کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
to fuel [فعل]
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: His ambition fueled his relentless work ethic .

جاه طلبی او تقویت کرد اخلاق کاری بی امانش را.

to compile [فعل]
اجرا کردن

گردآوری کردن

Ex: He compiled a book of poems written by local authors .

او کتابی از اشعار نوشته‌شده توسط نویسندگان محلی را تدوین کرد.

faculty [اسم]
اجرا کردن

دانشکده

Ex: She joined the faculty of science to pursue her interest in biology .

او به دانشکده علوم پیوست تا علاقه خود به زیست‌شناسی را دنبال کند.

record [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The audio recording was a valuable record of the concert performance .

ضبط صدا یک سند ارزشمند از اجرای کنسرت بود.

ledger [اسم]
اجرا کردن

دفتر کل

Ex: The ledger provided a clear overview of the company 's financial health .

دفتر کل یک نمای کلی روشن از سلامت مالی شرکت ارائه داد.

parish [اسم]
اجرا کردن

ناحیه کلیسای محلی

Ex: The parish encompasses several neighborhoods , each with its own unique history and traditions .

پریش چندین محله را در بر می‌گیرد که هر کدام تاریخچه و سنت‌های منحصر به فرد خود را دارند.

register [اسم]
اجرا کردن

دفتر ثبت

Ex: The register contained details of all patients seen by the doctor , including their medical history and treatment plans .

ثبت شامل جزئیات تمام بیمارانی بود که توسط پزشک دیده شده بودند، از جمله سابقه پزشکی و برنامه‌های درمانی آن‌ها.

tax [اسم]
اجرا کردن

مالیات

Ex: The company hired a tax consultant to ensure compliance with the latest tax laws and regulations .

شرکت یک مشاور مالیاتی استخدام کرد تا اطمینان حاصل کند که با آخرین قوانین و مقررات مالیاتی مطابقت دارد.

inventory [اسم]
اجرا کردن

فهرست موجودی

Ex: The IT department maintained an inventory of all company-owned computers , printers , and peripherals .

دپارتمان فناوری اطلاعات یک فهرست از تمام رایانه‌ها، چاپگرها و لوازم جانبی متعلق به شرکت را نگهداری می‌کرد.

possession [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex: His possessions included a vintage record player , a collection of antique books , and a cherished family heirloom .
archive [اسم]
اجرا کردن

بایگانی

Ex: The city 's archive is housed in a historic building downtown , open to the public for research .

آرشیو شهر در یک ساختمان تاریخی در مرکز شهر قرار دارد که برای تحقیق در دسترس عموم است.

conundrum [اسم]
اجرا کردن

معضل

Ex: The math problem presented such a conundrum that even the top students struggled to find a solution .

مسئله ریاضی چنان معما‌ای ارائه داد که حتی دانش‌آموزان برتر هم برای یافتن راه‌حل تقلا کردند.

to puzzle [فعل]
اجرا کردن

گیج کردن

Ex: The cryptic message puzzled the detectives trying to solve the case .

پیام مرموز، کارآگاهانی را که سعی در حل پرونده داشتند سردرگم کرد.

economist [اسم]
اجرا کردن

اقتصاددان

Ex: He pursued a career as an economist specializing in environmental economics .

او به عنوان یک اقتصاددان متخصص در اقتصاد محیط زیست به دنبال شغل رفت.

causal [صفت]
اجرا کردن

علتی

Ex:

او مقاله‌ای درباره ارتباط علّی بین فقر و جرم نوشت.

link [اسم]
اجرا کردن

پیوند

Ex: The investigation revealed a link between the two suspects .

تحقیق یک ارتباط بین دو مظنون را آشکار کرد.

اجرا کردن

سودمندانه

Ex: Using time management techniques , he tackled the tasks productively , maximizing his daily output .

با استفاده از تکنیک‌های مدیریت زمان، او وظایف را به صورت مولد انجام داد و خروجی روزانه خود را به حداکثر رساند.

critical [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: During the negotiation , reaching a compromise on the key issues was critical to reaching a mutually beneficial agreement .

در طول مذاکره، رسیدن به یک سازش در مورد مسائل کلیدی برای دستیابی به یک توافقنامه متقابل حیاتی بود.

literacy [اسم]
اجرا کردن

سواد

Ex: The organization aims to increase literacy among underserved populations .

سازمان هدف افزایش سوادآموزی در میان جمعیت‌های محروم از خدمات را دنبال می‌کند.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

mediocre [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The movie was mediocre , with poor acting and a weak plot .
to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن (با وجود چالش‌ها)

Ex: The hikers struggled up the steep hill , each step more tiring than the last .

کوهنوردان برای بالا رفتن از تپه شیبدار تلاش می‌کردند، هر قدم خسته‌کننده‌تر از قدم قبل.

to analyze [فعل]
اجرا کردن

تحلیل کردن

Ex: The detective spent hours analyzing the evidence to solve the complex case .

کارآگاه ساعت‌ها صرف تحلیل شواهد کرد تا پرونده پیچیده را حل کند.

belongings [اسم]
اجرا کردن

اموال شخصی

Ex: The lost and found office was filled with unclaimed belongings .

دفتر اشیای گمشده پر از وسایل مطالبه نشده بود.

badger [اسم]
اجرا کردن

گورکن (جانورشناسی)

Ex: Eurasian badgers are often associated with folklore and mythology , appearing in stories and legends across many cultures .

گورکن‌های اوراسیایی اغلب با فولکلور و اسطوره‌شناسی مرتبط هستند و در داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌ها ظاهر می‌شوند.

اجرا کردن

چرخ خیاطی

Ex: I need a new needle for my sewing machine .

من به یک سوزن جدید برای چرخ خیاطی خود نیاز دارم.

scarlet [صفت]
اجرا کردن

قرمز آتشی

Ex: Bold and confident , she wore scarlet lipstick that perfectly matched her fiery personality .

جسور و با اعتماد به نفس، او رژلب قرمز روشن به لب داشت که کاملاً با شخصیت آتشینش مطابقت داشت.

bodice [اسم]
اجرا کردن

تنبان

Ex: The modern bodice was designed with flexible materials for comfort while still providing support .

سینه‌بند مدرن با مواد انعطاف‌پذیر برای راحتی طراحی شده است در حالی که همچنان حمایت می‌کند.

goods [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: Online shopping has made it easier than ever to purchase goods from around the world .

خرید آنلاین خرید کالاها از سراسر جهان را آسان‌تر از همیشه کرده است.

craft [اسم]
اجرا کردن

صنایع دستی

Ex: Traditional crafts like basket-making are dying out in modern cities .

صنایع دستی سنتی مانند سبدبافی در شهرهای مدرن در حال ناپدید شدن هستند.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

slate [اسم]
اجرا کردن

تخته سیاه

Ex:

تخته سنگ معمولاً به عنوان سطح نوشتاری قبل از پیدایش کاغذ استفاده می‌شد.

asset [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex:

مالکیت فکری، از جمله حق اختراع و علائم تجاری، نشان‌دهنده دارایی‌های نامشهود باارزش برای کسب‌وکارها است.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

signature [اسم]
اجرا کردن

امضا

Ex: I need your signature on this form to complete the application .

برای تکمیل درخواست به امضای شما روی این فرم نیاز دارم.

estimate [اسم]
اجرا کردن

برآورد

Ex: Based on the survey , the company made an estimate of the number of people who would attend the event .

بر اساس نظرسنجی، شرکت یک تخمین از تعداد افرادی که در رویداد شرکت می‌کردند، انجام داد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
numeracy [اسم]
اجرا کردن

سواد ریاضیاتی

Ex: Numeracy education in schools typically focuses on developing skills in arithmetic , algebra , geometry , and statistics .

آموزش numeracy در مدارس معمولاً بر توسعه مهارت‌ها در حساب، جبر، هندسه و آمار متمرکز است.

obstacle [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: Fear of failure was the main obstacle to her success .
to stifle [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: Overregulation in certain industries may stifle competition and impede the development of new technologies .

مقررات بیش از حد در برخی صنایع می‌تواند رقابت را خفه کند و توسعه فناوری‌های جدید را مختل کند.

indicator [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: Blood pressure is an important indicator of overall health .

فشار خون یک شاخص مهم از سلامت کلی است.

association [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: Her membership in the association provided valuable resources for her research .

عضویت او در انجمن منابع ارزشمندی برای تحقیقش فراهم کرد.

artisan [اسم]
اجرا کردن

صنعتگر

Ex: The market featured artisans selling handmade soaps .
merchant [اسم]
اجرا کردن

تاجر

Ex: The merchant offered a variety of goods , from handcrafted jewelry to fine textiles .

تاجر انواع کالاها را ارائه می‌داد، از جواهرات دست‌ساز گرفته تا منسوجات نفیس.

to oversee [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The supervisor oversees the production line to check for quality control .

سرپرست بر خط تولید نظارت می‌کند تا کنترل کیفیت را بررسی کند.

practice [اسم]
اجرا کردن

در عمل

Ex: The practice of these safety protocols has greatly reduced workplace accidents .

تمرین این پروتکل‌های ایمنی به میزان زیادی از حوادث محل کار کاسته است.

demographic [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌به‌جمعیت

Ex: Demographic trends indicate an aging population in many developed countries .

روندهای جمعیتی نشان دهنده پیری جمعیت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته است.

اجرا کردن

بازسازی

Ex: The reconstruction of the city 's transportation system improved traffic flow .

بازسازی سیستم حمل و نقل شهر جریان ترافیک را بهبود بخشید.

descendant [اسم]
اجرا کردن

نواده

Ex: The DNA test confirmed that she was a descendant of the famous explorer , much to her surprise .

تست DNA تأیید کرد که او نوه کاشف معروف است، که بسیار او را متعجب کرد.

to unfold [فعل]
اجرا کردن

روند تکاملی داشتن

Ex: During the negotiation process , potential collaborations and partnerships began to unfold .

در طول فرآیند مذاکره، همکاری‌ها و مشارکت‌های بالقوه شروع به گسترش کردند.

to chastise [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The parent chastised the child for not completing homework assignments on time .

والدین به دلیل تکمیل نکردن تکالیف در زمان مقرر، کودک را سرزنش کردند.

case [اسم]
اجرا کردن

مورد

Ex: Each case of misconduct will be reviewed by the disciplinary committee .

هر مورد از سوء رفتار توسط کمیته انضباطی بررسی خواهد شد.

cross [صفت]
اجرا کردن

بین‌عملکردی

Ex: Cross-functional meetings help departments work together.

جلسات بین‌وظیفه‌ای به دپارتمان‌ها کمک می‌کنند تا با هم کار کنند.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3