold in a particular way

با ترتیب خاصی اتفاق افتادن
بازی به گونهای جریان یافت که مربی پیشبینی کرده بود متفاوت بود.
a flat, usually rectangular surface used for playing tabletop games

تخته, صفحه
تخته مونوپولی روی میز چیده شده بود.
to bring back something from the memory

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در طول امتحان مفاهیم کلیدی را به خاطر بیاورند.
in a way that can be trusted to work well or be accurate

بااطمینان, بهطور حتم، بهطور موثق
او هر هفته گزارشهای خود را به موقع قابل اعتماد تحویل میدهد.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
غلبه بر اعتیاد میتواند سخت باشد، نیازمند قدرت جسمی و ذهنی است.
more than average, but not too much

نسبتاً
من اخیراً نسبتاً مشغول بودهام، روی چندین پروژه کار میکنم.
demanding or requiring a considerable amount of effort and energy to deal with

مطالبهگر
مطالعه برای امتحانات نهایی میتواند برای دانشآموزان بسیار خستهکننده باشد.
a feeling of extreme tiredness

خستگی, فرسودگی
خستگی تیم پس از کار تمام شب آشکار بود.
to occur, often referring to something unwelcome

(رویداد ناخوشایند) شروع شدن, (رویداد ناخوشایند) پدیدار شدن
وقتی هوای سرد شروع شد، ما استفاده از شومینه را آغاز کردیم.
not thorough or complete enough to be useful or reliable

ناقص, ناکامل
گزارش ناقص بود، فاقد اطلاعات کلیدی و تحلیل بود.
to develop something using certain facts, ideas, situations, etc.

بر چیزی مبتنی بودن, بر اساس چیزی بودن
آنها تصمیم خود را بر اساس یافتههای تحقیقات بازار بنیاد نهادند.
broken into small, disconnected parts or pieces

تکه تکه شده, پراکنده
جملات تکهتکهشده در مقاله، دنبال کردن استدلال نویسنده را دشوار کرد.
to form a judgment on the quality, worth, nature, ability or importance of something, someone, or a situation

ارزیابی کردن
معلم درک دانشآموزان را از طریق آزمونها و امتحانات ارزیابی میکند.
highly typical and recognizable example of a common situation, behavior, or mistake

کلاسیک, نمونهای
فراموش کردن کلیدها داخل ماشین قفل شده یک اشتباه کلاسیک است.
significantly better or greater than what is typical or expected

استثنایی, فوقالعاده، مثالزدنی
مهارتهای استثنایی او در ریاضیات برای او بورسیهای در یک دانشگاه معتبر به ارمغان آورد.
to the highest or utmost degree

شدیداً
مهارتهای او در مذاکره بسیار مؤثر بود، که منجر به نتیجهای مطلوب شد.
having a natural talent, intelligence, or ability in a particular area or skill

بااستعداد
هوش با استعداد او به او اجازه میدهد تا مفاهیم پیچیده ریاضی را به راحتی درک کند.
not firmly established or decided, with the possibility of changes in the future

موقت و نامشخص
برنامه جلسه موقت است، بسته به در دسترس بودن شرکتکنندگان کلیدی.
a unit used to represent the degree, size, or quantity of something

واحد اندازهگیری, مقیاس
یک اندازهگیری زمان اغلب در ثانیه، دقیقه یا ساعت نمایش داده میشود.
to distribute or assign resources, funds, or tasks for a particular purpose

اختصاص دادن, تخصیص دادن
شرکتها منابع را برای آموزش کارکنان تخصیص میدهند تا مهارتها و بهرهوری را افزایش دهند.
to find a solution to a problem

حل کردن, پیدا کردن
بیایید یک مصالحه پیدا کنیم که هر دو طرف را راضی کند.
a sign or clue of a possible opportunity

اشاره, نشانه
پروژه نشانههایی از گسترش آینده میدهد.
to lead one to believe or consider that something exists or is true

دلالت کردن, پیشنهاد کردن، احتمال دادن
ظاهر خسته و خمیازههای مکرر او نشان میداد که شب قبل خوب نخوابیده است.
to think about or understand information carefully and in steps

پردازش کردن, تحلیل کردن
او هنوز در حال پردازش تمام جزئیات جلسه است.
a slight indication or sign that something is the case

سرنخ, نشانه
ردپاهای کمرنگ یک سرنخ بودند که کسی آنجا بوده است.
to succeed in doing or achieving something

موفق شدن (در انجام کار یا رسیدن به هدف)
پس از سالها کار سخت، او بالاخره به دست آورد جایگاه برتر در شرکت را.
to give all or most of one's time, effort, or resources to a particular activity, cause, or person

اختصاص دادن, وقف کردن
او میخواهد زندگیاش را به حفاظت از محیط زیست اختصاص دهد.
a strong and uncontrollable interest or attachment to something or someone, causing constant thoughts, intense emotions, and repetitive behaviors

وسواس, علاقهمندی وافر
او با وسواس تناسب اندام مصرف شده بود، هر روز ساعتها در باشگاه میگذراند.
a Latin phrase (or its abbreviation) used to indicate that special attention should be paid to something

نوتا بنه, توجه کنید
a simplified summary that lists the main points or key ideas of a subject, providing an organized framework

خلاصه, طرح
او قبل از شروع به ساخت اسلایدها، چکیدهای از ارائه خود آماده کرد.
referring to an event or occurrence that is about to happen very soon

آتی, قریبالوقوع، آینده
علیرغم بهترین تلاشهایش، او هیچ راهحل قریبالوقوعی برای مشکل پیدا نکرد.
a series of related items or events arranged in a specific order

یک رشته, یک سری
او یک رشته از دستورالعملها را برای تکمیل مونتاژ دنبال کرد.
to involve or be about someone or something

مربوط بودن به, ربط داشتن به
to purposefully channel or apply one's attention, energy, or emotions toward a specific goal, person, or task

هدایت کردن, متمرکز کردن
مدیر تلاشهای کارکنان را به سمت افزایش فروش برای فصل هدایت کرد.
the information or events that stimulate action or response

ورودی, مشارکت
او قبل از تصمیمگیری، ورودیهای متنوعی از متخصصان جستجو کرد.
to keep information in the mind so it can be remembered or used later

ذخیره کردن, نگهداری کردن
ذهن میتواند هم اطلاعات مفید و هم بیفایده را ذخیره کند.
in a manner that accurately represents facts, details, or the original source

وفادارانه
فیلم به طور وفادارانه از کتاب پیروی میکند.
a group of brain areas in the front and upper-middle parts of the brain that work together to control attention, decision-making, problem-solving, and working memory

شبکه فرونتوپاریتال, مدار فرونتوپاریتال
آسیب به شبکه فرونتوپاریتال میتواند بر تفکر و برنامهریزی تأثیر بگذارد.
