کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
skyscraper [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: From the top of the skyscraper , you can see the entire city .

از بالای آسمانخراش، می‌توانید تمام شهر را ببینید.

to review [فعل]
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: She enjoys reviewing classic films on her channel .

او از بررسی فیلم‌های کلاسیک در کانالش لذت می‌برد.

geology [اسم]
اجرا کردن

زمین‌شناسی

Ex: Understanding the principles of geology helps predict earthquakes and volcanic eruptions .

درک اصول زمین‌شناسی به پیش‌بینی زمین‌لرزه‌ها و فوران‌های آتشفشانی کمک می‌کند.

firm [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex:

آن‌ها یک شرکت مشاوره تأسیس کردند تا تخصص در استراتژی کسب‌وکار ارائه دهند.

distinct [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: The scent of lavender was distinct , even among the mix of floral fragrances in the garden .

بوی اسطوخودوس متمایز بود، حتی در میان ترکیب عطرهای گل‌های باغ.

primarily [قید]
اجرا کردن

عمدتا

Ex: The exercise routine is primarily designed to improve cardiovascular health .

روال تمرین عمدتاً برای بهبود سلامت قلب و عروق طراحی شده است.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

settlement [اسم]
اجرا کردن

اسکان

Ex: The government supported the settlement of remote territories to expand its influence .

دولت از اسکان در قلمروهای دورافتاده برای گسترش نفوذ خود حمایت کرد.

compilation [اسم]
اجرا کردن

مجموعه (آهنگ و...)

Ex: The book is a compilation of essays on contemporary issues .

این کتاب مجموعه‌ای از مقالات درباره مسائل معاصر است.

to comment [فعل]
اجرا کردن

تفسیر کردن

Ex: As a proofreader , my task is to comment , highlighting errors and providing explanations on the document .

به عنوان یک تصحیح‌کننده، وظیفه من توضیح دادن است، با برجسته کردن اشتباهات و ارائه توضیحات روی سند.

tone [اسم]
اجرا کردن

لحن

Ex: She adjusted her tone to calm the audience .
the latter [ضمیر]
اجرا کردن

دومی

Ex: You can either take the bus or walk ; I suggest the latter , as it 's a nice day .

شما می‌توانید یا اتوبوس بگیرید یا پیاده بروید؛ من دومی را پیشنهاد می‌کنم، چون روز خوبی است.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The revised policy will incorporate suggestions from employees for improvement .

سیاست تجدید نظر شده پیشنهادات کارمندان را برای بهبود دربرخواهد گرفت.

اجرا کردن

مقاله تحقیقی

Ex: The student 's research paper delved into the ethical implications of artificial intelligence in healthcare .

مقاله تحقیقی دانشجو به بررسی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی در مراقبت‌های بهداشتی پرداخت.

account [اسم]
اجرا کردن

نگاه اجمالی

Ex: Her account of the historical event provided a new perspective on the cause of the conflict .

روایت او از رویداد تاریخی، دیدگاه جدیدی درباره علت درگیری ارائه داد.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
اجرا کردن

زیرزمینی

Ex:

مسیرهای آبی زیرزمینی اغلب بدون توجه در زیر مناظر شهری جریان دارند.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex: He indicated his interest in the job offer during the initial phone interview .

او در مصاحبه تلفنی اولیه علاقه خود به پیشنهاد شغلی را بیان کرد.

اجرا کردن

منتقل شدن

Ex: The email had some technical issues , but the attachment came through without any problems .

ایمیل برخی مشکلات فنی داشت، اما پیوست بدون مشکل ارسال شد.

residence [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه

Ex: They decided to make the summer cottage their permanent residence .

آنها تصمیم گرفتند کلبه تابستانی را به اقامتگاه دائمی خود تبدیل کنند.

civil war [اسم]
اجرا کردن

جنگ داخلی

Ex:

جنگ داخلی سوریه باعث بحران انسانی شده است که میلیون‌ها نفر آواره شده و در کشورهای همسایه پناه می‌جویند.

اجرا کردن

زمینه را برای چیزی مهیا کردن

Ex: The government 's policies on renewable energy aim to set the stage for a more sustainable future .
informative [صفت]
اجرا کردن

آموزنده

Ex: His informative lectures captivated the audience with fascinating facts .

سخنرانی‌های آموزنده او با حقایق جذاب، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

اجرا کردن

جزئیات بیشتر ارائه دادن

Ex:

در طول مصاحبه، از کاندیدا خواسته شد تا در مورد تجربیات کاری قبلی و دستاوردهای خود توضیح بیشتری بدهد.

tenement [اسم]
اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: Poor sanitation was a common problem in old tenements .
slum [اسم]
اجرا کردن

محله فقیرنشین

Ex: Slums often lack access to clean water and sanitation facilities .

حاشیه‌نشینی‌ها اغلب به آب تمیز و امکانات بهداشتی دسترسی ندارند.

clearance [اسم]
اجرا کردن

مانع‌زدایی

Ex: Clearance of the road allowed traffic to resume .
bedrock [اسم]
اجرا کردن

سنگ بستر

Ex: Engineers conducted a geological survey to assess the bedrock 's strength before planning the construction of the dam .

مهندسان یک بررسی زمین‌شناسی انجام دادند تا استحکام سنگ بستر را قبل از برنامه‌ریزی ساخت سد ارزیابی کنند.

developer [اسم]
اجرا کردن

بسازوبفروش

Ex: She is a successful developer known for her residential projects in the city .

او یک توسعه‌دهنده موفق است که به خاطر پروژه‌های مسکونی‌اش در شهر شناخته شده است.

foundation [اسم]
اجرا کردن

پی (ساختمان)

Ex: The homeowner hired a contractor to repair the cracked foundation of their house , preventing further structural damage .

صاحبخانه یک پیمانکار را برای تعمیر فونداسیون ترک خورده خانه‌اش استخدام کرد تا از آسیب‌های ساختاری بیشتر جلوگیری کند.

fraction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: She simplified the fraction 8/12 to 2/3 .

او کسر 8/12 را به 2/3 ساده کرد.

occupancy [اسم]
اجرا کردن

نرخ اشغال

Ex:

سطوح اشغال در دفاتر مرکز شهر پس از گسترده شدن کار از راه دور کاهش یافت.

rundown [صفت]
اجرا کردن

مخروبه

Ex:

کارخانه پس از نقل مکان شرکت به مکان دیگر، خرابه رها شده بود.

to identify [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: I could n’t identify the song at first , but then I recognized it .

من در ابتدا نتوانستم آهنگ را شناسایی کنم، اما بعداً آن را تشخیص دادم.

in terms of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از نظر

Ex: In terms of customer service , this restaurant excels in providing a pleasant dining experience .

از نظر خدمات به مشتری، این رستوران در ارائه یک تجربه غذاخوری دلپذیر عالی عمل می‌کند.

amenities [اسم]
اجرا کردن

تسهیلات

Ex: The cruise ship is renowned for its extensive amenities , including multiple dining options , entertainment venues , and a wellness center .

کشتی کروز به دلیل امکانات گسترده خود، از جمله گزینه‌های متعدد غذاخوری، مکان‌های تفریحی و یک مرکز سلامتی، معروف است.

to border [فعل]
اجرا کردن

مرزبندی کردن

Ex: The forest bordered the hiking trail , creating a scenic landscape .

جنگل مرز مسیر پیاده‌روی را تشکیل می‌داد و منظرۀ زیبایی را خلق می‌کرد.

اجرا کردن

متمایز کردن

Ex: Teachers aim to help students distinguish between fact and opinion in critical thinking .

معلمان هدفشان کمک به دانش‌آموزان برای تشخیص بین واقعیت و نظر در تفکر انتقادی است.

efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

cluster [اسم]
اجرا کردن

خوشه

Ex: In spatial statistics , a cluster of high or low values may indicate the presence of spatial autocorrelation .

در آمار فضایی، یک خوشه از مقادیر بالا یا پایین ممکن است نشان‌دهنده وجود خودهمبستگی فضایی باشد.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3