کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
immensely [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The technology advancements have immensely transformed daily life .

پیشرفت‌های فناوری زندگی روزمره را به شدت متحول کرده‌اند.

yield [اسم]
اجرا کردن

بازده

Ex: The orchard 's yield of apples was lower this year due to unfavorable weather conditions .

بازده باغ سیب امسال به دلیل شرایط نامساعد جوی کمتر بود.

اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The school 's curriculum is predominantly focused on STEM subjects .

برنامه درسی مدرسه عمدتاً بر موضوعات STEM متمرکز است.

ecological [صفت]
اجرا کردن

زیست‌بومی

Ex: Human activities , such as urbanization and industrialization , can have profound ecological impacts on the environment .

فعالیت‌های انسانی، مانند شهرنشینی و صنعتی‌شدن، می‌توانند تأثیرات اکولوژیکی عمیقی بر محیط زیست داشته باشند.

volume [اسم]
اجرا کردن

حجم

Ex: The volume of the box was calculated to be 1 cubic meter .

حجم جعبه به اندازه 1 متر مکعب محاسبه شد.

اجرا کردن

انتشار کربن

Ex: The company set a goal to achieve net-zero carbon emissions by 2050 .

شرکت هدفی را برای دستیابی به انتشار خالص صفر کربن تا سال 2050 تعیین کرد.

crop [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: They rotated their crop of soybeans to maintain soil fertility .

آنها محصول سویای خود را چرخاندند تا حاصلخیزی خاک را حفظ کنند.

اجرا کردن

جدا کردن

Ex: During the purification of proteins , it is important to sequester metal ions that could catalyze unwanted reactions .

در طول تصفیه پروتئین‌ها، مهم است که یون‌های فلزی را که می‌توانند واکنش‌های ناخواسته را کاتالیز کنند، جدا کنید.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

out of hand [عبارت]
اجرا کردن

غیرقابل‌کنترل

Ex: The children 's playtime became out of hand when they started running around , knocking over furniture and making a mess .
to regulate [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: She frequently regulates the organization 's procedures for efficiency .

او به طور مکر تنظیم می‌کند رویه‌های سازمان را برای کارایی.

to consist [فعل]
اجرا کردن

شامل شدن

Ex: His artwork consisted mainly of abstract paintings inspired by nature .

آثار هنری او عمدتاً از نقاشی‌های انتزاعی الهام‌گرفته از طبیعت تشکیل شده بود.

retailer [اسم]
اجرا کردن

خرده‌فروش

Ex: Many consumers prefer to shop online rather than visit brick-and-mortar retailers .

بسیاری از مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند به جای مراجعه به خرده‌فروشان فیزیکی، به صورت آنلاین خرید کنند.

party [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex: The charity held a fundraising party to support their cause .

خیریه یک مهمانی جمع‌آوری کمک‌های مالی برای حمایت از هدف خود برگزار کرد.

to meet [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The team collaborated effectively to meet the project deadline .

تیم به طور موثر همکاری کرد تا برآورده کند مهلت پروژه را.

اجرا کردن

اصرار کردن

Ex:

او اصرار داشت که شنیده شود و نگرانی‌هایش توسط مدیریت مورد توجه قرار گیرد.

assessment [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: The environmental assessment highlighted potential impacts of the new construction project on local wildlife .

ارزیابی محیط زیستی تأثیرات بالقوه پروژه ساخت و ساز جدید بر حیات وحش محلی را برجسته کرد.

criteria [اسم]
اجرا کردن

معیارها

Ex: The competition set high criteria for selecting the best candidates .

مسابقه معیارهای بالایی برای انتخاب بهترین نامزدها تعیین کرد.

to satisfy [فعل]
اجرا کردن

رضایت دادن

Ex: Her response did n’t satisfy his request for more information .

پاسخ او رضایت بخش درخواست او برای اطلاعات بیشتر نبود.

equivalent [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: Electrical resistance and impedance are equivalent characteristics for certain kinds of circuits or electrical components .

مقاومت الکتریکی و امپدانس ویژگی‌های معادل برای انواع خاصی از مدارها یا اجزای الکتریکی هستند.

sterile [صفت]
اجرا کردن

بی حاصل

Ex: Despite efforts to irrigate , the land remained sterile and unsuitable for crops .

علیرغم تلاش‌ها برای آبیاری، زمین عقیم باقی ماند و برای کشت مناسب نبود.

to hint [فعل]
اجرا کردن

به صورت ضمنی اشاره کردن

Ex: She subtly hinted that she preferred a certain restaurant for dinner by mentioning its delicious desserts .

او با اشاره به دسرهای خوشمزه‌اش، به طور ظریف اشاره کرد که برای شام یک رستوران خاص را ترجیح می‌دهد.

fashion [اسم]
اجرا کردن

سبک

Ex: She delivered her speech in such a moving fashion that the audience was left silent .

او سخنرانی خود را به شیوه‌ای چنان تکان‌دهنده ارائه داد که حضار سکوت کردند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

potentially [قید]
اجرا کردن

به‌طور بالقوه

Ex: With regular exercise , he may potentially improve his overall health .

با ورزش منظم، او ممکن است به طور بالقوه سلامت کلی خود را بهبود بخشد.

fungi [اسم]
اجرا کردن

*قارچ

Ex: Fungi, such as mushrooms and truffles, add flavor to many dishes.

قارچ‌ها، مانند قارچ و ترافل، به بسیاری از غذاها طعم می‌دهند.

bacteria [اسم]
اجرا کردن

باکتری

Ex: The scientist studied the bacteria under a microscope to identify their characteristics .

دانشمند باکتری‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد تا ویژگی‌های آنها را شناسایی کند.

اجرا کردن

بی‌مهرگان

Ex: Spiders are arachnids , a type of invertebrate that spins webs to catch prey .

عنکبوت‌ها بندپایانی هستند، نوعی بی‌مهره که تار می‌تنند تا شکار را بگیرند.

amphibian [اسم]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Newts are small , brightly colored amphibians that typically inhabit ponds and streams , where they breed and lay eggs .

سمندرها دوزیستان کوچک و رنگارنگی هستند که معمولاً در برکه‌ها و نهرها زندگی می‌کنند، جایی که تولید مثل کرده و تخم می‌گذارند.

reptile [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: The reptile crawled slowly across the sunlit rock , soaking up warmth .

خزنده به آرامی روی صخره آفتاب‌گیر خزید، گرما را جذب می‌کرد.

cultivation [اسم]
اجرا کردن

the practice of preparing and using land for growing crops, especially on a large scale

Ex: Cultivation of rice requires carefully flooded paddies .
ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: The author illustrated the idea of teamwork through various stories in the book .

نویسنده ایده کار تیمی را از طریق داستان‌های مختلف در کتاب توضیح داد.

expansion [اسم]
اجرا کردن

گسترش

Ex: The city is undergoing rapid expansion with new housing developments .

شهر در حال تجربه گسترش سریع با توسعه‌های مسکونی جدید است.

اجرا کردن

توجیه

Ex: The company offered no justification for the sudden increase in prices .

شرکت هیچ توجیهی برای افزایش ناگهانی قیمت‌ها ارائه نکرد.

steadily [قید]
اجرا کردن

به‌طور پیوسته

Ex: With consistent practice , his confidence grew steadily in public speaking .

با تمرین مداوم، اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور پیوسته افزایش یافت.

اجرا کردن

گواهی

Ex: She obtained certification in project management to enhance her career prospects .

او گواهینامه مدیریت پروژه را برای بهبود چشم‌اندازهای شغلی خود دریافت کرد.

regulation [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The airline industry is subject to strict regulations regarding passenger safety and security .

صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.

to govern [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Social norms govern how we interact with others in society .

هنجارهای اجتماعی حکمفرما هستند بر چگونگی تعامل ما با دیگران در جامعه.

basis [اسم]
اجرا کردن

اساس

Ex: The team meets on a weekly basis to discuss progress .

تیم به صورت هفتگی بر اساس پیشرفت بحث می‌کند.

epiphytic [صفت]
اجرا کردن

اپی فیتی

Ex:

باغبان یک کاکتوس اپی فیتیک را که از درخت آویزان بود به ما نشان داد.

اجرا کردن

گونه کلیدی

Ex: Sea otters are a keystone species because they help control sea urchin numbers.

سمورهای دریایی یک گونه کلیدی هستند زیرا به کنترل تعداد خارپشت‌های دریایی کمک می‌کنند.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3