اشاره کردن
رمان به طور ظریف به گذشته آشفته شخصیت اصلی اشاره کرد بدون اینکه به حوادث خاصی بپردازد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اشاره کردن
رمان به طور ظریف به گذشته آشفته شخصیت اصلی اشاره کرد بدون اینکه به حوادث خاصی بپردازد.
راهنمایی کردن (بازیگر مقابل)
او در طول صحنه به همبازی خود به طور ظریف سیگنال داد.
گمراه کردن
وقتی فهمید شریکش در مورد وضعیت مالیشان او را گمراه میکرد، احساس خیانت کرد.
تعادل ایجاد کردن
با چیزی مخالفت کردن
وادار کردن
سازماندهندگان کمپین از شهروندان خواستند که رأی دهند.
متوجه کردن
من غیرممکن میدانم که به او بفهمانم.
بیاهمیت جلوه دادن
پس از حادثه، شرکت سعی کرد میزان خسارت را کم اهمیت جلوه دهد، اما گزارشگران محلی حقیقت را فهمیدند.
شوخی درونگروهی
شوخی داخلی بین خواهر و برادرها خاطرات شیرین دوران کودکی آنها را زنده کرد و باعث خنده و نوستالژی شد.
به صورت غلوآمیز مطرح کردن
ای کاش او هر چیزی که میگویم را دراماتیزه نمیکرد.
یک به روز رسانی
بیا برای یک گپ سریع قهوه بخوریم.
برانگیختن (احساسات)
سوالات مصاحبه عمیق روزنامه نگار برای برانگیختن پاسخهای صادقانه از مصاحبه شونده طراحی شده بود.
تعریفوتمجید
او یک تعریف درباره اثر هنری نمایش داده شده در گالری ارائه داد.
مشاوره دادن
رهبران مذهبی اغلب به اعضای جماعت خود در مورد مسائل ایمان، اخلاق و چالشهای شخصی توصیه میکنند.
اغوا کردن
رستوران با ارائه پیشغذای رایگان همراه با هر غذای اصلی، مشتریان را به امتحان کردن آیتمهای جدید منو ترغیب کرد.
to be allowed or able to take part in making decisions or influencing something
سراپا گوش بودن
ژست
حرکت بلند کردن دستش یک ژست مودبانه برای پرسیدن سوال بود.
اثبات کردن
افزایش دما نشاندهنده فعالیت شیمیایی است.
مطرح کردن
کارآگاه مطرح کرد یک سری سوالات را از شاهدان به منظور روشن کردن راز پیرامون جرم.
سبک بیان
سخنرانی پر از عبارتهای چشمگیر بود.
کلیشه
فیلم به دلیل طرح داستان قابل پیشبینی و تکیه بر کلیشهها نقدهای متفاوتی دریافت کرد.
حمایت
تیم برای اجرای تغییرات به پشتیبانی مدیریتی تکیه کرد.
حقایق تلخی که راجع به خود میشنویم
جلسه فیدبک رئیس سخت اما ضروری بود، زیرا او برخی حقایق تلخ را درباره عملکرد تیم ما به اشتراک گذاشت.
تأکید کردن
طراح یک رویکرد مینیمالیستی را برای تاکید بر زیبایی لباس انتخاب کرد.
to express disapproval or disagreement, especially formally or in a discussion
محکوم کردن
استاد سرقت ادبی را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت علمی تأکید نمود.
ابراز کردن
فعال از تجمع به عنوان فرصتی برای بیان نگرانیها درباره مسائل محیط زیستی استفاده کرد.