به طور کلی
به طور کلی، بازخورد مشتریان از زمانی که سیستم جدید را اجرا کردیم مثبت بوده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به طور کلی
به طور کلی، بازخورد مشتریان از زمانی که سیستم جدید را اجرا کردیم مثبت بوده است.
قبل از هر چیز
در درجه اول، باید به مسائل فوری رسیدگی کنیم.
با هدف
او پیشنهاد شغل را به منظور پیشرفت شغلی خود پذیرفت.
بینیاز از گفتن
ما زمان و منابع زیادی را در این پروژه سرمایهگذاری کردهایم، بنابراین بیانش لازم نیست که انتظار نتایج عالی داریم.
used to give the reason for something
به یک معنا
به یک معنا، شکست به او کمک کرد تا موفق تر شود.
در مکان وقوع حادثه
as soon as it is practical or possible for someone
بهترتیب
دانشآموزان، آلیس و باب، به ترتیب 90% و 85% امتیاز گرفتند.
بهعقیده من
used to say that something should have already happened and must happen now
بدون گفتن میرود
بدون شک مطالعه منظم برای موفقیت تحصیلی ضروری است.
به جلو و عقب
کاغذها در باد به این سو و آن سو پرواز میکردند.
قبل از
فیلم قبل از انتشارش تحت ویرایش گستردهای قرار گرفت.
in a way that shows no pause, doubt, or reluctance before acting or speaking
used to emphasize that something must not happen under any circumstances
در مجموع
به طور کلی, محله مکانی آرام و دلپذیر برای زندگی است.
شبیه
بحث حول یک توافق نیمه متمرکز بود، با هر دو طرف ابراز حمایت موقت.
کنجکاوانه
او سرش را کنجکاوانه کج کرد در حالی که او صحبت میکرد.
با خستگی
من خسته به صفحه نمایش پلک زدم، در تلاش برای متمرکز ماندن.
از مستقیمترین مسیر
سخاوتمندانه
او به دلیل تلاشهای قهرمانانهاش در طول بحران سخاوتمندانه مورد تحسین قرار گرفت.
اخلاقا
پزشک تمام بیماران را اخلاقی صرف نظر از پیشینهشان درمان کرد.
از این رو
پیشبینی هوا طوفان برف را پیشبینی کرد؛ بنابراین، مدارس برای آن روز تعطیل بودند.