Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - متن 1
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of an animal, plant, etc.) not having any living members, either due to natural causes, environmental changes, or human activity

منقرضشده
دانشمندان بیوقفه کار میکنند تا از انقراض گونههای بیشتر با مطالعه و حفاظت از حیوانات در معرض خطر و زیستگاههایشان جلوگیری کنند.
any of the order of mammals that carry their young babies in a pouch, such as kangaroos, found either in Australia or Americas

جانور کیسهدار
to share similarities in appearance, characteristics, or qualities

شبیه بودن
appearing to have a certain quality, yet lacking it in reality

مصنوعی, ساختگی
او فهمید که دوستی آنها فقط سطحی بود و فاقد ارتباط واقعی بود.
serving to identify or characterize

متمایز, ویژگی
کیفیت متمایز رهبری او توانایی او در الهام بخشیدن به دیگران با دیدگاهش بود.
an area of land, particularly in reference to its physical or natural features

ناهمواری, زمین
استراتژیستهای نظامی زمینشناسی را به دقت مطالعه کردند تا بهترین روش برای پیشروی نیروهای خود در میدان نبرد را تعیین کنند.
particularly suitable or ideal for a specific purpose

بهینه, ایده آل
ملک در یک منطقه برتر قرار دارد که برای استفاده تجاری و مسکونی ایدهآل است.
the place or area in which certain animals, birds, or plants naturally exist, lives, and grows

زیستگاه, محل سکونت
زیستگاه پاندا جنگلهای بامبو کوهستانی چین است.
in a manner that is only available to a particular person, group, or thing

منحصراً, تنها، فقط
این نسخه ویژه کتاب منحصراً برای اعضای باشگاه مجموعهداران در دسترس است.
(of plants or animals) feeding on the meat or flesh of other animals

گوشتخوار
ونوس مگسخوار یک گیاه گوشتخوار است که حشرات را به دام میاندازد و برای مواد مغذی هضم میکند.
having a robust body-build characterized by well-developed muscles, bones, and connective tissue derived from the embryonic mesoderm

عضلانی, ماهیچهای
رویانشناسان مطالعه میکنند که چگونه ساختارهای عضلانی از مزودرم تشکیل میشوند.
to expand, swell, or stretch beyond the normal or usual size

گستردهتر شدن, عریض شدن
بادکنک با پر شدن از هوا در جشن تولد منبسط شد.
the process by which organisms evolve traits that improve their chances of survival and reproduction in a particular environment

انطباق, سازگاری
خز ضخیم خرسهای قطبی یک سازگاری با شرایط قطبی است.
to offset or make amends for something undesirable by applying an opposing force or effect

جبران کردن, غرامت دادن
متخصص تغذیه توصیه کرد که میوهها و سبزیجات بیشتری بخورید تا جبران کمبود مواد مغذی ضروری در رژیم غذایی شود.
present in very limited amounts or number and not commonly found or encountered

نادر, کم یاب
صنعتگران ماهری که میتوانند مبلمان عتیقه را تعمیر کنند، روز به روز نادرتر میشوند.
to cause a person to become extremely tired

خسته کردن
مطالعه برای امتحانات در چند شب متوالی شروع به خسته کردن دانشآموزان کرد، که بر توانایی آنها در حفظ اطلاعات تأثیر گذاشت.
the act of chasing, trying to catch, or going after something or someone

تعقیب, شکار
او در تعقیب رویای خود برای تبدیل شدن به پزشک است.
to become visible after coming out of somewhere

ظاهر شدن, پدیدار شدن
با تغییر فصلها، اولین نشانههای بهار ظاهر میشوند، زندگی را به چشمانداز خفته بازمیگردانند.
to move back or withdraw to a safer or more comfortable place, especially to avoid something unpleasant

عقب نشینی کردن, کنار کشیدن
کوهنوردان به غار پناه بردند تا از گرمای سوزان فرار کنند.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
علیرغم باران شدید، آنها تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند.
a person's or animal's natural or inherent characteristics, influencing their behavior, mood, and emotional responses

طبع
نژادهای مختلف اسبها میتوانند خلق و خوی بسیار متفاوتی داشته باشند، که بر نحوه آموزش و سواری آنها تأثیر میگذارد.
(of animals or organisms) primarily active during the night

شبزی
پشهها آفات شبانه بدنامی هستند که پس از غروب آفتاب بیشترین فعالیت را دارند.
to see or observe with the eyes

مشاهده کردن
او در طول پیادهروی طبیعت، یک پرنده نادر را از طریق دوربین دوچشمی خود دید.
to store information in a way that can be used in the future

ضبط کردن, ذخیره کردن، ثبت کردن
دانشمند دادههای آزمایشی را در یک دفترچه آزمایشگاهی ثبت میکند.
to lie or rest in a pleasant warmth, such as sunlight

آفتاب گرفتن, لذت بردن از گرمای خورشید
گربه عاشق آفتاب گرفتن روی طاقچه پنجره است و از آفتاب بعدازظهر لذت میبرد.
lasting longer than usual or anticipated

تمدید شده, گسترش یافته
او از اقامتی طولانیمدت در خانه دوستش در طول تعطیلات لذت برد، که به آنها اجازه داد تا به طور کامل با هم صحبت کنند.
something that serves to show, suggest, or point to a fact, condition, or situation

نشانه, اشاره
to move slowly with the body near the ground or on the hands and knees

خزیدن
همانطور که کوهنوردان به شیب تند رسیدند، مجبور شدند روی دستها و زانوهای خود بخزند تا از زمین چالشبرانگیز عبور کنند.
a pocket-like structure that female marsupials, such as kangaroos, use to carry their young with them

کیسه (کانگورو و...)
existing or spreading among many people, groups, or communities through communication, influence, or awareness

وسیع, گسترده
استفاده گسترده از تلفنهای هوشمند روش ارتباط مردم را تغییر داده است.
the main part of a continent or country that is connected to a larger landmass, excluding surrounding islands or territories

سرزمین اصلی
بسیاری از گردشگران برای خرید و بازدید از جاذبهها به سرزمین اصلی سفر میکنند.
the preserved remains or traces of ancient plants, animals, or other organisms found in rock

فسیل
او فسیل را مطالعه کرد تا درباره زندگی پیش از تاریخ بیاموزد.
to occur at the same time as something else

همزمان بودن, تطابق داشتن
جشنواره با فصل برداشت همزمان است.
any animal that lives by hunting and eating other animals

شکارچی (حیوان), درنده
ساوانای آفریقا خانهای برای طیف متنوعی از شکارچیان است، از جمله شیرها، یوزپلنگها و کفتارها.
to feed a baby or young animal by drawing milk from the breast or teat

شیر دادن به نوزاد
او در مهدکودک در حال شیر دادن به نوزادش است.
surprising or exciting in appearance or effect

چشمگیر, قابلتوجه، برجسته, پرشور, دراماتیک
اجرای بازیگر دراماتیک بود و احساسات قوی را در تماشاگران برانگیخت.
to assign the cause or ownership of something to a specific person, thing, or factor

اختصاص دادن, نسبت دادن
آیا میتوانیم تاخیر را به شرایط آب و هوایی اخیر نسبت دهیم ؟
continuing with the same level of intensity without becoming weaker or less forceful

بی امان, بی وقفه
پیگیری بیامان او برای موفقیت، او را وادار به کار طولانیمدت هر روز کرد.
a hunter who kills predatory wild animals in order to collect a bounty

شکارچی جایزه, دام گذار
a long gun that can shoot multiple small bullets at one time, suitable for hunting animals such as birds

ساچمهزن, تفنگ ساچمهای
having or displaying a strong will to achieve a goal despite the challenges or obstacles

قوی و مصمم, بااراده
او مصمم به یادگیری یک زبان جدید باقی ماند، هر روز تمرین میکرد.
a series of organized activities that are intended to achieve a particular goal

کمپین, پویش
used to say that there is no doubt something is true or is the case

بدون شک, مسلماً
سیاست جدید بدون شک بهرهوری گردش کار را بهبود میبخشد.
to actively influence or impact a situation, event, or outcome

ایفا کردن
نگرش مثبت او نقش کلیدی در انگیزه دادن به تیم برای دستیابی به اهدافشان ایفا کرد.
to be one of the causes or reasons that helps something happen

تأثیر داشتن, نقش داشتن، موجب شدن
بازخورد مشتریان به بهبود محصول کمک کرد.
happening at the end of a process or a particular period of time

نهایی, پایانی
a person who moves to a new area to live and establish a community

مهاجر, ساکن
مهاجران زمین را برای کشت محصولات پاکسازی کردند.
an animal that is hunted and eaten by another animal

شکار, طعمه، صید
پرندگان کوچکتر اغلب شکار شاهینها و عقابها میشوند.
a group that animals, plants, etc. of the same type which are capable of producing healthy offspring with each other are divided into

گونه
فیل آفریقایی و فیل آسیایی دو گونه متفاوت از فیل هستند.
a contagious viral disease affecting animals, especially dogs, causing respiratory and gastrointestinal symptoms

بیماری واگیردار حیوانات
واکسیناسیون دیستمپر بخشی معمول از مالکیت مسئولانه حیوانات خانگی است.
to cause illness or medical conditions in an individual

مبتلا کردن
باکتریهای موجود در غذای آلوده میتوانند بر کسانی که آن را مصرف میکنند تأثیر بگذارند.
to make animals produce offspring in a way that is suitable for human beings

پرورش دادن (حیوانات)
حافظان محیط زیست برای پرورش گونههای در معرض خطر در اسارت کار میکنند تا جمعیت آنها را در طبیعت تقویت کنند.
the end or failure of something, such as an organization, system, or life

نابودی, افول، نزول، شکست، پایان
مرگ ناگهانی تئاتر محلی جامعه را شوکه کرد.
to decrease in degree, size, etc.

کم شدن, کوچک شدن
منابع در حال حاضر به دلیل افزایش تقاضا در حال کاهش هستند.
the act of completely destroying or eliminating something, especially a population or group

نابودی, محو
جنگ منجر به نابودی کل روستاها و جوامع شد.
the influence or control over someone or something

تحت تاثیر قرار دادن
عوامل اقتصادی اغلب تأثیر قابل توجهی بر رفتار مصرف کننده دارند.
deserving attention because of being remarkable or important

چشمگیر
بهبود قابل توجه در نمرههای او نتیجه تلاش سخت بود.
a person or thing that does not follow a general rule or is excluded from a class or group

استثنا
سیاست مستلزم آن است که همه افراد یونیفرم بپوشند، به استثنای کسانی که الزامات پوشش مذهبی دارند.
to a degree or extent that is enough

به اندازه کافی
شواهد به اندازه کافی متقاعد کننده بود تا حکم مجرمیت را تضمین کند.
a formal proposal presented for discussion and voting in a deliberative assembly

پیشنهاد, طرح
کمیته پیشنهاد را به طور کامل مورد بحث قرار داد.
confined or held prisoner, unable to escape

اسیر, در اسارت
حیوان اسیر در قفس خود به جلو و عقب میرفت، مشتاق آزادی.
a journey carefully organized for a specific purpose, such as exploration or research

مأموریت, سفر
یک سفر اکتشافی برای مطالعه جنگلهای بارانی برنامهریزی شد.
settling an issue authoritatively and leaving no room for further doubt or debate

قطعی
آزمایشهای تشخیصی شواهد پزشکی قطعی را نشان دادند که وجود سلولهای سرطانی در بدن او را تأیید میکرد.
from a specific point forward in time, degree, or progress

از این پس, از حالا به بعد
از این به بعد، جلسات به صورت هفتگی برگزار خواهند شد.
something suggested or put forward for consideration, such as an idea, plan, or assumption

طرح, پیشنهاد
مدیر هر پیشنهاد را با دقت بررسی کرد.
to give a person or animal a place to live or settle in

پناه دادن, اسکان دادن
این برنامه کودکان یتیم را با خانوادههای محلی اسکان میدهد.
not practical or feasible

عملی نیست, غیر قابل اجرا
طرح او برای پیادهروی به محل کار در باران شدید عملی نبود.
a formal rule or collection of rules enacted by a governing authority

قوانین
پارلمان قانونگذاری را برای بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان تصویب کرد.
to make or accept a law by voting or by decree

تصویب کردن
شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای را تصویب کرد که از دو کشور میخواهد مذاکرات صلح را از سر بگیرند.
to find out how old something is by measuring the amount of a certain type of carbon it has left

تاریخگذاری کربنی, انجام تاریخگذاری کربنی
او گفت که آنها نقاشیهای غار را تا عصر سنگ تاریخگذاری کربنی کردهاند.
![to [bear] a resemblance to [bear] a resemblance](/assets/img/no-pic-260w.png)