Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - قیدها و عبارات قیدی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

به‌ طور کلی

Ex: By and large , the feedback from customers has been positive since we implemented the new system .

به طور کلی، بازخورد مشتریان از زمانی که سیستم جدید را اجرا کردیم مثبت بوده است.

اجرا کردن

قبل از هر چیز

Ex: First and foremost , we must address the urgent issues .

در درجه اول، باید به مسائل فوری رسیدگی کنیم.

for good [عبارت]
اجرا کردن

برای همیشه

Ex: They finally fixed the leak in the roof for good .
with a view to [حرف اضافه]
اجرا کردن

با هدف

Ex: She accepted the job offer with a view to advancing her career .

او پیشنهاد شغل را به منظور پیشرفت شغلی خود پذیرفت.

اجرا کردن

بی‌نیاز از گفتن

Ex: We 've invested a lot of time and resources into this project , so needless to say , we 're expecting great results .

ما زمان و منابع زیادی را در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، بنابراین بیانش لازم نیست که انتظار نتایج عالی داریم.

on the grounds that [حرف ربط]
اجرا کردن

used to give the reason for something

Ex: The request was denied on the grounds that it lacked proper documentation .
اجرا کردن

به یک معنا

Ex: In a sense , failure helped him become more successful .

به یک معنا، شکست به او کمک کرد تا موفق تر شود.

on the spot [عبارت]
اجرا کردن

در مکان وقوع حادثه

Ex: The witness was questioned on the spot during the trial , providing immediate testimony .
اجرا کردن

as soon as it is practical or possible for someone

Ex: Submit the payment at your earliest convenience to avoid late fees .
regarding [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex:

او چند سوال در مورد شرایط قرارداد داشت.

اجرا کردن

به‌ترتیب

Ex: The students , Alice and Bob , scored 90 % and 85 % , respectively .

دانش‌آموزان، آلیس و باب، به ترتیب 90% و 85% امتیاز گرفتند.

to {one's} mind [عبارت]
اجرا کردن

به‌عقیده من

Ex: To their mind , the rules were outdated and needed revision .
it is high time [عبارت]
اجرا کردن

used to say that something should have already happened and must happen now

Ex: It's high time we cleaned the house.
اجرا کردن

بدون گفتن می‌رود

Ex: It goes without saying that studying regularly is essential for academic success .

بدون شک مطالعه منظم برای موفقیت تحصیلی ضروری است.

to and fro [قید]
اجرا کردن

به جلو و عقب

Ex: Papers flew to and fro in the wind .

کاغذها در باد به این سو و آن سو پرواز می‌کردند.

prior to [حرف اضافه]
اجرا کردن

قبل از

Ex: The film underwent extensive editing prior to its release .

فیلم قبل از انتشارش تحت ویرایش گسترده‌ای قرار گرفت.

اجرا کردن

in a way that shows no pause, doubt, or reluctance before acting or speaking

Ex: They unhesitatingly supported their friend during the crisis .
on no account [عبارت]
اجرا کردن

used to emphasize that something must not happen under any circumstances

Ex: On no account should you open the door to strangers.
اجرا کردن

در مجموع

Ex: On the whole , the neighborhood is a peaceful and pleasant place to live .

به طور کلی, محله مکانی آرام و دلپذیر برای زندگی است.

quasi [صفت]
اجرا کردن

شبیه

Ex: The debate centered around a quasi agreement , with both parties expressing tentative support .

بحث حول یک توافق نیمه متمرکز بود، با هر دو طرف ابراز حمایت موقت.

inquiringly [قید]
اجرا کردن

کنجکاوانه

Ex: She tilted her head inquiringly as he spoke .

او سرش را کنجکاوانه کج کرد در حالی که او صحبت می‌کرد.

wearily [قید]
اجرا کردن

با خستگی

Ex: I blinked wearily at the screen , struggling to stay focused .

من خسته به صفحه نمایش پلک زدم، در تلاش برای متمرکز ماندن.

as the crow flies [عبارت]
اجرا کردن

از مستقیم‌ترین مسیر

Ex: The town is only five miles away as the crow flies , but it will take longer to reach by car due to the winding roads .
lavishly [قید]
اجرا کردن

سخاوتمندانه

Ex: He was lavishly praised for his heroic efforts during the crisis .

او به دلیل تلاش‌های قهرمانانه‌اش در طول بحران سخاوتمندانه مورد تحسین قرار گرفت.

to the full [قید]
اجرا کردن

as much as possible

Ex: The room was decorated to the full for the wedding .
afresh [قید]
اجرا کردن

از نو

Ex:

تیم برنامه قدیمی را رها کرد و دوباره استراتژی کرد.

ethically [قید]
اجرا کردن

اخلاقا

Ex: The doctor treated all patients ethically regardless of their background .

پزشک تمام بیماران را اخلاقی صرف نظر از پیشینه‌شان درمان کرد.

hence [قید]
اجرا کردن

از این رو

Ex: The weather forecast predicted a snowstorm ; hence , schools were closed for the day .

پیش‌بینی هوا طوفان برف را پیش‌بینی کرد؛ بنابراین، مدارس برای آن روز تعطیل بودند.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

حین

Ex: He stayed calm whilst others panicked .
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها