not appearing credible, persuasive, or believable
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
not appearing credible, persuasive, or believable
نشانهای
کمبود بودجه نشانهای از اولویتهای دولت است.
بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر
خارجی
رفتار ظاهری آنها مودبانه به نظر میرسید، حتی اگر ناراحت بودند.
متمایز
خنده متمایز او از آن سوی اتاق شنیده میشد، که او را در جمع به راحتی قابل تشخیص میکرد.
واضح
دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیکهای پخت اولیه نیاز داشت.
متقاعدکننده
آمار قانعکننده از فرضیه محقق حمایت کرد و یافتههایش را تقویت کرد.
واضح و روشن
نقشه یک مسیر شفاف و روشن به مقصد ارائه داد که سفر روان و بدون دردسری را تضمین میکرد.
having the same quality, level, or effect throughout
بینتیجه
آزمایشهای پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.
محض
تقسیمبندی بارز بین دو حزب سیاسی در طول مناظره آشکار بود.
روحی
مدیوم روحی ادعا میکرد که در طول جلسات با ارواح طرف دیگر ارتباط برقرار میکند.
قطعی
علیرغم تلاشهایشان، محققان نتوانستند نتایج قطعی به دست آورند.
قابلشناسایی
لوگو روی بستهبندی باعث میشود برند به راحتی قابل شناسایی برای مصرفکنندگان باشد.
(ارزش واقعی چیزی) آشکار شدن
صداقت شخصیت در رمان میدرخشد، خوانندگان را مجذوب خود میکند.
همه جا حاضر
در مناطق شهری، فروشندگان خیابانی که تنقلات میفروشند همهجا حاضر هستند و به مسافران پر مشغله خدمات میدهند.
غیر متعارف
سبک غیر متعارف پوشش او، که لباس رسمی را با عناصر معمولی ترکیب میکرد، همیشه توجه را جلب میکرد.
قابل توجه بودن
صدای قدرتمند خواننده بااستعداد به او اجازه داد تا در میان رقبا در مسابقه آواز برجسته شود.
مشکوک
توضیح او درباره آنچه اتفاق افتاده برای من مشکوک به نظر میرسید.
شفاف
او دوربینی را ترجیح میدهد که تصاویر شفاف تولید میکند.