Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - خانواده و ارتباطات اجتماعی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
close-knit [صفت]
اجرا کردن

صمیمی

Ex: The close-knit neighborhood association organized regular events and gatherings to strengthen the sense of community among its members .

انجمن محله‌ای همبسته به طور منظم رویدادها و گردهمایی‌هایی را برای تقویت حس جامعه در بین اعضای خود سازماندهی می‌کرد.

اجرا کردن

خانواده گسترده

Ex: His extended family includes relatives from different parts of the world , making their gatherings very diverse .

خانواده گسترده او شامل خویشاوندانی از نقاط مختلف جهان می‌شود که گردهمایی‌های آنها را بسیار متنوع می‌کند.

اجرا کردن

والد رضاعی

Ex: The foster parent worked closely with social workers to support the child 's transition .
اجرا کردن

کسی را در جریان قرار دادن

Ex: Do n't worry ; I 'll keep you posted on the latest news regarding the event .
lifelong [صفت]
اجرا کردن

برای تمام عمر

Ex: He pursued a lifelong dream of traveling the world after retiring .

او به دنبال یک رویای مادام العمر سفر به دور دنیا پس از بازنشستگی بود.

to meet up [فعل]
اجرا کردن

(با قرار قبلی) کسی را ملاقات کردن

Ex: I am meeting up with my friend after the movie .

من بعد از فیلم با دوستم meet up می‌کنم.

lone parent [اسم]
اجرا کردن

والد تنها

Ex: She's a lone parent raising two kids on her own.

او یک والد تنها است که دو فرزند را به تنهایی بزرگ می‌کند.

to back out [فعل]
اجرا کردن

به قول خود عمل نکردن

Ex: I promised to help and I 'm not backing out now .

من قول دادم که کمک کنم و الان پس نمی‌کشم.

to pop over [فعل]
اجرا کردن

به سرعت سر زدن

Ex: We will pop over to see how you are doing later .

ما بعداً سر می‌زنیم تا ببینیم حالتان چطور است.

in common [قید]
اجرا کردن

مشترک

Ex: The countries have a shared history in common .
social glue [اسم]
اجرا کردن

چسب اجتماعی

Ex:

اعتماد بین همسایه‌ها بخشی از چسب اجتماعی است که یک شهر را پایدار نگه می‌دارد.

to ask out [فعل]
اجرا کردن

کسی را به قرار عاشقانه دعوت کردن

Ex:

او درباره دعوت دوستش به یک قرار عصبی است.

to embrace [فعل]
اجرا کردن

پذیرفتن

Ex: The school decided to embrace innovative teaching methods to better engage its students .

مدرسه تصمیم گرفت روش‌های نوین تدریس را بپذیرد تا دانش‌آموزانش را بهتر درگیر کند.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: They often hang out by the beach during the summer .

آنها اغلب در تابستان وقت می‌گذرانند در کنار ساحل.

اجرا کردن

گذشته خجالت‌آور

Ex: The company 's financial skeleton in the cupboard surfaced during the audit .
upbringing [اسم]
اجرا کردن

تربیت

Ex: She credits her positive outlook to a nurturing upbringing filled with encouragement .

او دیدگاه مثبت خود را به تربیت پرورش‌دهنده‌ای پر از تشویق نسبت می‌دهد.

peer [اسم]
اجرا کردن

همتا

Ex: The research team consisted of peers from various disciplines , each bringing unique perspectives to the project .

تیم تحقیقاتی از همتایان از رشته‌های مختلف تشکیل شده بود که هر کدام دیدگاه‌های منحصربه‌فردی به پروژه می‌آوردند.

to dump [فعل]
اجرا کردن

با کسی بهم زدن

Ex: Tom chose to dump his girlfriend without warning , leaving her devastated and questioning their entire relationship .

تام تصمیم گرفت دوست دخترش را بدون هشدار رها کند، او را ویران کرد و تمام رابطه‌شان را زیر سوال برد.

to go off [فعل]
اجرا کردن

چیزی یا کسی از چشم کسی افتادن

Ex: As he grew older , he went off video games and became more interested in outdoor activities .

با بزرگ‌تر شدن، او از بازی‌های ویدیویی دلزده شد و به فعالیت‌های بیرون از خانه علاقه‌مندتر شد.

ancestry [اسم]
اجرا کردن

تبار

Ex: He is proud of his royal ancestry .
roots [اسم]
اجرا کردن

ریشه‌ها

Ex: Traveling made her appreciate the roots of her upbringing even more .

مسافرت کردن باعث شد او ریشه‌های تربیت خود را حتی بیشتر تقدیر کند.

courting [اسم]
اجرا کردن

دوران نامزدی

Ex: He was known for his respectful and patient courting of women in his village .
to go out [فعل]
اجرا کردن

رابطه رمانتیک داشتن

Ex: They started going out in college and have been a couple ever since .
intimacy [اسم]
اجرا کردن

صمیمیت

Ex: The writer captures the intimacy of family life in her novel .
handful [اسم]
اجرا کردن

مشت

Ex: The child can be a handful at times , especially when he ’s tired .

کودک گاهی اوقات می‌تواند یک مشت باشد، به‌ویژه وقتی خسته است.

اجرا کردن

اتفاقی به کسی برخوردن

Ex: I randomly bumped into my neighbor while walking my dog this morning .

من امروز صبح به طور تصادفی در حالی که سگم را راه می‌بردم به همسایه‌ام برخوردم.

comrade [اسم]
اجرا کردن

رفیق

Ex: College roommates quickly become comrades in daily life .
to nurture [فعل]
اجرا کردن

کودکی را پرورش دادن

Ex: Foster parents dedicate themselves to nurturing children who need a loving and stable home .

والدین پرورشی خود را به پرورش کودکانی اختصاص می‌دهند که به خانه‌ای پر از عشق و پایدار نیاز دارند.

adolescent [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: The school offered counseling services for adolescents .
applause [اسم]
اجرا کردن

تشویق (صدای دست زدن جمعیت به منظور تشویق کردن کسی)

Ex: After the speech , the crowd erupted into enthusiastic applause .

پس از سخنرانی، جمعیت با کف زدن های پر شور منفجر شد.

feast [اسم]
اجرا کردن

غذای مجلل

Ex: Guests were invited to a grand feast at the palace .
procession [اسم]
اجرا کردن

a group of people, animals, or vehicles moving ahead in an organized formation

Ex: Cars formed a procession behind the parade floats .
milestone [اسم]
اجرا کردن

نقطه عطف

Ex: Buying their first home was a financial milestone for the couple .

خرید اولین خانه آنها یک میلستون مالی برای زوج بود.

advisee [اسم]
اجرا کردن

a person who is receiving guidance, instruction, or supervision from an advisor, typically in an academic, professional, or mentorship context

Ex: The program pairs each advisee with an experienced professional .
to mark [فعل]
اجرا کردن

جشن گرفتن

Ex: The museum marks International Women 's Day by showcasing artworks created by female artists from around the world .

موزه روز جهانی زن را با نمایش آثار هنری ساخته شده توسط هنرمندان زن از سراسر جهان نشان می‌دهد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها