کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

اجرا کردن

ترجیحاً

Ex: In the bookstore , customers preferentially choose discounted books over full-priced ones .

در کتابفروشی، مشتریان ترجیحاً کتاب‌های تخفیف‌خورده را به جای کتاب‌های با قیمت کامل انتخاب می‌کنند.

to forage [فعل]
اجرا کردن

خوراک‌جویی کردن

Ex: They recently foraged for wild herbs to use in cooking .

اخیراً آنها برای استفاده در آشپزی، گیاهان وحشی را جمع‌آوری کردند.

to favor [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: The manager may favor candidates with relevant experience during the hiring process .

مدیر ممکن است در فرآیند استخدام از نامزدهایی با تجربه مرتبط حمایت کند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: During rapid vegetative growth , a plant 's uptake of water-soluble nutrients like calcium and magnesium can outpace what the soil naturally provides .

در طول رشد رویشی سریع، جذب مواد مغذی محلول در آب مانند کلسیم و منیزیم توسط یک گیاه می‌تواند از آنچه خاک به طور طبیعی فراهم می‌کند فراتر رود.

runoff [اسم]
اجرا کردن

جریان سطحی

Ex: Pollution in the runoff affects water quality .

آلودگی در رواناب بر کیفیت آب تأثیر می‌گذارد.

susceptible [صفت]
اجرا کردن

در معرض

Ex: Older computer systems tend to be more susceptible to viruses and malware than newer ones with updated security software .

سیستم‌های کامپیوتری قدیمی‌تر نسبت به سیستم‌های جدیدتر با نرم‌افزارهای امنیتی به‌روز شده، بیشتر در معرض آسیب‌پذیری در برابر ویروس‌ها و بدافزارها هستند.

infestation [اسم]
اجرا کردن

تهاجم

Ex: The orchard suffered from an infestation of fruit flies , reducing the harvest 's quality .

باغ میوه از هجوم مگس‌های میوه رنج برد و این باعث کاهش کیفیت محصول شد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
indication [اسم]
اجرا کردن

نشانه

Ex: Early success is often an indication of future performance .
to consume [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: The picnic menu included a variety of dishes that everyone consumed with delight .

منوی پیکنیک شامل انواع غذاهایی بود که همه با لذت مصرف کردند.

to infest [فعل]
اجرا کردن

هجوم آوردن

Ex: If we do n't address the root causes , the invasive species will continue to infest our local ecosystem , leading to irreversible damage .

اگر ما به علل ریشه‌ای نپردازیم، گونه‌های مهاجم به هجوم آوردن به اکوسیستم محلی ما ادامه خواهند داد، که منجر به خسارات جبران‌ناپذیر می‌شود.

citrus [اسم]
اجرا کردن

مرکبات

Ex:

او از مزه ترش کومکوات، یک میوه مرکبات کوچک و تند، متعجب شد.

stake [اسم]
اجرا کردن

پول‌ سرمایه‌‌گذاری‌شده

Ex: He sold his stake in the technology company for a substantial profit after its successful IPO .

او سهم خود را در شرکت فناوری پس از عرضه اولیه موفقیت‌آمیز آن با سود قابل توجهی فروخت.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

evidence [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The detective collected fingerprints and other forensic evidence from the crime scene to aid in the investigation .
carrier [اسم]
اجرا کردن

ناقل (پزشکی)

Ex: Public health officials stressed the importance of identifying carriers to prevent further outbreaks of the disease .

مقامات بهداشت عمومی بر اهمیت شناسایی ناقلان برای جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری تأکید کردند.

malaria [اسم]
اجرا کردن

مالاریا

Ex: Many efforts have been made to develop a vaccine to protect against malaria .

تلاش‌های زیادی برای توسعه واکسنی برای محافظت در برابر مالاریا انجام شده است.

اجرا کردن

گوشزد کردن

Ex:

آیا می‌توانید آن اشتباهات را دوباره نشان دهید؟

scarce [صفت]
اجرا کردن

کمتر از حد کافی

Ex: Opportunities for advancement were scarce in the company , leading to employee dissatisfaction .

فرصت‌های پیشرفت در شرکت کم بود، که منجر به نارضایتی کارکنان شد.

crucial [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Feedback from customers is crucial for improving product quality .
to roost [فعل]
اجرا کردن

لانه کردن

Ex: Swallows like to roost under the eaves of old barns .

پرستوها دوست دارند زیر لبه‌های انبارهای قدیمی لانه کنند.

sacred [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex: His grandfather 's watch was a sacred heirloom , passed down through generations with cherished memories attached .

ساعت پدربزرگش یک میراث مقدس بود که با خاطرات گرانبها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.

ancestor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: He was proud to learn that his ancestor had been a renowned artist .

او مغرور بود که فهمید نیاکانش هنرمند مشهوری بوده‌اند.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: She noticed potential flaws in the design and suggested improvements .

او نقص‌های بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

اجرا کردن

سودمند متقابل

Ex: The negotiation between the two parties was mutually beneficial , as they reached a fair and satisfactory agreement .

مذاکره بین دو طرف متقابلاً سودمند بود، زیرا آنها به یک توافق منصفانه و رضایتبخش رسیدند.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

yield [اسم]
اجرا کردن

بازده

Ex: The orchard 's yield of apples was lower this year due to unfavorable weather conditions .

بازده باغ سیب امسال به دلیل شرایط نامساعد جوی کمتر بود.

sustainable [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex: The athlete 's rigorous training regimen was not sustainable and resulted in frequent injuries .

برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیب‌های مکرر شد.

to quantify [فعل]
اجرا کردن

اندازه گیری

Ex: Can you quantify the level of customer satisfaction using a rating scale ?

آیا می‌توانید سطح رضایت مشتری را با استفاده از مقیاس رتبه‌بندی کمی کنید؟

optimistic [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: Even in the face of adversity , he maintained an optimistic outlook , focusing on potential solutions rather than dwelling on problems .

حتی در مواجهه با سختی‌ها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راه‌حل‌های بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.

اجرا کردن

انجام دادن

Ex: The technician will carry out routine maintenance on the machinery to prevent any potential issues .

تکنسین انجام خواهد داد تعمیرات معمول روی ماشین‌آلات برای جلوگیری از هرگونه مشکل احتمالی.

finding [اسم]
اجرا کردن

یافته (علمی)

Ex:

یافته‌های اخیر او می‌تواند نحوه درک ما از تغییرات آب و هوایی را تغییر دهد.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3