Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - وضوح، ادراک و واقعیت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

not appearing credible, persuasive, or believable

Ex: His apology was unconvincing , leaving doubts about his sincerity .
symptomatic [صفت]
اجرا کردن

نشانه‌ای

Ex: The lack of funding is symptomatic of the government 's priorities .

کمبود بودجه نشانه‌ای از اولویت‌های دولت است.

اجرا کردن

بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر

Ex: The data we 've collected so far is fascinating , but it 's only the tip of the iceberg in terms of what we can learn .
outward [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Their outward behavior seemed polite , even though they were upset .

رفتار ظاهری آنها مودبانه به نظر می‌رسید، حتی اگر ناراحت بودند.

distinctive [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: Her distinctive laugh could be heard from across the room , making her easily recognizable in a crowd .

خنده متمایز او از آن سوی اتاق شنیده می‌شد، که او را در جمع به راحتی قابل تشخیص می‌کرد.

underlying [صفت]
اجرا کردن

زیربنایی

Ex:

درک مکانیسم‌های زیربنایی بدن انسان در پزشکی ضروری است.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

blurred [صفت]
اجرا کردن

مبهم

Ex:

همانطور که ماشین با سرعت عبور می‌کرد، منظره بیرون پنجره تار به نظر می‌رسید.

convincing [صفت]
اجرا کردن

متقاعدکننده

Ex: The convincing statistics supported the researcher 's hypothesis and strengthened their findings .

آمار قانع‌کننده از فرضیه محقق حمایت کرد و یافته‌هایش را تقویت کرد.

اجرا کردن

واضح و روشن

Ex:

نقشه یک مسیر شفاف و روشن به مقصد ارائه داد که سفر روان و بدون دردسری را تضمین می‌کرد.

consistent [صفت]
اجرا کردن

having the same quality, level, or effect throughout

Ex: The team maintained consistent speed throughout the race .
اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: The medical tests were inconclusive , so further examination is needed to determine the cause of the symptoms .

آزمایش‌های پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.

stark [صفت]
اجرا کردن

محض

Ex: The stark divide between the two political parties was apparent during the debate .

تقسیم‌بندی بارز بین دو حزب سیاسی در طول مناظره آشکار بود.

psychic [صفت]
اجرا کردن

روحی

Ex: The psychic medium claimed to communicate with spirits from the other side during seances .

مدیوم روحی ادعا می‌کرد که در طول جلسات با ارواح طرف دیگر ارتباط برقرار می‌کند.

conclusive [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Despite their efforts , the researchers were unable to obtain conclusive results .

علیرغم تلاش‌هایشان، محققان نتوانستند نتایج قطعی به دست آورند.

اجرا کردن

قابل‌شناسایی

Ex: The logo on the packaging makes the brand easily identifiable to consumers .

لوگو روی بسته‌بندی باعث می‌شود برند به راحتی قابل شناسایی برای مصرف‌کنندگان باشد.

اجرا کردن

(ارزش واقعی چیزی) آشکار شدن

Ex: The honesty of the character shines through in the novel , captivating readers .

صداقت شخصیت در رمان می‌درخشد، خوانندگان را مجذوب خود می‌کند.

اجرا کردن

تمیز دادن

Ex:

هوش و خلاقیت او او را در زمینه علم متمایز می‌کند.

ubiquitous [صفت]
اجرا کردن

همه جا حاضر

Ex: In urban areas , street vendors selling snacks are ubiquitous , catering to busy commuters .

در مناطق شهری، فروشندگان خیابانی که تنقلات می‌فروشند همه‌جا حاضر هستند و به مسافران پر مشغله خدمات می‌دهند.

اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: His unconventional style of dress , mixing formal attire with casual elements , always drew attention .

سبک غیر متعارف پوشش او، که لباس رسمی را با عناصر معمولی ترکیب می‌کرد، همیشه توجه را جلب می‌کرد.

اجرا کردن

قابل توجه بودن

Ex: The talented singer 's powerful voice allowed her to stand out among the competitors in the singing competition .

صدای قدرتمند خواننده بااستعداد به او اجازه داد تا در میان رقبا در مسابقه آواز برجسته شود.

telling [صفت]
اجرا کردن

showing something that was meant to be hidden, often unintentionally

Ex:
sketchy [صفت]
اجرا کردن

مشکوک

Ex: His explanation of what happened sounded sketchy to me .

توضیح او درباره آنچه اتفاق افتاده برای من مشکوک به نظر می‌رسید.

crisp [صفت]
اجرا کردن

شفاف

Ex: She prefers a camera that produces crisp images .

او دوربینی را ترجیح می‌دهد که تصاویر شفاف تولید می‌کند.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها