used to indicate that something is mostly the case or generally true

به طور کلی
به طور کلی، تیم از پیشرفتی که در پروژه داشتهایم راضی است.
used to emphasize the most important thing or point before anything else

قبل از هر چیز, در درجه اول
در درجه اول، ما باید بر ایمنی تمرکز کنیم.
in a way that lasts forever or never changes

برای همیشه
with the intention of achieving or considering something

با هدف, با نیت
او به منظور بهبود مهارتهایش در دوره ثبت نام کرد.
used to indicate that what is about to be mentioned is so obvious that it does not require further explanation

بینیاز از گفتن, بدیهی است
بیان کردنش لازم نیست که ایمنی باید همیشه اولویت اصلی ما در هر پروژه ساختمانی باشد.
used to give the reason for something

به این دلیل که, به استناد اینکه
وکیل به این دلیل که شواهد بیربط بودند، اعتراض کرد.
from a certain perspective or interpretation, though not in every way

به یک معنا, از جهتی
به یک معنا, سکوت او بیشتر از کلمات گفت.
in the same place where an event is taking place

در محل, همانجا
یک پزشک ظرف چند دقیقه در محل حاضر شد.
as soon as it is practical or possible for someone
in relation to or concerning someone or something

در مورد, راجع به
او نگرانیهای خود را در مورد تأثیر محیطزیستی پروژه بیان کرد.
used to show that separate items correspond to separate others in the order listed

بهترتیب
نیویورک و لس آنجلس به ترتیب 4 و 6 ساعت از گرینویچ عقب تر هستند.
in someone's personal opinion

بهعقیده من, بهنظر من، از دید من
used to say that something should have already happened and must happen now
immediately and at that exact moment or place
used to indicate that something is so obvious that it does not need to be explicitly mentioned

بدون گفتن میرود, نیازی به گفتن نیست
بدون شک ایمنی باید همیشه در هر محیط کاری اولویت اصلی ما باشد.
with a repeated backward and forward movement

به جلو و عقب, این سو و آن سو
او در حالی که فکر میکرد در اتاق به جلو و عقب راه میرفت.
at the moment of almost doing or achieving something

در شرف, در آستانه
used to indicate that something happens or is done before a particular event or point in time

قبل از, پیش از
او محاسبات خود را قبل از ارائه به تیم دوباره بررسی کرد.
in a way that shows no pause, doubt, or reluctance before acting or speaking

بدون تردید, بلافاصله
او بدون تردید به جلو قدم برداشت تا به مرد مجروح کمک کند.
without any preparations or prior plans

بدون آمادگی قبلی, بداهه
جواب بداههاش از بیانیهٔ رسمی صادقانهتر به نظر میرسید.
used to emphasize that something must not happen under any circumstances
used to provide a general assessment of a situation

در مجموع
به طور کلی، پروژه موفقیتآمیز بود، اگرچه چالشهایی در طول راه وجود داشت.
resembling or seeming to be something, but not fully or completely

شبیه, مشابه
شرکت یک سیاست نیمه را اجرا کرد، که تلاش میکرد شکایات کارکنان را به صورت غیررسمی رسیدگی کند.
because of caring about someone or something and wanting to make a situation better for them

به خاطر (کسی یا چیزی)
آنها به خاطر بچهها با هم ماندند.
in a way that shows curiosity or a desire to know or learn something

کنجکاوانه, با کنجکاوی
او در برابر سکوت ناگهانیاش ابرویی را پرسشگرانه بالا برد.
with a sense of physical or mental tiredness

با خستگی, خستهوار
با خستگی جعبه را روی قفسه بلند کرد و عرق را از پیشانی اش پاک کرد.
by the route that is shortest and most direct

از مستقیمترین مسیر, در خط مستقیم
از جاده دور به نظر میرسد، اما در خط مستقیم نزدیک است.
in a way that provides something in large, generous, or abundant amounts

سخاوتمندانه, فراوان
کتاب با عکسهای تمام رنگی در تقریباً هر صفحه مجلل مصور شده است.
as much as possible

کاملاً, تا حد امکان
او زندگی را تا حد ممکن با وجود بیماریاش زندگی کرد.
once again, but in a new or different manner

از نو, دوباره
هنرمند بوم را پاک کرد و شروع به نقاشی دوباره کرد.
farther away from a familiar location
in a manner that is morally right or good

اخلاقا, از نظر اخلاقی
انتظار میرود کارمندان اخلاقی عمل کنند حتی زمانی که کسی نگاه نمیکند.
