Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - وضعیت و شرط

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
chilly [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The water felt chilly , making it hard to swim .

آب سرد احساس می‌شد، که شنا کردن را سخت می‌کرد.

overcrowded [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد شلوغ

Ex: During the festival , the overcrowded streets were filled with music and laughter .

در طول جشنواره، خیابان‌های شلوغ پر از موسیقی و خنده بودند.

refreshed [صفت]
اجرا کردن

دوباره پرانرژی (شدن)

Ex:

او در طول ناهار یک پیاده‌روی کوتاه کرد تا قبل از جلسات بعدازظهر احساس سرزندگی کند.

اجرا کردن

نابهنجار

Ex: He suffers from a dysfunctional immune system .

او از یک سیستم ایمنی ناقص رنج می‌برد.

open-ended [صفت]
اجرا کردن

باز برای بازبینی

Ex: The open-ended framework can incorporate new findings .

چارچوب باز می‌تواند یافته‌های جدید را در بر بگیرد.

downward spiral [عبارت]
اجرا کردن

a continuous worsening of a situation, where one negative event causes another, leading to further decline

Ex: After losing his job, he entered a downward spiral of debt and depression.
nasty [صفت]
اجرا کردن

تهوع آور

Ex: Her nasty habit of gossiping about others created tension in the office .

عادت زشت او در غیبت کردن از دیگران تنش در دفتر ایجاد کرد.

drawn-out [صفت]
اجرا کردن

طولانی‌شده

Ex: The trial was a long , drawn-out process that tested everyone ’s patience .

محاکمه یک فرآیند طولانی و به درازا کشیده بود که صبر همه را آزمایش کرد.

immobile [صفت]
اجرا کردن

بی حرکت

Ex: She felt immobile from fear during the confrontation .

او در طول رویارویی از ترس بی‌حرکت احساس می‌کرد.

اجرا کردن

چیزی که از مد افتاده

Ex: Vinyl records were once the primary medium for music , but they are now considered a thing of the past with the rise of digital music streaming .
disposable [صفت]
اجرا کردن

یکبارمصرف

Ex:

دستکش‌های یکبار مصرف معمولاً در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی برای حفظ بهداشت استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

فراتر از شناخت

Ex: The town has changed beyond recognition in the last ten years.

شهر در ده سال گذشته فراتر از تشخیص تغییر کرده است.

running [صفت]
اجرا کردن

مداوم

Ex:

گزارش مداوم بازی بینندگان را مطلع نگه می‌داشت.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

اجرا کردن

سفارشی

Ex: He ordered a made-to-measure sofa for the living room .

او یک مبل سفارشی برای اتاق نشیمن سفارش داد.

arid [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: People living in arid climates often rely on advanced irrigation techniques and water conservation practices to sustain agriculture and daily life .

افرادی که در آب و هوای خشک زندگی می‌کنند اغلب به تکنیک‌های پیشرفته آبیاری و روش‌های صرفه‌جویی در آب برای حفظ کشاورزی و زندگی روزمره متکی هستند.

on track [عبارت]
اجرا کردن

در مسیر درست

Ex: The company is on track to meet its financial targets this quarter .
tight [صفت]
اجرا کردن

تنگ

Ex: He was tight but still chipped in for the group gift .

او تنگدست بود اما باز هم برای هدیه گروهی مشارکت کرد.

airborne [صفت]
اجرا کردن

هوابرد

Ex: The airborne virus spread quickly through the crowded city , causing a widespread outbreak .

ویروس هوابرد به سرعت در شهر شلوغ پخش شد و باعث شیوع گسترده شد.

impending [صفت]
اجرا کردن

قریب الوقوع

Ex: As the dark clouds rolled in , the impending storm was unavoidable .

همان‌طور که ابرهای تیره می‌آمدند، طوفان قریب‌الوقوع اجتناب‌ناپذیر بود.

اجرا کردن

بهترین کلاس

Ex:

معلم او را به خاطر بهترین بودن در کلاس تحسین کرد.

home from home [عبارت]
اجرا کردن

جایی که فرد در آن به اندازه خانه خود راحت است

Ex: The friendly atmosphere made the café feel like a home from home .
اجرا کردن

جا برای سوزن انداختن

Ex: The hotel bathroom was so cramped that there was barely enough room to swing a cat in it .
a stone's throw [عبارت]
اجرا کردن

خیلی نزدیک

Ex: The store is a stone 's throw away , so we can easily pick up groceries .
watertight [صفت]
اجرا کردن

ضد آب

Ex:

لباس غواصی ضد آب است، غواص را از نشت محافظت می‌کند.

sluggish [صفت]
اجرا کردن

کند

Ex: The cat was sluggish , barely lifting its head .

گربه کند بود، به زوری سرش را بلند می‌کرد.

اجرا کردن

چرخه معیوب

Ex: For those struggling with addiction , breaking the vicious circle of substance abuse often requires professional intervention and support .

برای کسانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند، شکستن چرخه معیوب سوء مصرف مواد اغلب نیاز به مداخله و حمایت حرفه‌ای دارد.

fleeting [صفت]
اجرا کردن

زودگذر

Ex: The joy she felt was fleeting , disappearing as quickly as it had come .

لذتی که احساس کرد گذرا بود، به همان سرعتی که آمده بود ناپدید شد.

اجرا کردن

برگشت‌ناپذیر

Ex: Smoking can cause irreversible damage to the lungs over many years .

سیگار کشیدن می‌تواند در طول سال‌ها به ریه‌ها آسیب غیرقابل جبران وارد کند.

اجرا کردن

مقاومت کردن در برابر

Ex:

سقف جدید در برابر تگرگ اخیر به خوبی مقاومت کرد.

innocence [اسم]
اجرا کردن

معصومیت

Ex: The movie portrayed the innocence of youth before the trials of life .

فیلم معصومیت جوانی را قبل از آزمایش‌های زندگی به تصویر کشید.

warring [صفت]
اجرا کردن

در حال جنگ

Ex: Warring parties met to negotiate a peace agreement .

طرف‌های درگیر در جنگ برای مذاکره در مورد یک توافق صلح ملاقات کردند.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها