Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 4
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
containing a small amount of moisture

نمدار, مرطوب
پوست او پس از استفاده از مرطوب کننده مرطوب احساس شد.
having the ability to flow or move smoothly without interruption or obstruction

موزون
حرکات گربه روان بود در حالی که در فضاهای باریک حرکت میکرد.
a liquid containing nutrients that flows through a plant

شیره, لاتکس
حشرات از شیره درخت تغذیه میکردند.
a tall tree, growing in northern countries, with leaves that have five points that turn gold or red in the fall

درخت افرا
شربت افرا از شیره برخی درختان افرا، به ویژه در مناطق با زمستانهای سرد، برداشت میشود.
to make a container's liquid flow out of it

ریختن
او آب را در لیوان ریخت تا پر شد.
the act of making food without using direct flame

پخت
بوی آشپزخانه پس از ساعتها پخت فوقالعاده بود.
a baked good made from dough or batter, often sweetened or filled with ingredients like fruit, nuts, or chocolate

شیرینی
نانوایی در شیرینیهای تازه پخته شده مانند کروسان و دنیش تخصص دارد.
to have or hold something within or include something as a part of a larger entity or space

شامل بودن, حاوی بودن، در برداشتن
جعبه حاوی تمام قطعاتی است که برای مونتاژ میز نیاز دارید.
a substance that is added to food, cosmetics, or other products to prevent or slow down their spoilage or deterioration

ماده نگهدارنده
بنزوات سدیم یک نگهدارنده است که معمولاً در غذاهای اسیدی مانند نوشابهها و ترشیها استفاده میشود.
a processed form of sugar that has undergone purification and removal of impurities

*شکر تصفیهشده
آنها ترجیح میدهند محصولاتی را مصرف کنند که عاری از شکر تصفیه شده هستند تا سبک زندگی سالمتری داشته باشند.
a chemical or natural material that is added to the soil to improve its productivity and help plants grow

کود
من از کود ارگانیک در باغ سبزیجاتم استفاده میکنم تا از مواد شیمیایی اجتناب کنم.
the presence of liquid, typically water, in a state of wetness or dampness

رطوبت, نم
دیوارهای زیرزمین نشانههایی از رطوبت داشتند، که نگرانی از کپک بالقوه را ایجاد کرد.
the black or brownish substance consisted of organic remains, rock particles, and clay that forms the upper layer of earth where trees or other plants grow

خاک
او گلها را در خاک غنی و تیره باغ کاشت.
a specific condition or factor that is utilized for the evaluation of something

معیار, استاندارد، محک
دقت معیار اساسی در ارزیابی مقالات تحقیقات علمی است.
to satisfy a need, requirement, or condition

برآورده کردن, ارضاء کردن
شرکت قول داد که شرایط مندرج در قرارداد را برآورده کند.
involving only a part of something

جزئی, ناقص
او فقط یک توضیح جزئی از اقدامات خود داد و جزئیات کلیدی را حذف کرد.
having an end or tip that is sharp

نوکتیز
نیزه دارای نوکی تیز بود، ایدهآل برای شکار و ماهیگیری.
a sign or shape that represents a particular idea or organization

نماد, سمبل
طاقهای طلایی مکدونالدز به عنوان نماد این زنجیره فستفود عمل میکنند که در سراسر جهان به سرعت قابل تشخیص هستند.
to have something as a prominent or distinctive aspect or characteristic

شامل بودن
این خودرو مجهز به گزینههای ایمنی پیشرفته مانند ترمز اضطراری خودکار بود.
a piece of cloth with a mark or pattern that stands for a country, organization, etc.

پرچم
پرچم هر کشور در اجلاس بینالمللی نمایش داده شد.
to go and reside in a place as a permanent home

ساکن شدن, اقامت کردن
خانواده تصمیم گرفت در شهر ساحلی ساکن شود تا از ریتم آرامتر زندگی لذت ببرد.
relating to the original inhabitants of a particular region or country, who have distinct cultural, social, and historical ties to that land

بومی, اصیل
جوامع بومی اغلب ارتباط روحی عمیقی با زمین دارند و آن را مقدس و بخشی جداییناپذیر از هویت خود میدانند.
to create a hole, typically with a pointed tool

سوراخ کردن, حفاری کردن
با استفاده از دریل، او یک سوراخ در ورق فلزی برای نصب حفر کرد.
the main wooden body of a tree

تنه (درخت)
آنها حروف اول خود را روی تنه درخت در یک اردوی تابستانی حک کردند.
any object that can be used to store something in, such as a bottle, box, etc.

محفظه, ظرف
او یک ظرف تزئینی برای نگهداری جواهراتش خرید.
the hard outer covering of a tree

پوست درخت
پوست درخت توس صاف و سفید بود، در تضاد با پوست تیره تر درختان کاج مجاور.
a location, facility or container designed for keeping things safe, secure and organized for future use

انبار, انباری
شرکت در ذخیرهسازی بیشتر سرمایهگذاری کرد تا بتواند موجودی رو به رشد خود را جای دهد.
an object or installation designed to perform a specific function or provide convenience

امکانات, تسهیلات
تأسیسات پهلوگیری به کشتیها اجازه میدهد تا بهطور ایمن بارگیری و تخلیه کنند.
to expose a container to heat until its content reaches its boiling point

جوشاندن
قابلمه شروع به جوشیدن کرد در حالی که سوپ روی اجاق گاز به آرامی میپخت.
(of temperature or weather) extremely high in degree

داغ و سوزان, بهشدت گرم
a specific course of action that is performed in order to accomplish a certain objective

فرآیند, روند، پروسه
او فرآیند ساخت سفال را از ابتدا تا انتها آموخت.
(usually plural) a country's gas, oil, trees, etc. that are considered valuable and therefore can be sold to gain wealth

منابع و ذخایر طبیعی
دولت سیاستهایی را برای تنظیم استخراج منابع طبیعی اجرا کرد.
to take care of someone or something and attend to their needs, well-being, or safety

مراقبت کردن, مراقب بودن
گربه من از خودش خیلی خوب مراقبت میکند.
a straight line from one side of a round object, particularly a circle, passing through the center and joining the other side

قطر (دایره)
برای محاسبه محیط دایره، باید قطر آن را بدانید و از فرمول π × قطر استفاده کنید.
to move from a lower to a higher position

بالا آمدن
در حالی که جزر و مد در حال بالا آمدن بود، قایق شروع به شناور شدن کرد.
the vessels and tissue that carry or circulate fluids such as blood or lymph or sap through the body of an animal or plant

سیستم عروقی, دستگاه گردش خون
to make a hole or opening in something using a rotating tool

با مته سوراخ کردن
او برای آویزان کردن یک نقاشی، سوراخی در دیوار حفر کرد.
to place or add something into a specific space or object

قرار دادن, وارد کردن
مکانیک باتری جدید را با دقت وارد ماشین کرد.
a cylindrical hollow structure used for conveying fluids, gases, or electrical signals

لوله, مجرا
a soft hit or strike, usually with the hand or a light object

ضربه آرام
یک ضربه آرام روی شانه نشان داد که وقت رفتن است.
a substance such as a vitamin, protein, fat, etc. that is essential for good health and growth

ماده مغذی
ویتامین C یک ماده مغذی مهم برای تقویت سیستم ایمنی است.
to become gas or vapor from liquid

تبخیر شدن
گودالها به آرامی در زیر آفتاب داغ تبخیر میشوند.
the hot gas produced when water is heated to the boiling point

بخار
قطار قدیمی به جلو حرکت کرد، با نیروی بخار از موتور خود.
thick or heavy in a chemical context

سنگین
فوم متراکم در تشک پشتیبانی عالی ارائه میدهد.
to remove or separate unwanted items or elements from a group

صاف کردن, حذف کردن
در مصاحبههای شغلی، از سوالات خاصی برای حذف نامزدهای غیر واجد شرایط استفاده میکنند.
to become more powerful, intense, or larger in quantity

گسترش یافتن, افزایش یافتن
اعتماد به نفس تمایل به افزایش دارد وقتی که به اهداف کوچک دست مییابید.
(of liquids) having a murky appearance due to suspended particles

کدر, مات
پس از مدتی نشستن، سیب کدر شروع به ته نشین شدن کرد و مقداری رسوب در ته آن آشکار شد.
containing or resembling small, rough particles

متشکل از ذرات کوچک
شن دانهدار راه رفتن در کنار ساحل را دشوار کرد.
to pack something in order to sell or transport it

بستهبندی کردن
قبل از فرستادن هدیه، او مجبور بود آن را با دقت بستهبندی کند.
